*دانلـــــــــود مطـــــــالــــــــب مـــــر تــــــبــــط با حسابـــــــــــداری*

صورت مغایرت بانکی (doc)

محاسبه استهلاک همراه با مثال(xls)

200 نکته حسابرسی

راهنمای کامل استفاده از سیستم حقوق و دستمزد (docx)

اصول حسابرسی 1

جزوه مدیریت مالی(pdf)

دانلود صورت های مالی انگلیسی

اقتصاد خرد

حسابداری میانه 1

حقوق تجارت

حسابداری دارایی های امانی و تسعیر ارز

دانلود جزوه حسابداری دولتی

حسابداری تحت اکسل

دانلود کدینگ حساب ها

قانون مالیات مستقیم

قانون مالیات بر ارزش افزوده

 

 

*حـــــــــسابــــــــداری صــــــنعتــــــــــی*

حسابداری صنعتی: 

حسابداری صنعتی شاخه ای از علم وفن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته و با تجزیه وتحلیل گزارشها و بررسی راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان میکند.  

  

در ادامه مطلب فایل خلاصه شده صنعتی 1 و 2 و 3 توسط ما را می توانید دانلود کنید.

 

اهمیت حسابداری بهای تمام شده برای چیست؟  

 

در واقع حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیارمهم در اختیار میریت میباشد تا مدیران را در برنامه ریزی ، کنترل ونظارت وبررسی نتایج فعالیتها، یاری نماید.
مدیریت با استفاده از حسابداری صنعتی ،بهای تمام شده تولیدات را محاسبه می کند و کنترل خود را برروی هزینه های مواد ،دستمزد و و سایر هزینه های تولید اعمال می کند.
مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشنددر تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایرتصمیم گیریها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهندشد .
به عنوان مثال فرض کنید در صورتی که هدف تغییر نوع محصول تولید شده یا افزایش تولید باشد باید اطلاعات دقیقی از هزینه تولید وجود داشته باشد تا بتوان تصمیم گرفت که اگر ماشین آلات جدید خریداری شوند مقرون به صرفه است و یا ماشین آلات تعویض شوندو یا اینکه ماشین آلات اجاره گرفته شوند و یا بهتر است حقوق پرسنل افزایش داده شود ویا باید مقدار پرسنل افزایش داده شودو بسیاری از انواع تصمیمات مدیریت درموارد مشابه فوق الذکر مشروط بر اطلاعات حسابداری بهای تمام شده می باشد .  

 


کاربرد حسابداری بهای تمام شده چیست؟   

 

گاهی تصور می شود کابرد حسابداری صنعتی و بهای تمام شده محدود به کارخانجات و صنایع تولیدی می باشد هرچند شاید مشهورترین کاربردآن در این جهت باشدولی سایر موسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره برده و از روشهای حسابداری بهی تمام شده در بانکها ، شرکتهای بیمه ، عمده فروشیها، شرکتهای حمل ونقل ،شرکتهای هواپیمایی ،دانشگاههاو بیمارستانها در جهت کارایی بیشتر استفا ده می گردد.
بعنوان مثال در یک بیمارستان کنترل هزینه ها و تعیین بهای تمام شده هزینه های بستری شدن و درمان یک بیمار ، با استفاده از حسابداری بهای تمام شده صورت می پذیرد و موادمصرفی ، دستمزد پزشک وسایر هزینه های مرتبط شناسایی و ثبت کنترل می گردندتا بهای تمام شده مشخص شود . یا شرکتهای حمل و نقل سعی در محاسبه و تعیین هزینه حمل بهای تمام شده حمل یک کیلوکالا و یکنفر مسافر را دارند . 

 

مقایسه جایگاه حسابداری مالی و حسابداری بهای تمام شده در موسسات تولیدی 
 

 

حسابداری مالی در موسسات وظیفه تهیه گزارش وضعیت مالی و در واقع صورت سود و زیان ، ترازنامه و صورت گردش وجوه نقد را به عهده دارد و بیان می کند که در طول دوره مالی چه نتایجی حاصل شده است اما حسابداری بهای تمام شده در کنار حسابداری مالی گزارشاتی ازجزئیات تولید و مراکز ایجاد هزینه ارائه می دهد و به صورت دقیق تر مقدار مصرف مواد ، میزان تولید، ساعات کار انجام شده وهزینه های سایر عوامل تولید را در اختیار مدیریت قرارمیدهد تا بر اساس این اطلاعات و گزارشات مدیریت تصمیم گیری ،کنترلو برنامه ریزی کند.باید بدانید واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده تحت نظر مدیر مالی می باشند و در واقع واحد حسابداری مالی و واحد حسابداری بهای تمام شده بازوان مدیریت مالی می باشند.
اشاره شد که حسابداری بهای تمام شده گزارشاتی از جزئیات تولید و مراکز هزینه و عوامل ایجاد کننده هزینه در اختیار مدیریت قرار می دهد و با توجه به اینکه سعی  در تعیین بهای تمام شده تولید یک واحد کالا در هر یک از مراحل ساخت را دارد به آن حسابداری بهای تمام شده می گویند و به نظر می رسد اولین گزارشی را که یک حسابدار صنعتی باید تهیه کند جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته باشد.
جدول بهای تمام شده کالای فروش در واقع همان چرخه یا شکل کلی حسابداری صنعتی میباشد که به صورت گزارش ارائه می شود .این جدول از 5 بخش تشکیل شده است :
1- بخش مواد مستقیم که اطلاعاتی در ارتباط با مواد مصرف شده ارائه می دهد .
2- بخش دستمزد مستقیم که اطلاعاتی را در ارتباط  هزینه حقوق کارگران خط تولید ارائه می دهد.
3-بخش هزینه های سربار تولید که اطلاعاتی را درارتباط با سایر هزینه های تولید ارائه می دهد.
4- بخش کالای در جریان ساخت.
5- بخش کالای ساخته شده.
ملاحظه می کنید برای تهیه اولین گزارش حسابداری صنعتی با مفاهیم و اصطلاحات جدیدی همچون مواد مستقیم ،دستمزد مستقیم ،سر بارو سایر موارد مواجه خواهید شدهر چند اصول حسابداری صنعتی با حسابداری مقدماتی وتکمیلی که فرا گرفتید یکسان می باشد ولیکن برای فراگیری حسابداری صنعتی لازم است ابتدا با مفاهیم حسابداری صنعتی و طبقه بندی هزینه ها در حسابداری صنعتی آشنا شوید که در ادامه آنها را بررسی خواهیم نمود و سپس مباحث حسابداری صنعتی را به صورت تخصصی تر مطرح خواهیم کرد. 
 

 

طبقه بندی هزینه ها  چگونه است ؟ 

 

هرینه ها در حسابداری صنعتی از دیدگاههای متفاوتی طبقه بندی شده اند.به شکل زیر که خلاصه طبقه بندی هزینه ها را نشان میدهد توجه کنید تا در ادامه آنها را به صورت کلی تر بررسی نمائیم .
هزینه ها به 3 طبقه تقسیم می شوندو هر طبقه بندی خود به گروههایی تقسیم خواهد شد.
1- طبقه بندی طبیعی هزینه ها
2- طبقه بندی هزینه ها بر اساس ارتباط آنها  با تولید محصول
3- طبقه بندی هزینه ها  براساس ارتباط با حجم وتعداد تولید 
 

 

 منظور از طبقه بندی طبیعی هزینه ها چیست؟  

 


در این طبقه بندی ابتدا هزینه ها به الف) هزینه ها ی ساخت (تولید )و ب ) هزینه های تجاری تفکیک خواهد شد
الف-1) هزینه های ساخت
هزینه هایی می باشند که در کارخانه ها جهت تولید کالا و محصول مصرف و ایجاد میشوند مانند مواد اولیه مصرفی ، هزینه دستمزد و سایر هزینه های تولید .
ب -1) هزینه های تجاری
هزینه هایی می باشند که برای ساخت محصول و در قسمت ساخت نشده بلکه در سایر بخشهامانند بخش اداری ، بخش توزیع و فروش ، سایر قسمتها ایجاد می شوند به طور معمول به هزینه های تجاری هزینه های تجاری هزینه های عملیاتی نیز گفته می شود .  
 

 

2- منظور از طبقه بندی هزینه ها بر اساس ارتباط آنها با تولید محصول چیست؟ 
 

 

در حسابداری صنعتی ، هزینه ها بر اساس ارتباط با تولید به 2 گروه الف) مستقیم  ب) غیر مستقیم تقسیم می  شوند.
الف -2) هزینه های مستقیم
همچنانکه مشخص می باشند که ارتباط مستقیم با تولید دارند و می توان آنها را در کالاهای تولید شده مشخص نمود یا به مرحله ای از ساخت یا سفارش تولید ارتباط داد. مشخص ترین این هزینه ها مواد اولیه و دستمزد مستقیم تولید می باشد . موادی که مستقیمادر تولید یک کالا نقش دارند مواد مستقیم تولید می باشند به عنوان مثال چوبی که در ساخت میز و صندلی ، چرمی که در ساخت کفش و یا شیری که در ساخت بستنی به کار می رود مواد مستقیم تولید می باشند و یا دستمزد کارگرانی که در خط تولید کار می کنند و در تولید کالا نقش دارند دستمزد مستقیم تولید محسوب می شود.

ب – 2) هزینه های غیر مستقیم
هزینه های غیر مستقیم هزینه هایی می باشند که در تولید محصول نقش اصلی رانداشته هر چند برای تولید محصول لازم اند و برای ساخت محصول ایجاد می شوند لیکن ارتباط مستقیمی با محصول ندارند این هزینه ها را به سادگی نمی توان به یک مرحله از ساخت و یا سفارش معین و مشخص ارتباط داد هر چند این هزینه ها در طی تولید صورت پذیرفته اند مانند هزینه های سوخت و برق مصرفی سالن و کارگاه تولید ، روغن مصرفی جهت ماشین آلات تولیدی و سایر موارد مشابه و یا حقوق و دستمزد غیر مستقیم پرداختی در جهت تولید مانند حقوق سر کارگران و یا نگهبانان که به عنوان هزینه های غیر مستقیم شناسایی می شوند و یا هزینه ی استهلاک ساختمان کارخانه ه نمی توان آن را به یک تولید مشخص مرتبط کرد نمونه های غیر مستقیم می باشند مواد غیر مستقیمی که در جهت تولید مصرف می شوند نیز می توانند به عنوان هزینه های غیر مستقیم تلقی می شوند موادی مانند چسب مصرفی در ساخت کفش و یا در ساخت میز و صندلی مواد غیر مستقیم تولید محسوب می شوند البته همچنانکه اشاره شد وجود این هزینه ها الزامی است ولی به دلیل نا چیز بودن و یا غیر الرامی بودن به یک محصول آنها را به عنوان غیر مستقیم شناسایی می کنند به هزینه ها ی غیر مسنقیم سربار ساخت یا سر بار تولید نیز گفته می شود . 
 

 

 3- منظور از طبقه بندي هزينه ها بر اساس ارتباط آنها با تغيير حجم و تعداد توليد چيست؟  

 


در اين طبقه بندي که خود به سه گروه تقسيم مي شود ارتباط تغيير هزينه با تغيير در حجم توليد بررسي مي گردد بايد بدانيم برخي از هزينه ها تغيير مقدار و توليد اثري بر آنها نخواهد داشت و برخي ديگر با تغيير در حجم توليد تغيير کرد که با توجه به اين شرايط هزينه ها به سه گروه :
الف) هزينه هاي ثابت       ب ) هزينه هاي متغيير     ج ) هزينه هاي نيمه متغيير  تقسيم مي شوند .
الف- 3)هزينه هاي ثابت
هزينه هاي ثابت هزينه هايي مي باشند که با تغيير حجم توليد تا سطح مشخصي از توليد تغيير نخواهد کرد .بايد بدانيد به طور کلي هزينه هاي ثابت داراي مشخصاتي مي باشند که هر اين خصوصيات در هزينه مشاهده شد مي توان آن را به عنوان اين گروه از هزينه ها طبقه بندي کرد.
اول آنکه : اين هزينه ها در سطوح مختلف توليد در کل ثابت ميباشند .
دوم آنکه : سهم هزينه ثابت يک واحد کالا با افزايش تعداد توليد کاهش مي يابد و بر عکس .
سوم آنکه : کنترل وقوع اين هزينه ها از طريق مديران اجرايي صورت مي پذيرد .
نمونه بارز و مشخص اين هزينه ها : حقوق مديران توليد، استهلاک ساختمان و ماشين آلات ،بيمه ساختمان و ماشين آلات ، اجاره محل کارخانه و ساير موارد مشابه مي باشد.
ب -)3)هزینه های متغیر
 هزینه های متغیر هزینه هایی می باشند که کل مبلغ آنها با تغییر در سطح تولید و میزان تولید تغییر می کند یعنی با افزایش مقدار تولید و حجم تولید این هزینه ها در کل افزایش می یابند و با کاهش درمیزان تولید این هزینه هادر کل کاهش خواهند یافت نمونه مشخص این هزینه ها مواد مستقیم و دستمزد مستقیم می باشند .
هزینه های متغیر نیز مشخصه ای دارند که برای تشخیص این هزینه ها می توان آنها به صورت زیر بر شمرد.
اول آنکه : این هزینه ها در کل در ارتباط مستقیم با تولید می باشند یعنی با افزایش تولید افزایش وبا کاهش تولید در کل کاهش می یابند.
دوم آنکه : هزینه متغیر یک واحد کالا ثابت می باشد حتی اگر تعداد تولید کاهش یا افزایش پیدا کند.
سوم آنکه:به شکل ساده و آسان قابل تخصیص به دایره تولیدی می باشند.
اشاره شد نمونه بارز این هزینه ها مواد مستقیم مصرفی تولید و دستمزد مستقیم می باشد که سعی می کنیم در ادامه مشخصه های هزینه های متغیر را در این نمونه ها بررسی کنیم.
فرض کنید برای ساخت 6عدد میز 4 متر مربع چوب نیاز است حال اگر بخواهیم 12 عدد میز تولید کنیم حتما 8 متر مربع چوب که مواد ئ مستقیم تولید محسوب می شود نیاز می باشد می بینید که با افزایش میزان تولید هزینه مواد مستقیم در کل نیز افزایش پیدا خواهد کرد ولیکن باید توجه داشته باشید برای ساخت یک میز 5/1 متر مربع چوب نیاز است (5/1 = 4: 6) که هیچگاه با افزایش تولید ، میزان مواد مستقیم ساخت یک واحد تغییر نمی کند یعنی ساخت یک عدد میز حتماً 5/1 متر مربع چوب نیاز دارد و با چوب کمتر و یا بیشتر نمی توان میز ساخت بنابراین هزینه مواد مستقیم در یک واحد ثابت میباشد.
در ضمن این هزینه به راحتی قابل پیگیری در ساخت محصول می باشد و می تئان هزینه چوب مصرفی را در ساخت میز مشاهده نمود .
ج - 3) هزینه های نیمه متغیر
برخی از هزینه ها از دو قسمت متغیر و ثابت تشکیل شده اند این هزینه ها به شکلی می باشند که تا حد مشخصی از تولید با افزایش یا کاهش تولید بخش ثابت آنها تغییر  نمی کند واین در صورتی است که بیش از حد مشخص تولید با تغییر در حجم تولید این هزینه ها افزایش یا کاهش خواهند یافت .
بعنوان مثال میتوان به برق مصرفی کارخانه اشاره کرد.برقی که جهت روشنایی سالن کارخانه به کار می رود تقریباً ثابت است چه تولید کم وچه زیاد باشد ولیکن برق مصرفی ماشین آلات با تغییر در حجم و میزان تولید تغییر خواهد کرد. بنابراین هزینه برق مصرفی کارخانه می تواند نیمه متغیر باشد.
اشاره شد که هزینه ها بر اساس ارتباط آنها با تغییر در حجم تولید به گروه هزینه های ثابت ، هزینه های متغییر و هزینه های نیمه متغییر تقسیم می شوند که به طور توضیح داده شدند. در ضمن باید توجه داشته باشید هزینه های ثابت خود به 3 دسته تقسیم می شوند.
1- الف - 3) هزینه های ثابت ظرفیت کارخانه
2-الف - 3)هزینه های ثابت بهره برداری
3-الف - 3) هزینه های ثابت برنامه ای
1-الف - 3) هزینه های ثابت ظرفیت کارخانه : هزینه های ثابت ظرفیت کارخانه هزینه هایی می با شند که با تجهیزات و امکانات تولیدی کارخانه رابطه مستقیم دارند هزینه های استهلاک ماشین آلات و تجهیزات و تاسیسات نمونه های از هزینه های ثابت کارخانه می باشند .
2- الف - 3) هزینه های ثابت بهره برداری :هزینه هایی می باشند که با کاربری و بهره برداری از تجهیزات تئلیدی ارتباط مستقیم دارند مانند هزینه های بیمه ساختمان و تجهیزات و ماشین آلات .
3-الف-3) هزینه های ثابت برنامه ای:هزینه های ثابتی می باشند که با اتخاذ تصمیمات مدیران کارخانه مرتبط بوده و در راستای برنامه ریزی آینده ایجاد می شوند مانند هزینه های تحقیق و پ وهش ، هزینه های تبلیغاتی و بازرگانی . 
 

 

آشنایی با مفاهیم ،تعاریف واصطلاحات موجود در گزارشات حسابداری صنعتی

 


در فصل قبل با حسابداری بهای تمام شده و کاربرد آن آشنا شدید انواع طبقه بندی هزینه ها را نیز فرا گرفتید .
در این بخش سعی می کنیم بامفاهیم،  تعاریف واصطلاحات گزارشات حسابداری صنعتی آشنا شوید.
منظور از هزینه یابی و دایره ی هزینه یابی چیست ؟
هزینه یابی عبارت است از تعیین بهای تمام شده کالای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت .و منظور از دایره هزینه یابی دایره ایس که دامنه مسئولیت نگهداری اسناد ومدارک مرتبط با حسابداری عملیات تولیدی و غیر تولیدی را به عهده داشته و در ضمن وظیفه تجزیه و تحلیل کلیه هزینه های تولیدی ، توزیع و فروش جهت ارائه و استفاده مدیریت را به عهده دارد. فعالیتهای دایره هزینه بایی در ارتباط با گذشته ، حال و آینده واحد اقتصادی میباشد . 
کالای ساخته شده چیست؟ 
کالایی که با گذراندن مراحل تولید به شکل کامل ساخته شده است و در واقع فرآیند تولید را به شکل کامل طی نموده است را کالای ساخته شده گویند.
کالای در حال ساخت چیست؟ کالاهایی که در جریان مراحل تولید قرار گرفته اند و لیکن کامل نشده اند و بخشی از فرایند تولید را طی نموده اند ولی ساخت آنها تمام نشده است را کالای در جریان ساخت گویند.
منظور از تولید چیست ؟
هر گاه مواد اولیه با عبور از یک فرایند ساخت تغییر شکل دهد و به یک کالای ساخته شده تبدیل شود اصطلاحاً می گویند تولید صورت پذیرفته است .
به عنوان مثال اگر یک تکه چوب  با گذشت از فرآیند برش - و اتصال به میز و صندلی تبدیل شود این عمل تولید محسوب می گردد و یا فرایند چند ماده شیمیایی به رنگ تولید محسوب می شود .البته باید توجه داشت ممکن است کالای ساخته شده یک فرآیند تولید ،مواد اولیه تولید دیگر محسوب گردد و در فرآیندی دیگر به یک کالای ساخته شده دیگر تبدیل شود.
بعنوان مثال سنگ آهن که مواد اولیه ذوب آهن می باشد با طی مراحل تولید به ورق آهن و نبشی و اشکال مختلف تبدیل میشود و این کالای ساخته شده یعنی همان ورق آهن مواد اولیه ساخت و تولید میز فلزی ، اجاق گاز و سایر موارد قرار خواهد گرفت .
اجزاء و عوامل بهای تمام شده کدام است ؟
عوامل اصلی بهای تمام شده به طور کلی 3 دسته زیر می باشند .
1- مواد اولیه     2- دستمزد   3- سر بار ( سایر هزینه های تولید )
1- مواد اولیه 
مواد اولیه رکن اصلی تولید کالا و محصول می باشد در ضمن می دانید که مواد اولیه تولید خود به دو بخش زیر تقسیم می شوند:
الف -1)مواد مستقیم
آن بخش از مواد اولیه مصرفی که از کالای ساخته شده جدائی ناپذیر است و مستقیماً در ساخت کالا نقش داردرا مواد مستقیم گویند به عنوان مثال آرد در ساخت نان مواد مستقیم تولید نان محسوب می گردد.
ب -1) مواد غیر مستقیم
آن بخش از مواد مصرفی که برای تکمیل کالا ضروری می باشد و لیکن به علت مصرف ناچیز آن نتوان  آن را به عنوان مواد مستقیم مصرفی تولید طبقه بندی کرد مواد غیر مستقیم محسوب می شود مانند مصرف میخ در ساخت میز و کمدچوبی .
2 - دستمزد (کار )
حقوق و حق الزحمه ای که در جریان تولید و ساخت برای تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداخت میشود را به عنوان دستمزد تولید شناسایی می کنند .
دستمزد نیز به دو بخش زیر تقسیم خواهد شد :
الف - 2) دستمزد مستقیم
دستمزدی است که بابت کاری پرداخت می شود که مستقیم صرف تبدیل مواد اولیه به کالای ساخته شده انجام  می شود .
ب -2) دستمزد غیر مستقیم
دستمزدی است که بابت کاری پرداخت می شود که مستقیماً در ساخت و ترکیب کالای ساخته شده نقش نداشته است مانند حقوق نگهبانان و سر کارگران کارخانه و..... 
3- سایر هزینه ها (سر بار ساخت )
کلیه هزینه هایی که در جریان تولید اتفاق می افتند ولیکن نمی توان آنها را به طور مستقیم و مشخص به اقلامی از تولید یا محصولی خاص اختصاص داد به عنوان سر بار کارخانه و یا سایر هزینه ها شناسایی می شوند نمونه های مشخص این هزینه ها ؛ مواد غیر مستقیم تولید ، دستمزد غیر مستقیم ، هزینه تعمیرات و هزینه های استهلاک ماشین آلات ، هزینه بیمه و سایر مواد مشابه می باشد.
گزارشهای حسابداری صنعتی و روش تهیه آنها
در حسابداری مقدماتی اشاره کردیم استفاده کنندگان از گزارشهای حسابداری دو دسته می باشند .
الف ) استفاده کنندگان درون سازمانی
ب )استفاده کنندگان برون سازمانی
و اشاره شد گزارشهای حسابداری تهیه می شوند تا 2 هدف زیر تحقق پیدا کند.
1- امکان بررسی توانایی و نکات ضعف موسسات با توجه به تجزیه و تحلیل عملکرد و فعالیتهای موسسات و شرکتها
2- برنامه ریزی و کنترل فعالیتها با توجه به اطلاعات کسب شده از گزارشات مالی گذشته بنابراین موسسات تولیدی نیز دو گروه گزارش تهیه می کنند.
1- گزارشهای درون سازمانی
2- گزارشهای برون سازمانی
1- گزارشهای درون سازمانی گزارشهای درون سازمانی که بطور کلی مورد استفاده مدیران جهت برنامه ریزی ،کنترل و نظارتو تصمیم گیری تهیه می شوند .
2- گزارشهای برون سازمانی
گزارشهای برون سازمانی که مورد استفاده کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از سازمان می باشد نمونه بارز این استفاده کنندگان سرمایه گذاران ، بورس اوراق بهادار ، دولت ، بانکها ، حسابرسان و غیره می تواند باشد .
انواع گزارشهای درون سازمانی و برون سازمانی کدامند و توسط چه واحد هایی تهیه می شوند
گزارشهای درون سازمانی در موسسات تولیدی توسط واحدهای حسابداری بهای تمام شده تهیه می گردد و معمولاً هر ماه این گزارشها بر اساس نیاز مدیران تهیه می شوند تا در اختیار آنها قرار گیرد.
عمده ترین گزارشهای درون سازمانی در موسسات تولیدی به صورت زیر می تواند باشد.
1- گزارش مصرف مواد                  2- گزارش بهای تمام شده کالای ساخته شده                
 3- گزارش اوقات تلف شده                         4- گزارش کالای در جریان ساخت
5- گزارش ضایعات                       6- گزارش خرید مواد                                            
 7-گزارش فروش                                     8- سایر گزارشات مورد استفاده مدیریت
گزارشهای برون سازمانی در موسسات تولیدی توسط دایره حسابداری تهیه می شود . این گزارشها با توجه به اینکه مورد استفاده اشخاص حقیقی و حقوقی همچون دولت ، بانکها ، سرمایه داران و ........... که قبلاً توضیح داده شدند می باشند باید بر اساس استانداردهای حسابداری و اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه گردند تا قابلت مقایسه داشته و قابل اتکا باشند . عمدترین این گزارشها به صورت زیر می باشند.
1- گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته      2- گزارش سود و زیان        3- ترازنامه                  4- گردش جریانات نقدی             5- گزارش تقسیم سود
گزارش برون سازمانی در موسسات تولیدی
1- گزارش (جدول ) بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست:
برای آنکه گزارشهای درون سازمانی را بهتر بشناسید ابتدا گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته را که یک گزارش برونی می باشد بررسی می نمائیم چرا که در مبحث حسابداری موسسات بارزگانی نیز نیز تا حدودی و به شکل دیگر با آن آشنا شدیده اید .
در فصل قبل اشاره شد بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است
1- بخش مواد مستقیم                             2- دستمزد مستقیم                           3- سر بار                   4-بخش کالای در جریان ساخت                        5- بخش کالا ساخته شده
2- گزارش خلاصه سود و زیان چیست؟
دومین گزارش برون سازمانی در موسسات تولیدی گزارش خلاصه سود و زیان می باشد که خود به طور معمول از 4 بخش تشکیل می گردد به گزارش سود و زیان موسسه نمونه توجه کنید.
3- ترازنامه در موسسات تولیدی
ترازنامه یکی دیگر از گزارشهای برون سازمانی می باشد که با سایر مو سسات یعنی خدماتی و بازرگانی تفاوتی نخواهد داشت تنها تفاوت اساسی آن بخش موجودی کالا می تواند باشد که در ترازنامه موسسات تولیدی موجودی کالا متشکت از مواد خام ، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می باشد با نحوه تهیه ترازنامه نیز در حسابداری مقدماتی و تکمیلی به شکل کامل آشنا شده اید.
سایر گزارشات برون سازمانی نیز از حوصله بحث خارج می باشد که امیدواریم این مباحث رادر سطوح بالاتر دنبال نمائید.
گزارشهای درون  سازمانی در موسسات تولیدی
اشاره شد که جدول بهای تمام شده کالای فروش رفته از 5 بخش تشکیل شده است باید توجه داشته باشید که هر یک از این پنج بخش در واقع یکی از گزارشهای درون سازمانی می باشد.
1- گزارش مصرف مواد
به طور معمول موسسات تولیدی هر ماهه گزارشی را از مقدار و یا مبلغ مواد مصرف شده تهیه می کنند که به آن گزارش مصرف کننده مواد گویند.البته همچنانکه اشاره شد این گزارش می تواند مبلغی یا مقدار مصرف مواد اولیه ویا مبلغ مصرف مواد اولیه باشد .باید توجه داشت که بخش اول گزارش بهای تمام شده کالای فروش رفته در واقع یک گزارش مبلغی مصرف می باشد .
روشهای هزینه یابی موسسات تولیدی 
در فصول اشاره کردیم هدف حسابداری بهای تمام شده که مورد استفاده موسسات تولیدی می باشد تعیین قیمت تمام شده تولیدات است .
بنابراین برای این منظور از روشهای هزینه یابی استفاده می گردد.
هزینه یابی چیست و چند نوع می باشد :روشهای هزینه یابی در واقع روشها و نظامهایی می باشند که منجر به انجام ثبتهای حسابداری و تهیه گزارشاتی می گردند که مدیریت را در ارتباط با کنترل هزینه های مواد ،دستمزد و سربار کمک و یاری می نمایند.
بطور کلی با توجه به نوع فعالیت موسسات تولیدی روشهای هزینه یابی که مورد استفاده قرار می گیرند 2 نوع می باشند .
1-هزینه یابی سفارش کار                                       2- هزینه یابی
برخی از موسسات تولیدی سفارش پذیرند یعنی در واقع تولیدات آنها و هزینه هایی که در آنها صورت می پذیرد با سفارش و یا عقد پیمان ایجاد میشوند بنابراین برای هزینه یابی در این موسسات روش هزینه یابی سفارش کار استفاده می گردد.
نمونه بارز این موسسات شرکتها پیمانکاری ، کارخانجات کشتی سازی ، هواپیما سازی ، بیمارستانها ، تعمیرگاهها اتومبیل و سایر موارد مشابه می باشد . بعضی از موسسات تولیدی دیگر برای آنکه تکمیل شود مراحل مختلفی را طی می کند و محصولات آنها را به صورت انبوه و یکسان تولید می شود از روشهای هزینه یابی مرحله ای استفاده می نمایند . کارخانجات نساجی ، مواد شیمیایی ، صنایع نفت ، کفش و موارد مشابه نمونه های این نوع موسسات می باشند .
موارد کلی برای تعیین روشهای هزینه یابی موسسات تولیدی وجود داردهرچند این موارد قطعی نمی باشند و ممکن است استثنایی نیز بر آن حاکم باشد و و لیکن اساساً موسساتی که به صورت سفارشی عمل می نمایند و یا آنکه تولیدات آنها با حجم زیاد و از نظر تعداد کم می باشد و گاهی تولیدات انها قیمت تمام شده بالایی دارند از روش هزینه یابی سفارش کار استفاده می نمایندو موسساتی که تولیدات آنها باید از مراحل مختلفی عبور کند و به صورت انبوه ، پیوسته ، مداوم و یکنواخت و همگن تولید میشوند و بعضاً تولیدات آنها قیمت تمام شده پائینی دارند از روش هزینه یابی مرحله ای استفاده می نمایند در این روش قیمت تمام شده تولید در هر مرحله از تولید تعیین می گردد.
در روش هزینه یابی مرحله ای محصولات تولید شده در هر مرحله به عنوان مواد خام مرحله بعد محسوب می گردد باید توجه  داشته باشید در این موسسات معمولاً تولیدات متنوع و گاهی همراه با تولید محصولات فرعی و جانبی می باشد . در پایان باید اشاره کرد در برخی صنایع ، تولید به شکلی است که استفاده از هر دو روش هزینه یابی امکان پذیر می باشد به عنوان مثال در کارخانه ساخت قطار . قطار به صورت به صورت سفارش برای مشتریان ساخته می شود و این در حالی می باشد که قطعات مورد نیاز به صورت انبوه و پیوسته در سایر دوایر تولید کارخانه تولید می شود و از روش هزینه یابی مرحله ای برای تعیین بهای تمام شده آنها استفاده می گردد.
روش هزینه یابی سفارش کار چگونه است  
اشاره شد روش هزینه یابی سفارش کار در موسساتی به کار می رود که هزینه های آنها به جهت سفارشهای خاصی ایجاد می شوند در این روش هزینه یابی هر سفارش در واقع یک مرکز هزینه محسوب می شود یعنی مواد ، دستمزد و سربار کارخانه که به جهت هر سفارش ایجاد می شود به سفارش ایجاد کننده این هزینه ها تخصیص داده می شوند .
معمولاً در موسساتی که به روش سفارش کار عمل می کنند سفارشهای مختلف را با شماره هایی تفکیک می کنند به عنوان مثال اگر هواپیما سازی دو سفارش ساخت هواپیما داشته باشد سفارش ساخت هواپیما یعنی یک هواپیما جنگی و هواپیمای مسافربری داشته باشد سفارش ساخت هواپیمای جنگی را با شماره 100و سفارش ساخت هواپیمای مسافربری را با شماره 120 نشان خواهد داد.

کارت سفارش چیست و چگونه تکمیل میشود:  
در موسسات تولیدی که به روش سفارش کار عمل می نمایند برای هر سفارش یک کارت هزینه سفارش ایجاد می نمایند و هزینه های صورت پذیرفته برای تکمیل سفارش را در این کارت ثبت خواهند نمود در ضمن شماره سفارش را نیز بر روی این کارت ثبت می نمایند.
روش عمل و تکمیل این کارت نیز به این  صورت می باشد که بر اساس برگهای درخواست مواد و  کارت های ساعات اوقات کار که بر روی آنها  شماره سفارش مشخص می باشد.
هزینه مواد مصرفی و دستمزد پرداختی ساخت سفارش را به صورت روزانه یا هفتگی به کارت هزینه مختص سفارش انتقال می دهند کارت هزینه سفارش در واقع حاوی اطلاعات مواد مصرفی-دستمزد و سربار سفارش میباشد. 

 

 

 

در زیر مطالب تکمیلی را دانلود فرمایید: 

 

لینک دانلود خلاصه حسابداری صنعتی1 و 2

 

لینک دانلود خلاصه حسابداری صنعتی 3

 

 

 

*حــــســـابـــداری دولــــــتــــــی*

در این پست سعی بر این شده است که خلاصه ای از حسابداری دولتی برای شما ارائه گردد: 

تعریف حسابداری دولتی:

حسابداری دولتی عبارت است از مجموعه قوانین ، مقررات و روشها توام با دانش  حسابداری که ذیحساب های دستگاه های اجرای در رابطه با فعالیتهای مالی خود حسب مورد مکلف به رعایت و به کارگیری آن می باشند.

 

-         مجموعه قوانین و مقررات ، بر استانداردهای حسابداری مقدم هستند.

 

-         در طرح و تنظیم سیستم حسابداری دولتی باید کلیه قوانین ، لحاظ گردد یعنی دانش حسابداری با توجه به قوانین و مقررات به کار گرفته می شود. 

 

 


کاربرد حسابداری دولتی  و اهداف آن:
 

 

 

 

نظر به این که کلیه فعالیتهای مالی دستگاه اجرایی ، علی القاعده میبایست  به موقع در دفاتر دستگاهای اجرایی ثبت شود و نیز گزارشات مالی در مواعد مقرر تهیه و تنظیم و نسخه اول آن جهت رسیدگی به دیوان محاسبات کشور و نسخه دوم آن پس از تایید دیوان محاسبات جهت تهیه و تنظیم صورتحساب عملکرد بودجه کل کشور به وزارت امور اقتصاد و دارایی ارائه ارائه شود ، تا وزارت مزبور در مهلت تعیین شده ، نسبت به تهیه صورتحساب  مذکور اقدام و آن را از طریق دیوان محاسبات کشور به مجلس شورای اسلامی و از این طریق به استحضار ملت ایران برساند.

 

 

 

 

 


 

 

 


کاربرد و مقاصد حسابداری دولتی(اهداف):

1-    اعمال نظارت و کنترل مالی بر مخارج در جهت نیل به  برنامه های از پیش تعیین شده هر یک از دستگاههای اجرایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده میکنند، به منظور حسن اجرای بودجه وتامین هماهنگی لازم در اجرای مقررات مالی و محاسباتی توسط وزارت امور اقتصاد و دارایی و دیوان محاسبات کشور.


2-    اعمال نظارت و کنترل عملیاتی دولت بر اجرای فعالیتهای و طرحهای عمرانی دستگاههای اجرایی که مخارج آنها از محل بودجه کل کشور تامین می شود؛ به منظور ارزیابی از عملیات حاصله با توجه به اهداف از پیش تعیین شده توسط سازمان برنامه و بودجه، از طریق گزارشاتی که در فواصل سال مالی از هر یک از دستگاههای اجرایی دریافت می کنند. همچنین اختصاص قسمتی از اعتبارات مصوبه آنها ، برای دوره بعد توسط کمیته تخصیص اعتبار.


3-    اعمال نظارت و کنترل لازم به منظور حفظ و حراست و نگهداری حساب اموال دولتی هر یک از دستگاه های اجرایی ، توسط وزارت امور اقتصاد و دارایی.


4-    تهیه و تنظیم و ارائه حساب ، برابر قوانین و مقررات مربوط ، توسط هر یک از ذیحسابی های دستگاههای اجرایی.


5-    تهیه و تنظیم و ارائه صورتحساب عملکرد سالانه بودجه کل کشور توسط وزارت امور اقتصاد و دارایی و ارائه آن به قوه مقننه از طریق دیوان محاسبات کشور.


6-    ارائه صورتحساب عملکرد سالانه دولت به هیات وزیران ، به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل اقتصادی و استفاده واقع بینانه از اعداد و ارقام این صورتحساب ، به منظور پیش بینی بودجه سنوات آتی.


7-    استفاده از اعداد و ارقام مندرج در صورتحساب عملکرد بودجه کل کشور ، در راستای مطالعات و برسی ها و تحلیل آماری اقتصادی کشور در سطح کلان ، توسط بانک مرکزی و همچنین محققان و پژوهشگران علم اقتصاد و بخصوص در زمینه های حسابهای ملی و برآورد تولید ملی ایران.

 

 

 


 

 

 

 اصطلاحات حسابداری دولتی:

1-  دستگاه اجرایی:
منظور از دستگاه های کلیه وزارتخانه ها ، سازمانها ، موسسات ، شرکتهای دولتی و سایر واحدها ، که به نحوی از اتحاء از بودجه کل کشور استفاده می نمایند.

الف) وزارتخانه:
واحد سازمانی مشخصی است که به موجب قانون به این عنوان شناخته شده یا میشود . از نظر سازمانی،وزارتخانه بزرگترین دستگاه اجرایی محسوب میشود و در راس هرمی سازمانی آن وزیر قرار گرفته که در قبال مجلس مسئولیت مستقیم دارد.

ب) موسسه دولتی:
واحد سازمانی مشخصی است که به موجب قانون ایجاد و زیر نظر یکی از قوای سه گانه(قوه مقننه؛قوه مجریه؛قوه قضائیه) اداره میشود و عنوان وزارتخانه ندارد.

ج) شرکت دولتی:
واحد سازمانی مشخصی است که به اجازه قانون به صورت شرکت ایجاد شود و یا به حکم قانون و یا دادگاه صالح ملی شده یا مصادره شده به عنوان شرکت دولتی شناخته شده باشد و بیش از 50 درصد سرمایه آن متعلق به دولت باشد.

د) موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی:
موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی از این قانون واحد سازمانی مشخصی است که با اجازه  قانون به منظور ایجاد وظایف و خدماتی که جنبه عمومی دارد تشکیل شده و یا میشوند.

2-  اعتبار:
عبارت از مبلغی است که برای مصرف یا مصارف معینی به منظورنیل به اهداف واجرای برنامه های دولت به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد.
-         اعتبارات جاری
-         اعتبارات عمرانی

3-  دیون بلامحل:
عبارتست از بدیهای قابل  پرداخت سنوات گذشته که در بودجه مربوط ، اعتباری برای آنها منظور نشده و یا زاعد بر اعتبار مصوب و در هر دو صورت به یکی از طرق زیر بدون اختیار دستگاه ایجاد شده باشد.
-         احکام قطعی صادره از طرف مراجع صالحه
-         انواع بدهی به وزارتخانه ها و موسسات و شرکتهای دولتی ناشی از خدمات انجام شده.
4-  تخصیص اعتبار:
عبارتست از تعیین حجم اعتباری که برای یک دوره معین در طی سال مالی به منظور انجام هزینه، در جهت اجرای برنامه ها و عملیات و سایر پرداختهای مورد لزوم هر یک از دستگاههای اجرایی از محل اعتبارات مصوب آنها ، توسط کمیته تخصیص ، برآورد و تصویب می گردد.

5-  فصول هزینه:
نوع هزینه را در داخل بودجه  و یا قسمتی از فعالیت یک وزارتخانه یا موسسه دولتی مشخصی می کند.
-     بدین مفهوم،هزینه های دولت که اعتبار آن در بودجه کل کشور پیش بینی و تصویب می شود با توجه به تجانس و سنخیت آنها در 7 گروه اعتبارات هزینه ای و اعتیارات تملک داراییها سرمایه ای به تفکیک ، طبقه بندی و نشانه گذاری میشوند،هر گروه تحت عنوان «فصل»نامیده میشود.

6-  درآمد عمومی:
عبارتست از درآمد های وزارتخانه ها و موسسات دولتی و مالیات و سود سهام شرکتها ی دولتی و درآمد حاصل از انحصارات و مالکیت  و سایر درآمدهایی که در قانون بودجه کل کشور تحت عنوان درآمد عمومی منظور میشوند.

7-  درآمد اختصاصی:
عبارتست از درآمدهایی که به موجب قانون برای مصرف یا مصارف خاص در بودجه کل کشور تحت عنوان درآمد اختصاصی منظور می گردد.

8- درآمد شرکتهای دولتی:
عبارتست از درآمدهایی که در قبال ارئه خدمت و یا فروش کالا و سایر فعالیتهایی که شرکتهای مذکور به موجب قوانین و مقررات مجاز به انجام آنها  هستند، عاید آن شرکتها می گردد.

9- سایر منابع تامین اعتبار:
سایر منابع تامین اعتبار عبارتند از منابعی که تحت عنوان وام،انتشار اوراق قرضه،برگشتی از پرداختهای سالهای قبل و عناوین مشابه در قانون بودجه کل کشور پیش بینی میشود و ماهیت درآمد ندارد.

10- دریافتهای دولت:
عبارتست از کلیه وجوهی که تحت عنوان در آمد عمومی و در آمد اختصاصی ودر آمد شرکتهای دولتی و سایر منابع اعتبار و سپرده ها و هدایا به استثنای هدایایی که برای مصارف خاصی اهداء میگردد ومانند اینها وسایروجوهی که به موجب قانون باید در قانون باید در حسابهای خزانه داری کل متمرکز شود.
11- وجوه عمومی:
عبارت از نقدینه های مربوط به وزارتخانه ها و موسسات وشرکتها و نهادهای دولتی و موسسات وایسته به سازمانهای مذکور که متعلق حق افراد و موسسات خوصوصی نیست وصرف نظر از نحوه و منشاء تحصیل آن منحصرا برای مصارف عمومی به موجب قانون قابل دخل و تصرف میباشد.

12- مراحل انجام خرج:

الف) تشخیص:
عبارتست از تعین و انتخاب کالا و خدمات و سایر پرداختهایی که تحصیل یا انجام آنها برای نیل به اجرای برنامه های دستگاه اجرایی ضروری است.
ب)تامین اعتبار:
عبارتست از اختصاص دادن تمام یا قسمتی از اعتبار مصوب برای هزینه معین.
ج)تعهد:
عبارتست از ایجاد دین بر ذمه دولت ناشی از :
-         تحویل کالا یا انجام خدمت
-         اجرای قراردادها یی که با رعایت مقررات منعقد شده باشد.
-         احکام صادر شده از مراجع قانونی و ذیصلاح.
-         پیوستن به قراردادهای بین المللی و عضویت در سازمانها و مجامع بین المللی 
د) تسجیل:
عبارتست از تعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارک اثبات کننده بدهی.
ه)حواله:
اجازه ای است که کتبا وسیله مقامات مجاز وزارتخانه یاموسسه دولتی  یا شرکت دولتی و یا دستگاه اجرایی محلی یا نهادهای عمومی غیر دولتی و یا سایر دستگاههای اجرایی برای تادیه تعهدات و بدهی های قابل پرداخت از محل اعتبارات مربوط عهده ذیحساب در وجه ذینفع صادر می شود.
و) درخواست وجه :
سندی است که ذیحساب برای دریافت وجه به منظور پراخت حواله های صادره شده و سایر پرداخت هایی که به موجب قانون از محل وجوه متمرکز شده خزانه دمجاز می باشد حسب مورد از محل اعتبارات و یا وجوه مربوط به عهده خزانه در مرکز و یا عهده نمایندگی خزانه در استان در وجه حساب بانکی پرداخت دستگاه اجرایی ذیربط صادر می کند.
ز)هزینه:
عبارتست از پرداخت هایی که بطور قطعی به ذینفع در قبال تعهد یا تحت عنوان کمک یا عناوین مشابه با رعایت قوانین و مقررات مربوط صورت می گیرد.


13- تنخواه گردان :
عبارتست از مبلغی است که برای تامین مخارج نقدی و جزیی تعیین و واگذاری می گردد و در نوبتهای معین معادل وجوه مصرفی آن را به میزان اولیه میرسانند.

انواع تنخواه گردان:

الف- تنخواه گردان خزانه:
عبارتست از اعتبار بانکی در حساب درآمد عمومی نزد بانک مرکزی که به موجب قانون اجازه استفاده از آن به میزان معین در سال مالی برای رفع احتیاجات نقدی خزانه در همان سال به وزارت امور اقتصاد و دارایی داده میشوند ومنتها تا پایان سال واریز گردد.
ب – تنخوه گردان استان:
عبارتست از وجهی که خزانه و یا نمایندگی خزانه از محل اعتبارات مصوب به منظور ایجاد تسهیلات لازم در پرداخت هزینه های جاری و عمرانی دستگاه های اجرایی محلی تابه نظام بودجه استانی در اختیار نمایندگی های  خزانه در مرکز هر استان قرار می دهد.
ج- تنخواه گردان حسابداری :
عبارتست از وجهی که خزانه و یا نمایندگی خزانه در استان از محل اعتبارات مصوب برای انجام بعضی از هزینه های سال جاری و تعهدات قابل پرداخت سالهای قبل در اختیار ذیحساب قرار می دهد تا در قبال حواله های صادر شده واریز و با صدور درخواست وجه مجددا دریافت گردد.
د – تنخواه گردان پرداخت:
عبارتست از وجهی که از محل تنخواه گردان حسابداری از طرف ذیحساب با تایید وزیر یا رییس موسسه یا مقامات مجاز از طرف انها برای انجام برخی ازهزینه ها در اختیار واحد ها و یا مامورینی که به موجب این قانون و آیین نامه های اجرایی آن مجاز به دریافت تنخواه گردان هستند قرار میگیرد تا به تدریج که هزینه های مربوط انجام می شود اسناد هزینه تحویل و مجددا وجه دریافت دارند.
ه – تنخواه گردان بازنشستگان و موظفین:
عبارتست از وجهی که بنا به درخواست ذیحساب به منظور پرداخت حقوق بازنشستگان و موظفین در ابتدای هر سال حداکثر به میزان یک ماه حقوق بازنشستگان و موظفین توسط سازمان بازنشستگی کل کشور که میبایست در اختیار ذیحسابی آن دستگاه قرار گیرد.
و – تنخواه گردان رد وجوه سپرده:
مبلغی است که برای تامین استرداد سپرده ها از طریق خزانه در وجه حسابی که بدین منظور مفتوح گردیده پرداخت میشود و برابر آیین نامه در نوبتهای بعد معادل وجوه استردادی ،ذیحساب از خزانه درخواست و دریافت وجه سپرده مربوط را می نماید.
14- پیش پرداخت – علی الحساب:
پیش پرداخت: عبارتست از پرداختی که از محل اعتبارات مربوط بر اساس احکام و قراردادها طبق مقررات پیش از انجام تعهد صورت میگیرد.
علی الحساب: عبارتست از پرداختی که به منظور ادای قسمتی از تعهد با رعایت مقررات صورت می گیرد.

15- ذیحساب:
ماموری است که به موجب حکم وزارت امور اقتصاد و دارایی از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت به منظوراعمال نظارت و تامین هماهنگی لازم در اجرای مقررات مالی و محاسباتی در وزارتخانه ها  و موسسات و شرکتهای دولتی و...با این سمت منصوب میشود .
وظایف ذیحساب :
-   نظارت بر امور مالی و محاسباتی و نگهداری و تنظیم حسابها بر طبق قانون و ضوابط و مقررات مربوط و صحت و سلامت آنها.
-    نظارت بر حفظ اسناد و دفاتر مالی.
-    نگهداری و تحویل و تحول وجوه و نقدینه ها و سپرده ها و اوراق بهادار.
-    نگهداری حساب اموال دولتی و نظارت بر اموال مذکور.

معاون ذیحساب:
ماموری است که به موجب حکم وزارت امور اقتصاد و دارایی از بین کارکنان رسمی واجد صلاحیت به این سمت منصوب میشود.
امین انوال:
ماموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت و امانت دار با موافقت ذیحساب و به حکم وزارتخانه یا موسسه ذیربط به این سمت منصوب و مسئولیت حراست و تحویل و تحول و تنظیم حسابهای انوال و اوراق که در حکم وجه نقد است و کالاهای تحت ابواب جمعی ، به عهده او واگذار می شود.
کار پرداز:
ماموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت دستگاه ذیربط به این سمت منصوب می شود و نسبت به خرید و تدارکات کالا ها و خدمات مورد نیاز طبق دستور مقامات مجاز با رعایت مقررات اقدام می نماید.
عامل ذیحساب:
ماموری است که با موافقت ذحساب و به موجب دستگاه اجرایی مربوط از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت به این سمت منصوب و انجام قسمتی از وظایف و مسئولیتهای توسط ذیحساب به او محول میشود.

16- موافقت نامه:
سندی است که شرح عملیات مربوط به بودجه مصوب را نشان می دهد. این سند بین سازمان مدیریت و برنامه ریزی و هر یک از دستگاه های اجرای مورد توافق قرار می گیرد.
وجوه مستقل گروه حسابهای اعتبارات هزینه(حسابهای بودجه و دریافت و پرداخت)

همان طور که اشاره شد ، لایحه بودجه سالانه کل کشور در هر سال قبل ز سال مالی مورد عمل ، توسط رئیس قوه مجریه به مجلس شورای اسلامی تقدیم می گردد وپس از بررسی لازم و جرح و تعدیلات به عمل آمده توسط قوه مقننه تصویب گردیده و جهت اجرا برای رئیس قوه مجریه ارسال می شود و از طریق ریاست جمهوری به کلیه دستگاههای اجرایی ابلاغ می گردد.

در آغاز سال مالی دفتر بودجه هر یک از دستگاههای اجرایی بر اساس بودجه مصوب دستگاه متبوع ،موافقت نامه بودجه تهیه و آن را طی مراحلی که شرح داده شده با سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبادله می کنند.

در عین حال کمیته تخصیص  ، قسمتی از اعتبارات مصوب هر یک از دستگاههای اجرای را به آنها اختصاص می دهد. پس از ابلاغ تخصیص اعتبار مزبور به دفتر بودجه دستگاه اجرایی ، این دفتر اعتبار تخصیص یافته را با توجه به موافقت نامه مزبور ، به صورت بودجه تفصیلی تنظیم نموده و به امور ابلاغ می نماید .

همزمان با انجام مراتب فوق الذکر ، ذیحسابی به منظور ایجاد تسهیلات لازم و جلوگیری از معوق ماندن فعالیتهای دستگاه اجرایی که بار مالی دارند ، از خزانه یا خزانه معین استان ، درخواست تنخواه گردان حسابداری نموده و تا ابلاغ موافقت نامه و تخصیص اعتبار مبادرت به پرداختهای اجتناب ناپذیر دستگاه اجرایی متبوع می نماید.

ذیحسابی بر اساس قوانین و مقررات مربوط و طبق موافقت نامه و تخصیص اعتبار ابلاغ شده ، عملیات مالی دستگاه اجرایی را در طی سال انجام داده و نسبت به ثبت اقلام  و ارقام در دفاتر و صورتحسابها اقدام می نماید.

 


 


 " ثبت عملیات حسابداری اعتبارات هزینه ای در دفاتر"
مرحله اول – ابلاغ اعتبار

به طوری که شرح داده شد ذیحسابی ، اعتبارات مصوب ابلاغ شده به دستگاه اجرای متبوع را به روش های نیمه تعهدی ( به محض وقوع رویداد ) و متداول به شرح زیر در دفتر روزنامه ، ثبت می کند :

*اعتبار مصوب     ×××
                              دستگاه اجرایی      ×××

ابلاغ اعتبار مصوب بودجه سال ××13


مرحله دوم – ابلاغ تخصیص اعتبار

همانطور که در بخش نخست ذکر شد ، کمیته تخصیص اعتبار ، طی سال مالی ، بر اساس مکانیزم تخصیص ، به تدریج قسمتی از اعتبارمصوب  هر یک از دستگاه های اجرایی را به آنها اختصاص می دهند.
ذیحساب به شرح زیر تخصیص اعتبار را در دفاتر ثبت می نماید:

*تخصیص اعتبار     ×××
                             اعتبار مصوب     ×××

ابلاغ تخصیص شماره ...... مورخ//××13

مرحله سوم –  دریافت و پرداخت

ذیحسابها با استفاده از حسابهای بانکی ، عملیات مربوط به دریافت و پرداخت خود را انجام میدهند.بانکها مجاز به افتتاح حسابهای دولتی بدون مجوز خزانه یا خزانه معین استان نمی باشند.
لازم به توضیح است ماهیت حساب تنخواه گردان حسابداری بر خلاف سایر تنخواه گردانها که در حسابداری مالی مرسوم است دارای ماهیت بستانکار می باشد . زیرا همانطور که توضیح داده شد تنخواه مذکور وجهی است که موقتا از خزانه یا خزانه معین استان بنا به درخواست ذیحساب در اختیار ذیحسابی قرار میگیرد تا آخر سال تسویه گردد. به عبارت دیگر این تنخواه نوعی تعهدات بودجه دستگاه اجرایی است.



الف) دریافت وجه از خزانه بابت تنخواه گردان حسابداری

بنابر آنچه که گفته شد ، ذیحسابی در آغاز سال، مبلغی به عنوان تنخواه گردان حسابداری از خزانه یا خزانه معین استان درخواست وجه می نماید.میزان تنخواه مزبور بستگی به میزان اعتبار مصوب دستگاه اجرایی ذیربط و آیین نامه تنخواه گردان ها دارند. 
معادل درخواست وجه از خزانه یا خزانه معین استان به روش تعهدی به شرح زیر می باشد:

*درخواست وجه                         ×××
                              تنخواه گردان حسابداری     ×××

درخواست شماره... مورخ //××13بابت تنخواه گردان حسابداری در وجه حساب جاری شماره...بانک ملی شعبه (الف)

پس از انتقال وجه توسط خزانه یا خزانه معین استان و دریافت اعلامیه بانکی(فیش بستانکار)ثبت آن به شرح زیر است:

*بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××
                              درخواست وجه              ×××

انتقال وجه توسط خزانه بابت درخواست شماره...//××13طی فیش بستانکار

ب)دریافت وجه از خزانه بابت تخصیص اعتبار

ذیحسابی بر اساس تخصیص اعتبار دریافتی از دفتر بودجه ، معمولا معادل یک سوم آن را برای مدت (یک ماه) از خزانه یا خزانه معین استان درخواست و دریافت وجه می کند. درخواست مذکور پس از تکمیل فرم مربوط به شرح زیر ثبت می شود.

*درخواست وجه                        ×××
                              تخصیص اعتبار            ×××

درخواست شماره ...مورخ//××13از خزانه طبق فرم تکمیلی

پس از انتقال وجه از خزانه و دریافت اعلامیه بانکی (فیش بستانکار ) ثبت آن به ترتیب زیر خواهد بود :

*بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××
                              درخوات وجه               ×××

انتقال وجه توسط خزانه بابت درخواست در وجه حساب جاری

در روش متداول ، ذیحسابیها طبق دستورالعمل حسابداری ، طی سال مالی معادل کاهش وجوه تنخواه گردان حسابداری به میزان پرداختهای انجام شده ، از محل اعتبارات تخصیص یافته ، از خزانه یا خزانه معین استان درخواست و دریافت وجه می نمایند که ثبت آن به شرح زیر است :

*تنخواه گردان حسابداری     ×××
                             کنترل تخصیص اعتبار      ×××

تسویه حساب تنخواه گردان حسابداری دوره قبل طی سال

*درخواست وجه               ×××
                              تنخواه گردان حسابداری     ×××

درخواست وجه شماره...مورخ//××13بابت تکمیل تنخواه گردان حسابداری

به هنگام دریافت اعلامیه ی بانکی دال بر واریز وجه درخواست شده به حساب مربوط ، ثبت آن به شرح زیر می باشد :

*بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××
                              درخوات وجه                ×××

انتقال وجه توسط خزانه بابت درخواست در وجه حساب جاری

ج ) نحوه تامین اعتبار

ذیحسابی پس از دریافت مجوز خرج ، به شرط وجود اعتبار در برنامه و فصل مربوط ، اعتبارلازم را ذخیره می نماید و موضوع را در دستور خرج واصله منعکس می کند . ثبت آن به شرح زیر میباشد :

*تامین اعتبار              ×××
                             ذخیره تامین اعتبار       ×××

بابت ایجاد تعهدات موضوع ...طبق دستور خرج شماره ... مورخ //××13

د) نحوه حذف تامین اعتبار

ذیحسابی بعد از احتساب بهای کالا یا خدمات خریداری شده به هزینه قطعی ، ذخیره تامین اعتبار را از دفاتر اصلی حذف می کند و ثبت آن عبارتست از :

*ذخیره تامین اعتبار     ×××
                             تامین اعتبار              ×××

حذف اعتبار مسدود شده بابت دستور خرج شماره ... مورخ //××13تامین اعتبار


ه ) واگذاری تنخواه گردان پرداخت

ذیحسابی از محل تنخواه گردان حسابداری ، عند اللزوم مبلغی به عنوان تنخواه گردان پرداخت ، به حسابهای بانکی عاملین ذیحساب واریز می نماید .
میزان تنخواه گردان را آیین نامه تنخواه گردانها تعیین می کند.

*تنخواه گردان پرداخت     ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××

واگذاری تنخواه گردان در وجه حساب جاری ...بابت عامل ذیحساب

عامل ذیحساب نسبت به پرداخت تعهدات به عمل آمده برابر مقررات ، اقدام نموده و پی از مصرف حدود پنجاه درصد تنخواه گردان ، مدارک و اسناد را تنظیم نموده و پس از امضاء به منظور بررسی و احتساب به هزینه قطعی و عندالزوم تکمیل تنخواه گردان ، به ذیحسابی ارسال می دارد.

و ) پرداخت تعهدات و احتساب آن به حساب قطعی

ذیحسابی نسبت به پرداخت تعهدات راسا ً اقدام می کند. بدین ترتیب که در مواردی قبل از ایجاد تعهدات برابر مقررات ، مبلغی به عنوان پیش پرداخت در وجه ذینفع پرداخت می نماید. در ان صورت پس از تامین اعتبار، پیش پرداخت سالجاری بدهکار و بانک پرداخت اعتبارات هزینه بستانکار می ود ، همچنین در مورد بعضی از تعهدات ممکن است پس از انجام قسمتی از تعهد علاوه بر پیش پرداخت، علی الحساب نیزپرداخت شود.
در این صورت ، علی الحساب سال جاری بدهکار و بانک پرداخت اعتبارات هزینه بستانکار می گردد، در هر حال چنانچه هیچ یک از پرداخت های غیر قطعی مذکور صورت نگرفته باشد ، پس از انجام رسیدگی و تسجیل میزان دین ایجاد شده ، بر ذمه دستگاه اجرایی ذیربط ، بر اساس دستور المل مربوط می بایست "معادل اقلام اسناد هزینه مربوط به تعهدات انجام شده " به شرح زیر در دفاتر ثبت گردد:

*حساب تعهدات پرداختی     ×××
                             طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××



به هنگام احتساب تعهدات ایجاد شده به حساب هزینه قطعی ثبتهای آن ، به شرح زیر در دفاتر و حسابها ، منعکس می گردد :

*ذخیره تامین اعتبار               ×××
                             تامین اعتبار                           ×××

*هزینه     ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××

لازم به توضیح است با توجه به اینکه هر فقره دستور خروجی که به ذیحسابی میرسد میبایست قبلا تامین اعتبار لازم شده باشد و سند حسابداری آن تهیه و در دفاتر ذیحسابی منعکس گردد. لذا هنگام دریافت اسناد هزینه به منظور اطمنان از اینکه اولا به موقع تامین اعتبار صورت گرفته است و ثانیاً میزان تامین اعتبار کمتر از مبلغ هزینه انجام شده نیست می بایست ضمن بررسی لازم ، ابتدا سند برگشت تامین اعتبار تنظیم و در دفاتر ثبت شود و سپس سند هزینه به حساب قطعی منظور گردد.

*طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××
                             حساب تعهدات پرداختی           ×××

پرداختی بابت هزینه ... طی چک شماره ... مورخ//××13

چنانچه از محل اعتبارمربوطه ، که قبلا تامین اعتبار آن معمول گردیده است ، پیش پرداخت صورت گرفته باشد ، به هنگام احتساب آن به هزینه قطعی می بایست پیش پرداخت مذکور تسویه و بابت بقیه دین در وجه ذینفع چک صادر و تحویل گردد که ثبت آن عبارتست از:

*حساب تعهدات پرداختی             ×××
                             طرف حساب تعهدات پرداختی      ×××

*ذخیره تامین اعتبار                  ×××
                             تامین اعتبار                         ×××

*هزینه                                    ×××
                             پیش پرداخت سال جاری           ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××

*طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××
                             حساب تعهدات پرداختی          ×××

پرداختی بابت هزینه ... طی چک شماره ... مورخ//××13

لازم به توضیح است ، در صورتی که در قبال پرداخت پیش پرداخت پیش پرداخت به ذینفع تضمین لازم اخذ شده باشد ، به هنگام تسویه ی آن می بایست ثبت معکوس ("طرف حساب تضمیمات " و" حساب تضمیمات) در دفاتر منعکس گردد.
بدهی است ثبت فوق الذکر پس از احتساب پیش پرداخت به حساب قطعی ( هزینه یا دارایی در جریان تکمیل ) در دفاتر منعکس می گردد. این ثبت پس از به هزینه گرفتن پیش پرداخت انجام میشود.
چنانچه ذیحسابی بابت تعهدات انجام شده ، علاوه بر پیش پرداخت ، علی الحساب نیز پرداخت نموده باشد ، به هنگام احتساب تعهدات مذکور به هزینه قطعی ، می بایست پیش پرداخت و علی الحساب مربوط ، تسویه گردد و بابت مابه التفاوت ، چک در وجه ذینفع صادر و تحویل شود .

 ثبت آن عبارتست از :

*حساب تعهدات پرداختی            ×××
                             طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××
 
*ذخیره تامین اعتبار                  ×××
                             تامین اعتبار                         ×××

*هزینه                                   ×××
                             پیش پرداخت سالجاری              ×××
                             علی الحساب سالجاری              ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه    ×××

*طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××
                             حساب تعهدات پرداختی       ×××

پرداختی بابت هزینه ... طی چک شماره ... مورخ//××13و تسویه حساب

بدیهی است بعد از احتساب پرداخت های غیر قطعی به هزینه قطعی می بایست نسبت به برگشت تامین اعتبار ، اقدام نمود.
اصولا ً، کلیه پرداختهای ذیحسابی از طریق حساب جاری بانکی و صدور چک به عمل می آید.



ز ) نحوه تکمیل تنخواه گردان پرداخت عاملین ذیحساب

ذیحسابی به هنگام دریافت اسناد هزینه از عامل ، ثبت زیر را در دفاتر و حسابها انجام می دهد :

اسناد وصولی از عاملین ذیحساب     ×××
                             تنخواه گردان پرداخت               ×××

حساب تعهدات پرداختی                ×××
                             طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××

دریافت اسناد هزینه ارسالی عاملی ذیحساب
 
ذیحسابی پس از رسیدگی لازم و حصول اطمینان از صحت اسناد ارسالی ، آنها را به حساب هزینه قطعی منظور کرده و ثبتهای زیر در دفاتر انجام می شود :

*ذخیره تامین اعتبار                   ×××
                             تامین اعتبار                              ×××

*هزینه                                   ×××
                             اسناد وصولی از عاملین ذیحساب     ×××

*طرف حساب تعهدات پرداختی      ×××
                             حساب تعهدات پرداختی                ×××

احتساب اسناد ارسالی عامل ذیحساب الف بابت هزینه...و تسویه تنخواه گردان
 
معادل اسناد هزینه ارائه شده ( تنخواه گردان واریزی ) حسب لزوم مجدداً وجه برای پرداختهای بعدی در اختیارعامل ذیحساب قرار می گیرد که ثبت آن پس از تامین اعتبار به شرح زیر می باشد :

*تنخواه گردان پرداخت             ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه       ×××

پرداختی در وجه حساب جاری شماره...عامل ذیحساب الف

 


 


نحوه پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دستگاه اجرایی:

پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دستگاه های دولتی از طریق حسابهای بانکی انجام می شود.
ذیحسابی،در نیمه دوم هر ماه لیست حقوق آن ماه را را بر اساس لیست حقوق ماه قبل و اعمال تغییرات ناشی از صدرور احکام حقوقی ( ترفیعات ، انتصابات ، انتقالات ...)وسایر احکامی که به هر عنوان در پرداختی به کارمند تاثیر میگذارد ؛ و محاسبه کسور هر یک از آنها ، مبلغ خالص قابل پرداخت را تعیین می نماید به طوری که در لیست حقوق و مزایای فوق مشاهده ،به جمع ستون خالص پرداختی در وجه شعب بانک پرداخت کننده حقوق ، چک صادر و به ضمیمه لیست مزبور به بانک ارسال می دارد .

 ثبت های آن عبارتست از :

الف ) معادل مبلغ ناخالص لیست حقوق و مزایای ماهانه :

* تامین اعتبار                         ×××
                              ذخیره تامین اعتبار                 ×××

* حساب تعهدات پرداختی           ×××
                             طرف حساب تعهدات پرداختی     ×××

ب ) معادل مبلغ خالص حقوق و مزایای ماهانه :

*حساب موقت بانکی                  ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه    ×××

شعبه بانک پرداخت کننده حقوق ، بر اساس مشخصات لیست پیوست مبلغ قابل پرداخت هر یک از کارکنان را به بستانکار حساب جاری هر یک از کارکنان منظور نموده پس از کارکنان منظور نموده پس از خاتمه این مرحله لیست حقوق مزبور را جهت احتساب به هزینه قطعی به ذیحسابی اعاده می دهد ذیحسابی با توجه به گواهی بانک دال بر واریز وجه به بستانکار حساب جاری کارکنان ، سند هزینه تنظیم و به شرح فوق در دفاتر ثبت می کند.




الف :

* تامین اعتبار                            ×××
                              ذخیره تامین اعتبار                    ×××

ب :

* هزینه                                   ×××
                             حساب موقت بانکی                    ×××
                             کسور وصولی                          ×××
                             کسور بازنشستگی وصولی           ×××

ج :

* طرف حساب تعهدات پرداختی      ×××
                             حساب تعهدات پرداختی               ×××

همزمان با تنظیم سند مزبور ، سند واریزکسور تکلیفی به سرح زیر تهیه و تنظیم و در دفاتر ثبت می گردد :

*کسور ارسالی                         ×××
کسور بازنشستگی وصولی          ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه      ×××

پرداختی بابت کسور لیست حقوق و مزایای ماهه...کارکنان طی...

عملیات مذکور حسب مورد در طی سال انجام می گیرد و در پایان هر ماه تراز عملیات ماهانه ، تهیه و تنظیم و به مراجع ذیصلاح ارائه می شود.

ـ « ذیحسابی باید برای هر یک از کسور قانونی که مکلف به کسر و واریز ان به حسابهای مربوط می باشد ، حساب معین جداگانه نگهداری و از سازمانهای ذیربط که وجوه به حساب آنها واریز می شود تاییدیه اخذ و ضمیمه حساب نماید. » ـ

 


 


بستن گروه حسابهای بودجه و دریافت و پرداخت:
با توجه به اصل سال مالی ، در پایان سال هر سال حسابها بسته شده و مانده حسابه بسته شده و مانده حسابهای دائمی به سال بعد نقل می شود.
قبل از بستن حسابها ، ابتدا ذیحسابی باید نسبت به واریز تنخواه گردان پرداخت ، تنخواه گردان حسابداری و واریز درآمدهای وصولی حسب مورد به شرح زیر اقدام نماید.

1 ـ واریز تنخواه گردان پرداخت

واحد ها و مامورینی که از تنخواه گردان پرداخت استفاده نموده اند موظفند در پایان سال مالی آن را تسویه نمایند.این تسویه ممکن است به یکی از حالات زیر حادث شود :
حالت اول :
به فرض آنکه عامل ذیحساب در طی سال اسناد پرداختی از محل تنخواه مزبور را به ذیحسابی ارسال دارد ، پس از تسویه حساب مجددا این تنخواه توسط ذیحسابی تکمیل شده باشد.بنابر این در پایان سال عامل ذیحساب می بایست معادل اولین تنخواه گردان دریافتی را به حساب بانکی ذیحساب واریز کند ثبت روش زیراست:

* بانک پرداخت اعتبارات هزینه          ×××
                             تنخواه گردان پرداخت          ×××

واریز تسویه تنخواه گردان واحد الف طی فیش بستانکاری

حالت دوم :
به فرض آنکه ذیحسابی معادل اولین تنخواه گردان واگذاری به واحد یا مامور ذیربط را در پایان سال با دریافت اسناد هزینه تسویه حساب کند.

* هزینه                                        ×××
                             تنخواه گردان پرداخت          ×××

تسویه تنخواه گردان واحد الف طی ... فقره سند هزینه

حالت سوم :
در صورتی که واحد یا مامور ذیربط در پایان سال ، بخشی از اولین تنخواه گردان را هزینه نموده و بخش دیگر آن را نقداً به حساب بانکی ذیحساب واریز کند که ثبت آن عبارتست از :
هزینه                                            ×××
بانک پرداخت اعتبارات هزینه              ×××
                             تنخواه گردان پرداخت         ×××

2 ـ واریز تنخواه گردان حسابداری

ذیحسابیهایی که از تنخواه کردان حسابداری استفاده می نماید می بایست در پایان سال مالی ، تنخواه مزبور را با خزانه تسویه نمایند. این تسویه ممکن است به یکی از حالات زیر حادث شود :
حالت اول :

به فرض آنکه ذیحسابی معادل تنخواه گردان حسابداری دریافتی از خزانمه را در پایان سال عینا به خزانه برگشت دهد. در این حالت فرض بر این است که ذیحساب طی سال بابت هزینه های مصرف شده از محل تخصیص اعتبار از خزانه درخواست و دریافت وجه نموده باشد که ثبت آن عبارتست از :

* تنخواه گردان حسابداری          ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه          ×××
پرداختی در وجه خزانه بابت تسویه حساب تنخواه گردان طی چک شماره ...

حالت دوم :

به فرض آنکه ذیحسابی معادل تنخواه گردان حسابداری در پایان سال مالی از محل اعتبارات تخصیص یافته از خزانه درخواست پایا پای نماید.ثبت آن به شرح زیر است :

* درخواست وجه                    ×××
                             تخصیص اعتبار                           ×××
درخواست بابت تسویه حساب تنخواه گردان حسابداری طی شماره ...

ذیحساب پس از اخذ تاییدیه لازم از خزانه به شرح زیر ثبت می نماید :

*تنخواه گردان حسابداری           ×××
                             درخواست وجه                            ×××
اخذ تاییدیه به شماره ...مورخ //××13از خزانه بابت درخواست وجه

حالت سوم :

فرض آنکه ذیحسابی برای قسمتی از تنخواه گردان حسابداری از خزانه درخواست پایاپای نموده و برای بقیه آن ، عهده بانک پرداخت اعتبارات هزینه در وجه خزانه چک صادر و پرداخت نماید.


طبق دستور الملهای حسابداری وزارت امور اقتصاد و دارایی ، در مورد تنخواه گردان حسابداری به شرح زیر عمل میشود :
.
ــ حالت اول :

به فرض آنکه ذیحسابی در پایان سال عیناً تنخواه گردان حسابداری را به خزانه واریز نماید ، ثبت آن شبیه حالت اول است که شرح آن گذشت.

ــ حالت دوم :

به هنگام درخواست پایاپای و واریزی تنخواه گردان حسابداری در پایان سال مالیثبت زیر انجام می شود :

*درخواست وجه               ×××
                             کنترل تخصیص اعتبار              ×××

و پس از اخذ تایید از خزانه دال بر واریز و تویه تنخواه گردان مذکور ، ثبت آن عبارتست از :

تنخواه گردان حسابداری      ×××
                             حساب کنترل تخصیص              ×××
                             بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××

اخذ تاییدیه به شماره ...مورخ//××13از خزانه بابت درخواست وجه شماره ...

3 ـ واریز درآمد های (عمومی و خصوصی )

چنانجه مانده حساب درآمد های وصولی و ارسالی با هم توازن نداشته باشند به منزله آن است که ذیحسابی بخشی از وجوه مسکور بابت مالیات ، بیمه خدمات درمانی و بازنشستگی شاغلین را به حساب خزانه واریز ننموده است.
این مابه التفاوت میبایست عهده بانک پرداخت اعتبارات هزینه در وجه حساب های مربوط نزد خزانه چک صادرو ارسال گردد.

 


 


نحوه بستن حسابهای وجوه مستقل اعتبارات جاری:
این گروه حسابها را به اعتبار زمان ، می توان به دو دسته تقسیم نمود :
یکی حسابهای ی که مانده آنها به سال بعد نقل می شوند ( حسابهای دائمی )مانند علی الحساب  پیش پرداخت و دیگر حسابهایی که مانده آنها با طرف حسابهای مربوط صفر می گردد (حسابهای موقت ) مانند اعتبارات مصوب، دستگاه اجرایی.

الف ــ بستن مانده حسابهای موقت
با توجه به عملیات مالی طی سال ، در پایان دوره مالی ممکن است یکی از حالات زیر برای بستن این گروه حسابها در ذیحسابی حادث گردد:

حالت اول:
به فرض اینکه در طی سال به دستگاه اجرای ، معادل اعتبار مصوب ، تخصیص اعتبار داده شود و معادل تخصیص مزبور از خزانه درخواست وجه نماید و خزانه نیز وجوه مذکور را در وجه حساب بانک پرداخت عمومی واریز کند و ذیحسابی نیز برابر دریافتی مذکور از خزانه تامین اعتبار نماید و معادل تامین اعتبار مزبور هزینه شده باشد .در این صورت معادله آن عبارت از :

« هزینه   =  دستگاه اجرایی »

بنابراین ثبت آن به شرح زیر خواهد بود :

* دستگاه اجرایی          ×××
                             هزینه               ×××

حالت دوم :
به فرض اینکه در طی سال به دستگاه اجرای کمتراز اعتبار مصوب ، تخصیص اعتبار داده شود ، ذیحسابی معادل تخصیص مزبور از خزانه درخواست وجچه کرده و خزانه نیز وجه مذکور را در وجه بانک پرداخت اعتبارات هزینه واریز کند و ذیحسابی نیز برابر دریافتی مذکور از خزانه تامین اعتبار نماید و معادل تامین اعتبار مزبور هزینه شده باشد در این صورت معادله آن عبارتست از :

« مانده اعتبار مصوب + هزینه = دستگاه اجرایی »

ثبث بستن آن به شرح زیر است:

*دستگاه اجرایی          ×××
                             هزینه                  ×××
                             اعتبار مصوب      ×××
حالت سوم :
به فرض اینکه در طی سال به دستگاه اجرای کمترازمیزان اعتبار مصوب  تخصیص اعتبار داده شود و ذیحسابی نیز کمتر از تخصیص مزبور تامین اعتبار نماید و معادل تامین اعتبار مذکور هزینه کرده باشد .
در این صورت دو شق متفاوت می توان تصور کرد یکی اینکه ذیحسابی معادل تخصیص اعتبار مزبور از خزانه  درخواست وجه نموده و خزانه نیز وجوه مذکور را در وجه بانک پرداخت اعتبارات هزینه واریز کرده باشد و دیگر آن که ذیحسابی معادل هزینه های انجام شده از خزانه درخواست وجه و توسط خزانه انتقال وجه صورت گرفته باشد .
با توجه به فرض نخست ، ذیحسابی مابهالتفاوت دریافتی از خزانه و هزینه های انجام شده را می بایست قبل از بستن حسابها مجددا عهده بانک پرداخت اعتبارات هزینه در وجه حساب مربوط خزانه چک صادر و ارسال نماید یعنی تخصیص اعتبار بدهکار ، بانک پرداخت اعتبارات هزینه بستانکار ، با توجه به اقدام مذکور هر دو فرض به یک نتیجه می رسند در این صورت معادله آن عبارتست از :
« مانده تخصیص اعتبار +مانده اعتبار مصوب + هزینه = دستگاه اجرایی »

و ثبت بستن آن بدین شرح است :

*دستگاه اجرایی          ×××
                             هزینه                  ×××
                             اعتبار مصوب       ×××
                             تخصیص اعتبار    ×××
حالت چهارم :
با توجه به مفروضات در حالت قبل ، چنانچه ذیحسابی از محل تخصیص اعتبار تامین اعتبار نموده باشد ولی معادل تامین اعتبار مذکور هزینه نشده و این حساب در پایان سال مانده داشته باشد ، به عبارت دیگر بابت قسمتی از تامین اعتبار تعهد ایجاد شده لکن به مرحله هزینه قطعی نرسیده باشد یعنی هزینه از محل تعهدات مذکور به سال بعد موکول گردد.
در این حالت ممکن است بابت مابه التفاوت تامین اعتبار و ذخیره آن نسبت به هزینه قطعی پیش پرداخت یا علی الحساب نیز پرداخت شده باشد و یا اینکه معادل تعهدات در بانک پرداخت اعتبارات هزینه وجه نقد وجود داشته باشد.
« مانده تامین اعتبار+مانده تخصیص اعتبار+مانده اعتبار مصوب+هزینه=دستگاه اجرایی »

*دستگاه اجرایی          ×××
                             هزینه                  ×××
                             اعتبار مصوب      ×××
                             تخصیص اعتبار    ×××
                             تامین اعتبار          ×××

ب ــ بستن حسابهای دائمی

همانطور که میدانیم طرف حساب تامین اعتبار « حساب ذخیره تامین اعتبار » است . مانده حساب تامین اعتبار به عنوان یکی از حساب های موقت در حالت چهارم بستن حسابهای موقت بسته شد و مانده حساب ذخیره تامین اعتبار که در واقع نشان دهنده تعهدات ایجاد شده است که به مرحله قطعیت نرسیده است ، معادل مانده حساب های پیش پرداخت ، علی الحساب و مانده موجودی بانک (در این زمینه )که از جمله حسابهای دائمی هستند ، می باشد.

حساب مذبور به شرح حالات زیر بسته می شود.
 
حالت اول :

به فرض آنکه در طی سال مالی دستگاه اجرایی معادل تعهدات ایجاد شده از محل اعتبارات جاری از خزانه دریافت وجه نموده ولی هزینه های انجام شده کمتر از تعهدات مذکور باشد و مابه التفاوت وجه دریافتی در حساب جاری مربوط باشد.

معادله آن عبارتست از :

« بانک پرداخت اعتبارات هزینه = ذخیره تامین اعتبار»

ثبت بستن آن عبارتست از :

*ذخیره تامین اعتبار          ×××
                    بانک پرداخت اعتبارات هزینه     ×××
حالت دوم:

با توجه به فرض حالت اول چنانچه ذیحسابی معادل مانده تعهدات تا پایان سال ، پیش پرداخت و علی الحساب پرداخت نموده باشد و موجودی بانک در این رابطه صفر باشد.
معادله آن عبارتست از :
« علی الحساب + پیش پرداخت = ذخیره تامین اعتبار»
ثبت بستن آن عبارتست از :

ذخیره تامین اعتبار           ×××
                       پیش پرداخت                         ×××
                       علی الحساب                         ×××


حالت سوم :

با توجه به مفروضات حالتهای اول و دوم ، چنانچه ذیحسابی از محل تعهدات علاوه بر پرداخت علی الحساب و پیش پرداخت مانده حساب بانک نیز داشته باشد.

معادله آن عبارتست از :

« علی الحساب + پیش پرداخت+ بانک پرداخت اعتبارات هزینه = ذخیره تامین اعتبار»

و ثبت بستن آن عبارتست از :

*ذخیره تامین اعتبار               ×××
                    پیش پرداخت                           ×××
                    علی الحساب                           ×××
                    بانک پرداخت اعتبارات هزینه    ×××   

بستن حسابهای انتظامی :

در صورتی که در پایان سال مالی ، حساب تضمینات و طرف حساب آن ، یا سایر حسابهای انتظامی دارای مانده باشد .

به شرح زیر بسته خواهند شد :

*طرف حساب تضمینات     ×××
                   حساب تضمینات                       ××× 

 

 

 


 

 

 

 


 

 

 

 


 

 

 

 


 

 


 

 

 

منابع :

 

 

 

 

 

1 ) حسابداری دولتی ـ تالیف ـ سید حسین حسینی عراقی و یحیی آقالو

 

2 ) اصول حسابداری 1 ـ دکتر حمید حقیقت ، دکتر محمد حسین قائمی

 

3 ) اصوا حسابداری 2 ـ سید اسماعیل طاهری اتاقسرا

 

4 ) حسابداری و حسابرسی دولتی ـ جعفر بابا جانی

 

5 ) حسابداری سازمان دولتی و موسسات غیر انتفاعی  ـ دکترغلامحسین مهدوی

 

 

 

*تــــهـیــــه صـــورت هــــــــای مـــــالــــــی*

از آنجاییکه یکی از اصلی ترین و مهم ترین وظایف حسابدار تهیه صورت های مالی است و با توجه به اهمیت این موضوع ما این پست را به نحوه تهیه و تنظیم صورت های مالی پرداخته و در آخر نمونه خام صورت های مالی را با فرمت word و excel برای شما عزیزان تهیه و قرار داده ایم.


دانلود صورت های مالی خام با فرمت pdf

 

دانلود صورت های مالی (همراه با مثال) با فرمت excel

 

رئوس آخرین تغییرات صورتهای مالی

 

دانلود صورت های مالی خام با فرمتexcel

*ســـــــــرمایـــه گـــــذاری در بــــــــــورس اوراق بــــــــــهادار*

سرمایه گذاری در بورس مزایای زیر را برای سرمایه گذاران به دنبال دارد:

1) خرید سهام و اوراق بهادار برای كسب بازده مناسب و پوشش در مقابل تورم
۲) اطمینان از گزینه سرمایه گذاری بدلیل شفافیت اطلاعات
۳) قابلیت نقدینگی اوراق بهادار و سهولت نقل و انتقال سهام و استفاده از معافیت های مالیاتی
۴) مشاركت در فرآیند تصمیم گیری برای اداره شركت ها
۵) ایجاد یك بازار دائمی و مستمر كه امكان سرمایه گذاری بلند مدت و كوتاه مدت را فراهم می نماید
۶) وجود طیف های متنوع از اوراق بهادار از نظر درجه بازدهی و خطر پذیری برای سرمایه گذار
۷) برقراری سیستم ها و روشهایی كه از طریق آن، خرید و فروش اوراق بهادار منظم و رسمی گردد.
۸) حمایت از سرمایه گذاران كوچك و احساس مشاركت در امور تولیدی و تجاری
۹) نظارت مضاعف بر فعالیت شركت ها در چارچوب استانداردها و آئین نامه های بازار سرمایه

یکی از زمینه هایی که دانشجویان حسابداری میتوانند به آن وارد شده و از دانش خود بهره جسته و منتفع شوند بازار بورس است بنابراین در این پست ابتدا چند فایل در ارتباط با تحلیل بنیادی بورس و تجزیه و تحلیل صورت های مالی قرار داده ایم سپس با توجه به آن برای نمونه دو شرکت کگل(صنعتی معدنی گل گهر) و شرکت کچاد (صنعتی و معدنی چادرملو) را برای شما تحلیل بنیادی نموده و در قالب فایل pdf , word برای استفاده شما عزیزان قرار داده ایم

 

دانلود آموزش تحلیل بنیادی بورس

 

دانلود آموزش تجزیه و تحلیل صورت های مالی 1

 

دانلود آموزش تجزیه و تحلیل صورت های مالی 2

 

دانلود فایل تحلیل بنیادی کگل در قالب word

 

دانلود فایل تحلیل بنیادی فایل کگل در قالب pdf

 

دانلود فایل تحلیل بنیادی کچاد در قالبword

 دانلود فایل تحلیل بنیادی کچاد در قالبpdf

*حسابداري‌ موجودي‌ مواد و کالا*

مقدمـه

1 .    موجودي‌ مواد و کالا، بخش‌ عمده‌اي‌ از داراييهاي‌ بسياري‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. بنابراين‌، ارزشيابي‌ و انعكاس‌ موجودي‌ مواد و کالا اثر با اهميتي‌ در تعيين‌ و ارائـه‌ وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ دارد.

دامنه‌ كاربرد

2 .       اين‌ استاندارد، نحوه‌ ارزشيابي‌ و انعكاس‌ موجودي‌ مواد و کالا در صورتهاي‌ مالي‌ را تشريح‌ مي‌كند و موارد زير را دربر نمي‌گيرد:

الف ‌.   كار در جريان‌ پيشرفت‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ (رجوع‌ شود به‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 9 با عنوان‌ ” حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌“ ).

ب‌   .    ابزارهاي‌ مالي‌ پيچيده‌.

ج‌    .    موجودي محصولات جنگلي‌ و معدني‌ در مواردي‌ كه‌ اين‌ اقلام‌ در صنايع‌ مربوط‌ به‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود، و

د     .    تولیدات کشاورزی در زمان برداشت و داراییهای زیستی غیرمولد مربوط به فعالیت کشاوزی (رجوع شود به استاندارد حسابداری شماره 26 با عنوان ”فعالیتهای کشاورزی“).

تعاريف‌

3 .       اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:

  • موجودي‌ مواد و کالا‌: به‌ داراييهايي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌:

الف‌.    براي‌ فروش‌ در روال‌ عادي‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،

ب‌   .     به منظور ساخت‌ محصول‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ در فرايند توليد قرار دارد،

ج‌    .     به منظور ساخت‌ محصول‌ يا ارائـه‌ خدمات‌، خريداري‌ شده‌ و نگهداري‌ مي‌شود، و

د     .     ماهيت‌ مصرفي‌ دارد و به‌ طور غيرمستقيم‌ در جهت‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ مصرف‌ مي‌شود.

  • خالص‌ ارزش‌ فروش‌‌: عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فروش‌ (بعد از كسر تخفيفات‌ تجاري‌ ولي‌ قبل‌ از تخفيفات‌ مربوط‌ به‌ تسويه‌ حساب‌) پس‌ از كسر:

الف‌.     مخارج‌ براوردي‌ تكميل‌، و

ب‌   .     مخارج‌ براوردي‌ بازاريابي‌، فروش‌ و توزيع‌.

  • بهاي‌ جايگزيني‌: عبارت‌ است‌ از مخارجي‌ كه‌ بايد براي‌ خريد يا ساخت‌ يك‌ قلم‌ موجودي‌ كاملاً مشابه‌ تحمل‌ شود.

اندازه‌گيري‌ موجودي‌ مواد و کالا

4 .        موجودي‌ مواد و کالا بايد برمبناي‌ ” اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌“ تك‌ تك‌ اقلام‌ يا گروههاي‌ اقلام‌ مشابه‌، اندازه‌گيري‌ شود.

5 .    موجودي‌ مواد و کالا، به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود. چنانچه‌ نتوان‌ به‌ طور معقول‌ انتظار داشت‌ كه‌ براي‌ بازيافت‌ اين‌ دارايي‌، درآمدهاي‌ آتي‌ كافي‌ وجود داشته‌ باشد (مثلاً درنتيجه‌ خراب‌ شدن‌، نابابي‌ يا كاهش‌ در ميزان‌ تقاضا)، مبالغ‌ غير قابل‌ بازيافت‌ به‌عنوان‌ هزينه‌كاهش‌ ارزش‌ موجودي‌ مواد و کالا به‌ سود و زيان‌ منظور مي‌شود. از اينرو، موجودي‌ مواد و کالا به‌ اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌ انعكاس‌ مي‌يابد.

بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجودي‌ مواد و کالا

6 .    بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجودي‌ مواد و کالا بايد دربرگيرنده‌ مخارج‌ خريد، مخارج‌ تبديل‌ و ساير مخارجي‌ باشد كه‌ واحد تجاري‌ در جريان‌ فعاليت‌ معمول‌ خود، براي‌ رساندن‌ كالا يا خدمات‌ به‌ مكان‌ و شرايط‌ فعلي‌ آن‌ متحمل‌ شده‌ است‌.

مخارج‌ خريد

7 .    مخـارج‌ خريـد شامل‌ بهـاي‌ خريـد و هر گونه‌ مخارج‌ ديگري‌ از قبيل‌ حقوق‌ و عوارض‌ گمركي‌ و حمل‌ است‌ كه‌ مستقيماً به‌ خريد مربوط‌ مي‌گردد. تخفيفـات‌ تجـاري‌ از بهاي‌ خريـد كسـر مي‌شود.

8.     برخي‌ مخارج‌ به‌ شرح‌ زير در صورت‌ احراز شرايط‌ مربوط‌، قابل‌ احتساب‌ در مخارج‌ خريد است‌:

الف‌.  مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ واردات‌ مواد و کالا به‌ صورت‌ اعتباري‌ از نوع‌ يوزانس‌ به شرط‌ آنكه‌ به‌ موجب‌ مقررات‌ موضوعه‌، واردات‌ مزبور به‌ صورت‌ نقدي‌ مجاز نباشد.

ب‌  .  در شرايط‌ استثنايي‌ طبق‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 16 باعنوان‌تسعير ارز، مابه‌التفاوتهاي‌ ريالي‌ مورد مطالبه‌ ناشي‌ از افزايش‌ قابل‌ ملاحظه‌ نرخ‌ رسمي‌ ارز (مثلاً از شناور به‌ صادراتي‌)، به شرط‌ اينكه‌ تخصيص‌ آن‌ به‌ آحاد بهاي‌ خريد مواد و کالاي‌ مربوط‌ امكانپذير باشد.

مخارج‌ تبديل‌

9 .    مخارج‌ تبديل‌ شامل‌ مخارجي‌ است‌ كه‌ مستقيماً به‌ اقلام‌ توليدشده‌ مربوط‌ مي‌گردد (مانند
 كار مستقيم‌). مخارج‌ تبديل‌ همچنين‌ شامل‌ سربار توليد (اعم‌ از ثابت‌ و متغير) است‌ كه‌ براي‌ تبديل‌ مواد اوليه‌ به‌ محصول‌ يا ارائه‌ خدمات‌ واقع‌ مي‌شود.

10 .   سربار توليد اعم‌ از ثابت‌ و متغير با روشي‌ سيستماتيك‌ به‌ محصولات‌ تخصيص‌ مي‌يابد. سربار ثابت‌ توليد، آن‌ بخش‌ از مخارج‌ غيرمستقيم‌ توليد است‌ كه‌ عليرغم‌ تغيير در حجم‌ توليد نسبتاً ثابت‌ مي‌ماند، مانند استهلاك‌ و مخارج‌ نگهداري‌ ساختمان‌ و تجهيزات‌ كارخانه‌ و مخارج‌ مديريت‌ كارخانه‌. سربار متغير توليد آن‌ بخش‌ از مخارج‌ غيرمستقيم‌ توليد است‌ كه‌ متناسب‌ با تغيير حجم‌ توليد تغيير مي‌يابد، مانند مواد و دستمزد غيرمستقيم‌.

11 .   سربار ثابت‌ توليد برمبناي‌ ظرفيت‌ معمول‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ تخصيص‌ مي‌يابد. ظرفيت‌ معمول‌ بيانگر متوسط‌ محصولي‌ است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در شرايط‌ عادي‌ (با در نظر گرفتن‌ توقفات‌ توليد ناشي‌ از تعميرات‌ و نگهداري‌ برنامه‌ريزي‌شده‌) طي‌ چند دوره‌ يا فصل‌، توليد شود. براي‌ تخصيص‌ هزينه‌هاي‌ سربار ثابت‌ توليد مي‌توان‌ از سطح‌ واقعي‌ توليد استفاده‌ كرد به شرط‌ آنكه‌ سطح‌ مزبور تقريباً نزديك‌ به‌ سطح‌ معمول‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ باشد. بايد توجه‌ داشت‌ عامل‌ تعيين‌كننده‌ در تخصيص‌ سربار ثابت‌ توليد برمبناي‌ سطح‌ معمول‌ فعاليت‌، اين‌ است‌ كه‌ مخارج‌ مربوط‌ به‌ ظرفيت‌ بلااستفاده‌ بايد در دوره‌ وقوع‌ به عنوان‌ هزينه‌ عملياتي‌ و پس‌ از سود ناخالص‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود.

12.   جهت‌ تعيين‌ سطح‌ معمول‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ عوامل‌ زير را بايد درنظر داشت‌:

الف‌.  ميزان‌ توليد مورد نظر طراحان‌ دستگاههاي‌ توليدي‌ و مديريت‌ واحد تجاري‌، تحت‌ شرايط‌ كار حاكم‌ در طول‌ سال‌ (مثلاً يك‌ نوبت‌كاري‌ يا دونوبت‌كاري‌)،

ب  ‌.  بودجه‌ سطح‌ فعاليت‌ سال‌ تحت‌ بررسي‌ و سال‌ بعد از آن‌، و

ج  .  سطحي‌ از توليد كه‌ واحد تجاري‌ در سال‌ تحت‌ بررسي‌ و نيز در سالهاي‌ گذشته‌ عملاً به‌ آن‌ دست‌ يافته‌ است‌.

اگر چه‌ تغييرات‌ موقت‌ در سطح‌ فعاليت‌ را مي‌توان‌ ناديده‌ گرفت‌، با اين‌ حال‌ تغييرات‌ مداوم‌ بايد به‌ تجديد نظر در آنچه‌ قبلاً معمول‌ شناخته‌ شده‌ منجر شود.

13 .   يكي‌ از دلايلي‌ كه‌ گاه‌ در رابطه‌ با عدم‌ شمول‌ مخارج‌ سربار خاصي‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ عنوان‌ مي‌شود، لزوم‌ اتخاذ برخورد محافظه‌ كارانه‌ در ارزشيابي‌ موجودي‌ مواد و کالا است‌. چنانچه‌ تعيين‌ مبلغ‌ موجودي‌ مواد و کالا در شرايط‌ واحد تجاري‌ مستلزم‌ اعمال‌ احتياط‌ باشـد، احتيـاط‌ لازم‌ در تعيين‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ و نه‌ از طريق‌ حذف‌ مخـارج‌ سربـار خاصي‌ از بهـاي‌ تمام‌ شـده‌ اعمـال‌ مي‌شـود.

14 .   در فراينـد توليـد ممكن‌ است‌ همزمـان‌ بيش‌ از يك‌ محصـول‌ توليـد شـود. بـراي‌ مثـال‌، اين‌ وضعيت‌ زماني‌ مصداق‌ دارد كه‌ محصولات‌ مشترك‌ يا يك‌ محصول‌ اصلي‌ همراه‌ با يك‌ محصول‌ فرعي‌ توليد مي‌شود. در مواردي‌ كه‌ مخارج‌ تبديل‌ هر محصول‌ جداگانه‌ قابل‌ تشخيص‌ نباشد، اين‌ مخارج‌ برمبنايي‌ منطقي‌ و يكنواخت‌ به‌ محصولات‌ تخصيص‌ مي‌يابد. براي‌ مثال‌، ممكن‌ است‌ از ارزش‌ نسبي‌ فروش‌ هر محصول‌ در مرحله‌اي‌ از فرايند توليد كه‌ محصولات‌ به‌ طور جداگانه‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد و يا در زمان‌ تكميل‌ توليد، به عنوان‌ مبناي‌ تخصيص‌ استفاده‌ شـود. در اغلب‌ مـوارد، محصـولات‌ فرعي‌ ماهيتـاً كم‌ اهميت‌ اسـت‌، از اين رو اين‌ محصولات‌ به‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ اندازه‌گيري‌ و مبلغ‌ حاصل ‌شده‌ از بهاي‌ تمام شده‌ محصول‌ اصلي‌ كسر مي‌شود. در نتيجه‌ مبلغ‌ دفتري‌ محصول‌ اصلي‌ با بهاي‌ تمام ‌شده‌ آن‌، تفاوت‌ با اهميتي‌ ندارد.

15 .   روشهاي‌ هزينه‌يابي‌ معمولاً چنان‌ طراحي‌ مي‌گردد تا اطمينان‌ حاصل‌ شود كليه‌ مخارج‌ مربوط‌ به‌ مواد مستقيم‌، كارمستقيم‌ و ساير مخارج‌ مستقيم‌ به‌ نحوي‌ مناسب‌، مشخص‌ و بر مبنايي‌ منطقي‌ و يكنواخت‌ به‌ حساب‌ گرفته‌ شود. اما در تخصيص‌ مخارج‌ سربار، مسائلي‌ بروز مي‌كند كه‌ معمولاً مستلزم‌ اعمال‌ قضاوتهاي‌ شخصي‌ در انتخاب‌ يك‌ قاعده‌ مناسب‌ است‌.

16 .   همچنين‌ در تخصيص‌ مخارج‌ دواير خدماتي‌ مركزي‌، ممكن‌ است‌ مسائلي‌ بروز كند. مبناي‌ تخصيص‌ چنين‌ مخارجي‌ بايد ميزان‌ خدماتي‌ باشد كه‌ در رابطه‌ با عمليات‌ مختلف‌ ارائه‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌، دايره‌ حسابداري‌ معمولاً در خدمت‌ عمليات‌ زير است‌:

الف‌.  توليد (از طريق‌ پرداخت‌ حقوق‌ و دستمزد مستقيم‌ و غيرمستقيم‌ توليدي‌، كنترل‌ خريد و تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ ادواري‌ براي‌ واحدهاي‌ توليدي‌)،

ب  ‌.  بازاريابي‌ و توزيع‌ (از طريق‌ تجزيه‌ و تحليل‌ فروش‌ و كنترل‌ دفتر يا كارتهاي‌ معين‌ فروش‌)، و

ج  .  مديريت‌ عمومي‌ (از طريق‌ تهيه‌ گزارشهاي‌ داخلي‌ خاص‌ مديريت‌، صورتهاي‌ مالي‌ و بودجه‌هاي‌ سالانه‌، كنترل‌ منابع‌ نقدي‌ و برنامه‌ريزي‌ سرمايه‌گذاريها).

از كل‌ مخارج‌ دايره‌ حسابداري‌، تنها آن‌ بخش‌ بايد در محاسبه‌ مخارج‌ تبديل‌ منظور شود كه‌ بتوان‌ آن‌ را به گونه‌اي‌ منطقي‌ به‌ عمليات‌ توليد تخصيص‌ داد.

ساير مخارج‌

17 .   ساير مخارج‌ تنها تا ميزاني‌ كه‌ آشكارا به‌ رساندن‌ موجودي‌ مواد و کالا به‌ مكان‌ و شرايط‌ فعلي‌ آن‌ مربوط‌ است‌ به عنوان‌ بخشي‌ از بهاي‌ تمام‌شده‌ موجوديها منظور مي‌شود.

18 .   موارد زير، نمونه‌هايي‌ از مخارجي‌ است‌ كه‌ در بهاي‌ تمام‌شده‌ موجوديها منظور نمي‌شود و در دوره‌ وقوع‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌گردد:

الف ‌. مبالغ‌ غيرعادي‌ مربوط‌ به‌ ضايعات‌ مواد، دستمزد و ساير مخارج‌ توليد (ضايعات‌ قابل‌ كنترل‌).

ب‌  .  مخارج‌ انبارداري‌ باستثناي‌ مخارجي‌ كه‌ در فرايند توليد براي‌ انبارداري‌ محصولاتي‌ كه‌ نياز به‌ پردازش‌ بيشتر دارند، انجام‌ مي‌شود.

ج‌  .  سربار اداري‌ كه‌ در رساندن‌ موجوديها به‌ مكان‌ و شرايط‌ فعلي‌ نقشي‌ ندارد.

د   .  مخارج‌ فروش‌.

 

19 .   مخارج‌ مديريت‌ عمومي‌، برخلاف‌ مديريت‌ عملياتي‌، مستقيماً به‌ توليد جاري‌ مربوط‌ نمي‌شود و لذا نبايد در مخارج‌ تبديل‌ (و درنتيجه‌، در بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجودي‌ مواد و کالا) منظور گردد. در مورد واحدهاي‌ تجاري‌ كوچك‌تر كه‌ مديريت‌ معمولاً در اداره‌ روزانه‌ هر يك‌ از عمليات‌ مختلف‌ نقش‌ دارد، ممكن‌ است‌ در تفكيك‌ مخارج‌ سربار مديريت‌ عمومي‌، مسايل‌ خاصي‌ در عمل‌ بروز كند. در چنين‌ واحدهايي‌، مخارج‌ مديريت‌ را مي‌توان‌ با استفاده‌ از مباني‌ مناسب‌، به‌گونه‌اي‌ منصفانه‌ به‌ عمليات‌ توليد، بازاريابي‌، فروش‌ و اداري‌ تخصيص‌ داد.

20 .   در شرايطي‌ خاص‌، مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ را مي‌توان‌ در بهاي‌ تمام‌شده‌ موجوديها منظور كرد. اين‌ شرايط‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ مشخص‌ شده‌ است‌.

بهاي‌ تمام‌شده‌ موجوديها در واحدهاي‌ خدماتي‌

21 .   بهاي‌ تمام‌شده‌ موجوديها در واحدهاي‌ خدماتي‌ اساساً دستمزد و ساير مخارج‌ كاركناني‌ كه‌ مستقيماً در ارائه‌ خدمات‌مربوط‌ مشاركت‌ داشته‌اند و نيز سربار قابل‌ تخصيص‌ را دربر مي‌گيرد. دستمزد و ساير مخارج‌ مربوط‌ به‌ كاركنان‌ اداري‌ و فروش‌ در بهاي‌ تمام‌شده‌ خدمات‌ ارائه ‌شده‌ منظور نمي‌شود بلكه‌ در دوره‌ وقوع‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌گردد.

بهاي تمام شده تولید کشاورزی برداشت شده از داراییهای زیستی

21 مکرر. طبق استاندارد حسابداری شماره 26، با عنوان فعالیتهای کشاورزی تولیدات کشاورزی که توسط واحد تجاری از داراییهای زیستی برداشت می‌شود، در شناخت اولیه به ارزش منصفانه پس از کسر مخارج برآوردی زمان فروش اندازه‌گیری می‌شود. برای بکارگیری این استاندارد، این مبلغ، بهاي تمام شده موجودی در آن تاریخ است.

روشهاي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌

22 .   براي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجودي‌ مواد و کالا روشهاي‌ مختلفي‌ با آثار متفاوت‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود. اين‌ روشها از جمله‌ شامل‌ موارد زير است‌:

الف‌.  اولين‌ صادره‌ از اولين‌ وارده‌،

ب‌  .  ميانگين‌ موزون‌،

ج  .  شناسايي‌ ويژه‌،

د   .  اولين‌ صادره‌ از آخرين‌ وارده‌،

ﻫ   .  موجودي‌ پايه‌، و

و   .  خرده‌ فروشي‌.

23 .   اولين‌ صادره‌ از اولين‌ وارده‌ عبارت‌ است‌ از محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ موجودي‌ مواد و کالا
 براين‌ اساس‌ كه‌ تعداد موجود، بيانگر آخرين‌ خريدها يا آخرين‌ توليدات‌ است‌.

24 .   ميانگين‌ موزون‌ عبارت‌ از محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ موجودي‌ مواد و کالا براساس‌ اعمال‌ بهاي‌ متوسط‌ در مورد واحد موجودي‌ است‌. ميانگين‌ موزون‌ از تقسيم‌ مجموع‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ واحدهاي‌ موجودي‌ به‌ مجموع‌ تعداد واحدهاي‌ آن‌ موجودي‌ محاسبه‌ مي‌گردد و مي‌توان‌ از طريق‌ محاسبه‌ دايمي‌ (ميانگين‌ موزون‌ متحرك‌) يا محاسبه‌ ادواري‌ (ميانگين‌ موزون‌ سالانه‌، شش‌ ماهه‌ و...) به‌ آن‌ دست‌ يافت‌.

25 .   شناسايي‌ ويژه‌ روشي‌ است‌ كه‌ در آن‌ مخارج‌ مختص‌ هر يك‌ از اقلام‌ موجودي‌ به‌ آن‌ قلم‌ اختصاص‌ مي‌يابد. اين‌ روش‌ براي‌ اقلامي‌ مناسب‌ است‌ كه‌ صرفنظر از فرايند خريد يا توليد قابل‌ تشخيص‌ هستند. اما كاربرد اين‌ روش‌ در مواردي‌ كه‌ اقلام‌ متعددي‌ از موجودي‌ مواد و کالا از يكديگر قابل‌ تفكيك‌ نباشند، مناسب‌ نيست‌.

26 .   اولين‌ صادره‌ از آخرين‌ وارده‌ عبارت‌ است‌ از محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ موجودي‌ مواد و کالا براين‌ اساس‌ كه‌ تعداد موجود بيانگر اولين‌ خريدها يا اولين‌ توليدات‌ است‌.

27 .   موجـودي‌ پايـه‌ عبـارت‌ است‌ از بهاي‌ تمام ‌شده‌ موجودي‌ مواد و کالا براين‌ اسـاس‌ كـه‌ يك‌ ارزش‌ واحد ثابت‌ به‌ بخشي‌ از موجوديها كه‌ تعداد آن‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ است‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود و موجوديهاي‌ اضافه‌ براين‌ تعداد به‌ روش‌ ديگري‌ ارزشيابي‌ مي‌گردد. اگر تعداد واحدهاي‌ موجود، كمتر از حداقل‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ باشد، ارزش‌ واحد ثابت‌ در مورد كل‌ تعداد موجودي‌ اعمال‌ خواهد شد.

28 .   روشهاي‌ مورد استفاده‌ جهت‌ تخصيص‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ به‌ موجودي‌ مواد و کالا بايد چنان‌ انتخاب‌ شود كه‌ براي‌ مخارجي‌ كه‌ واحد تجاري‌ براي‌ رساندن‌ كالا به‌ مكان‌ و شرايط‌ فعلي‌ آن‌ واقعاً متحمل‌ شده‌ است‌، منصفانه‌ترين‌ تقريب‌ ممكن‌ را فراهم‌ آورد.

29 .     بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجودي‌ مواد و کالا بايد با استفاده‌ از روشهاي‌ ” شناسايي‌ ويژه‌“، ” اولين‌ صادره‌ از اولين‌ وارده‌“ يا ” ميانگين‌ موزون‌“ محاسبه‌ شود.

30 .   روشهايي‌ از قبيل‌ ” موجودي‌ پايه“ و ” اولين‌ صادره‌ از آخرين‌ وارده“ معمولاً جهت‌ ارزشيابي‌ موجودي‌ مواد و کالا مناسب‌ نيست‌. زيرا كاربرد آنها اغلب‌ منجر به‌ مبالغي‌ بابت‌ موجودي‌ مواد و کالا در ترازنامه‌ خواهد گرديد كه‌ هيچ‌ رابطه‌اي‌ با سطح‌ اخير مخارج‌ ندارد. در صورت‌ استفاده‌ از روشهاي‌ مذكور، نه‌ تنها مبالغ‌ منعكس‌ شده‌ بابت‌ داراييهاي‌ جاري‌ گمراه‌ كننده‌ است‌ بلكه‌ اگر سطح‌ موجوديها كاهش‌ و قيمتهاي‌ قديمي‌تر به‌ سود و زيان‌ راه‌ يابد، نتايج‌ بعدي‌ نيز به‌ طور بالقوه‌ مخدوش‌ خواهد شد.

31 .   تكنيكهايي‌ مانند روش‌ هزينه‌يابي‌ استاندارد براي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ محصولات‌ يا روش‌ خرده‌ فروشي‌ براي‌ كالاها، هنگامي‌ مي‌تواند به‌ خاطر سهولت‌ كار مورد استفاده‌ قرار گيرد كه‌ نتايج‌ حاصل‌ از بكارگيري‌ آن‌ همواره‌ با نتايجي‌ كه‌ طبق‌ بند 29 به‌ دست‌ مي‌آيد، تقريباً يكسان‌ باشد.

32 .   هزينه‌يابي‌ استاندارد عبارت‌ است‌ از محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ موجودي‌ مواد و کالا براساس‌ هزينه‌هاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ براي‌ هر دوره‌ كه‌ برمبناي‌ تخمين‌هاي‌ مديريت‌ درخصوص‌ سطوح‌ مورد انتظار هزينه‌ها و عمليات‌، كارآيي‌ عملياتي‌ و مخارج‌ مربوط‌ محاسبه‌ مي‌گردد.

33 .   در مورد واحدهاي‌ خرده‌ فروشي‌ كه‌ تعداد زيادي‌ كالاهاي‌ متفاوت‌ و سريعاً در حال‌ تغيير دارند، كالاهاي‌ موجود در محوطه‌ واحدهاي‌ مزبور اغلب‌ برحسب‌ قيمت‌ فروش‌ به‌ كسر درصد معمول‌ براي‌ سود ناخالص‌ منعكس‌ مي‌شود. در چنين‌ شرايط‌ خاصي‌، اين روش‌ را (كه‌ به‌ روش‌ خرده‌ فروشي‌ موسوم‌ است‌) مي‌توان‌ به عنوان‌ تنها روش‌ عملي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ رقم‌ تقريبي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌، قابل‌ قبول‌ دانست‌.

34 .   در اغلب‌ موارد، نمي‌توان‌ مخارج‌ را به‌ هريك‌ از واحدهاي‌ مشخص‌ موجودي‌ مواد و کالا نسبت‌ داد. در تعيين‌ نزديك‌ترين‌ تقريب‌ براي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌، واحد تجاري‌ با دو مسئله‌ مواجه‌ مي‌گردد:

الف‌.  انتخاب‌ روش‌ مناسب‌ براي‌ تخصيص‌ هزينه‌ها به‌ موجودي‌مواد و کالا (مانند روشهاي‌ هزينه‌يابي‌ سفارش‌ كار، هزينه‌يابي‌ مرحله‌اي‌ و هزينه‌يابي‌ استاندارد)، و

ب  .  انتخاب‌ روش‌ مناسب‌ براي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ مربوط‌ در مواردي‌ كه‌ تعدادي‌ اقلام‌ مشابه‌ در زمانهاي‌ مختلف‌ خريداري‌ يا ساخته‌ شده‌ است‌ (مانند روش‌ ميانگين‌ موزون‌ يا اولين‌ صادره‌ از اولين‌ وارده‌).

35 .   در انتخاب‌ روشهايي‌ كه‌ در رديفهاي‌ (الف‌) و (ب‌) بند 34 ذكر شد، مديريت‌ بايد با اعمال‌ قضاوت‌، اطمينان‌ حاصل‌ كند كه‌ روشهاي‌ انتخاب‌ شده‌، منصفانه‌ترين‌ تقريب‌ ممكن‌ را براي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ فراهم‌ مي‌آورد. به‌ علاوه‌، در صورت‌ استفاده‌ از روش‌ هزينه‌يابي‌ استاندارد، مبالغ‌ حاصل‌ از اين روش‌ بايد به منظور حصول‌ اطمينان‌ از وجود رابطه‌اي‌ معقول‌ بين‌ اين‌ مبالغ‌ و بهاي‌ تمام‌ شده‌ واقعي‌ در دوره‌ مالي‌ مربوط‌، مكرراً تجديد نظر شود.

خالص‌ ارزش‌ فروش‌

36 .   همان‌گونه‌ كه‌ در بند 4 ذكر شده‌ است‌، موجودي‌ مواد و کالا بايد به‌ ” اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌“ ارزشيابي‌ و در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ شود. ”خالص‌ ارزش‌ فروش‌“ عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فروش‌ اقلام‌ موجودي‌ مواد و کالا پس‌ از كسر تمام‌ مخارج‌ مربوط‌ بعدي‌ تا مرحله‌ تكميل‌ و كليه‌ مخارجي‌ كه‌ واحد تجاري‌ در رابطه‌ با بازاريابي‌، فروش‌ و توزيع‌ كالا متحمل‌ خواهد شد و مستقيماً به‌ اقلام‌ مورد نظر مربوط‌ مي‌شود.

37 .   از آنجا كه‌ مقايسه‌ جمع‌ كل‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ موجوديها با جمع‌ كل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ مي‌تواند به‌ عمل‌ غيرقابل‌ قبول‌ تهاتر بين‌ زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ و سود تحقق‌ نيافته‌ منجر شود، مقايسه‌ بين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌ بايد به‌ طور جداگانه‌ در مورد هريك‌ از اقلام‌ موجودي‌ انجام‌ شود. چنانچه‌ اين‌ كار عملي‌ نباشد، بايد گروههاي‌ كالا و يا كالاي‌ مشابه‌ را جمعاً درنظر گرفت‌. به‌ طور مثال‌، اقلامي‌ از موجودي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ خط‌ توليد يكساني‌ بوده‌ و اهداف‌ يا كاربردي‌ مشابه‌ داشته‌ باشد، در ناحيه‌ جغرافيايي‌ واحدي‌ توليد و فروخته‌ شود و نتوان‌ آن‌ را عملاً جدا از ساير اقلام‌ خط‌ توليد ارزيابي‌ كرد، نمونه‌اي‌ از اقلامي‌ است‌ كه‌ به‌ طور گروهي‌ مورد ارزيابي‌ قرار مي‌گيرد. بنابرايـن‌، ارزيابي‌ گروهي‌ مبتني‌بر طبقـه‌بندي‌ موجوديهـا مثـلاً ارزيابي‌ موجودي‌ كالاي‌ ساخته‌ شده‌ يا كل‌ موجوديهاي‌ يك‌ صنعت‌ يا كل‌ موجوديهاي‌ يك‌ ناحيه‌ جغرافيايي‌، مناسب‌ نخواهد بود.

38 .   هرگاه‌ شرايطي‌ كه‌ قبلاً منجر به‌ انعكاس‌ ارزش‌ موجوديها به‌ مبلغي‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌ شده‌ گرديده‌، ديگر برقرار نباشد، ارزش‌ موجودي‌ انتقالي‌ از دوره‌ قبل‌ بايد تا مبلغ‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ جديد (حداكثر تا حد ميزان‌ كاهش‌ قبلي‌) افزايش‌ داده‌ شود.

39 .   در شرايط‌ استثنايي‌، هنگامي‌ كه‌ تعيين‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ موجوديها به‌ دلايل‌ مختلف‌ از قبيل‌ نوسان‌ در قيمتهاي‌ فروش‌، به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا امكان‌ پذير نباشد و احتمال‌ رود كه‌ بهاي‌ جايگزيني‌ در حد متعارفي‌ كمتر از خالص‌ ارزش‌ فروش‌ باشد، بهاي‌ جايگزيني‌ مي‌تواند تقريبي‌ قابل‌ قبول‌ براي‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ تلقي‌ شود.

40 .   در مواردي‌ كه‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ موجودي‌ مواد اوليه‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ است‌، به شرطي‌ كه‌ كالاهايي‌ كه‌ از مواد مزبور ساخته‌ مي‌شود (بعد از منظور كردن‌ قيمت‌ خريد مواد در بهاي‌ تمام‌ شده‌ كالا) هنوز بتواند با سود به‌ فروش‌ رسد، مبلغ‌ دفتري‌ مواد اوليه‌ كاهش‌ نمي‌يابد.

ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ تعيين‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌

41 .   براي‌ محاسبه‌ اوليه‌ ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ موجودي‌ مواد و کالا از ” بهاي‌ تمام‌ شده‌ به‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌“، اغلب‌ مي‌توان‌ از فرمولهايي‌ استفاده‌ كرد كه‌ بر معيارهاي‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ متكي‌ است‌. در اين‌ فرمولها معمولاً عمر كالا، گردش‌ كالا در گذشته‌، گردش‌ آتي‌ مورد انتظار و ارزش‌ اسقاط‌ تخميني‌ كالا، بنابه‌ اقتضاي‌ مورد، منظور شده‌ است‌. با وجودي‌ كه‌ استفاده‌ از چنين‌ فرمولهايي‌، مبنايي‌ براي‌ ايجاد ذخيره‌ فراهم‌ مي‌آورد كه‌ مي‌تواند به‌ طور مستمر اعمال‌ گردد، با اين‌ حال‌ باز هم‌ لازم‌ است‌ كه‌ نتايج‌ حاصل‌ شده‌ در پرتو شرايط‌ خاصي‌ كه‌ نمي‌توان‌ در فرمول‌ پيش‌ بيني‌ كرد (از قبيل‌ تغيير ميزان‌ سفارشات‌) مورد بررسي‌ و تجديد نظر قرار گيرد.

42 .   در مواردي‌ كه‌ براي‌ كاهش‌ ارزش‌ كالاهاي‌ تكميل‌ شده‌ به‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌ شده‌ نياز به‌ ذخيره‌ باشد، موجودي‌ قطعات‌ منفصله‌ و نيمه‌ ساخته‌اي‌ كه‌ به منظور ساخت‌ چنين‌ محصولاتي‌ نگهداري‌ مي‌شود بايد همراه‌ با موجودي‌ قطعات‌ تحت‌ سفارش‌ خريد بررسي‌ تا نسبت‌ به‌ لزوم‌ ايجاد ذخيره‌ براي‌ اين‌ اقلام‌ نيز تصميم‌گيري‌ شود.

43 .   چنانچه‌ قطعات‌ يدكي‌ نگهداري‌ شده‌ براي‌ فروش‌، بخشي‌ از موجودي‌ پايان‌ سال‌ را تشكيل‌ دهد، لازم‌ خواهد بود كه‌ عوامل‌ مذكور در بند 41 ، در چارچوب‌ موارد زير به‌ طور اخص‌ مورد ملاحظه‌ قرار گيرد:

الف ‌. تعداد محصولات‌ مربوط‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ فروش‌ رسيده‌ است‌،

ب  .  فاصله‌ زماني‌ تعويض‌ قطعه‌ يدكي‌، به‌ طور تخميني‌، و

ج  .  عمر مفيد مورد انتظار محصول‌ مربوط‌ (يعني‌ محصولي‌ كه‌ قطعه‌ يدكي‌ در رابطه‌ با آن‌ به‌ فروش‌ مي‌رسد).

 

از عوامل‌ مذكور در بند 41 ، تنها ” عمر مفيد“ و ” گردش‌ آتي‌ مورد انتظار“ از موارد ” الف‌“ تا ” ج‌“ فوق‌ تأثير مي‌پذيرد. بدين‌ ترتيب‌ كه‌ عمر مفيد قطعه‌ يدكي‌ بايد با درنظر گرفتن‌ مورد ” ب‌“ و گردش‌ آتي‌ مورد انتظار بايد با درنظر گرفتن‌ هر سه‌ مورد ” الف‌“ و ” ب‌“ و ” ج‌“ تخمين‌ زده‌ شود.

44 .   خالص‌ ارزش‌ فروش‌ نبايد براساس‌ نوسانات‌ موقتي‌ قيمت‌ فروش‌ براورد شود، بلكه‌ بايد بر قابل‌ اتكا ترين‌ شواهد موجود در زمان‌ براورد مبلغ‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ موجوديها مبتني‌ باشد.

موارد كاربرد خالص‌ ارزش‌ فروش‌

45 .   موارد اصلي‌ كه‌ احتمال‌ مي‌رود خالص‌ ارزش‌ فروش‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌ شده‌ باشد، مواردي‌ است‌ كه‌ شرايط‌ زير در آن‌ حكمفرماست‌:

الف‌.  افزايش‌ هزينه‌ها يا كاهش‌ قيمت‌ فروش،

ب‌  .  خراب‌ شدن‌ موجودي،

ج  .  ناباب‌ شدن‌ محصولات،

د   .  تصميم‌ شركت‌ مبني‌ بر ساخت‌ و فروش‌ محصولات‌ به‌ زيان‌ (به عنوان‌ بخشي‌ از استراتژي‌ بازاريابي‌ شركت‌ )، و

ﻫ   .  وقوع‌ اشتباهاتي‌ در توليد يا خريد.

 

به‌ علاوه‌، در صورت‌ نگهداري‌ موجوديهايي‌ كه‌ فروش‌ آن‌ ظرف‌ دوره‌ معمول‌ گردش‌ كالاي‌ شركت‌ غير محتمل‌ است‌ (يعني‌ موجودي‌ اضافي‌)، تأخير در فروش‌ موجوديها، خطر وقوع‌ موارد ” الف‌“ تا ” ج‌“ را افزايش‌ مي‌دهد و لذا بايد در ارزيابي‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ در نظر گرفته‌ شود.

شناخت‌ موجودي‌ مواد و کالا به عنوان‌ هزينه‌

46 .     مبلغ‌ دفتري‌ موجودي‌ مواد و کالاي‌ فروخته‌ شده‌ بايد در دوره‌اي‌ كه‌ درآمد مربوط‌ شناسايي‌ مي‌گردد، به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود. مبلغ‌ كاهش‌ ارزش‌ موجودي‌ مواد و کالا ناشي‌ از اعمال‌ قاعده‌ ” اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌“ و كليه‌ زيانهاي‌ مرتبط‌ با موجودي‌ مواد و کالا را بايد در دوره‌ كاهش‌ ارزش‌ يا وقوع‌ زيانهاي‌ مربوط‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ كرد. در مورد موجوديهايي‌ كه‌ در دوره‌ قبل‌ به‌ مبلغي‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌ شده‌ ارزيابي‌ شده‌ است‌ و در دوره‌ جاري‌ به‌دليل‌ افزايش‌ در خالص‌ ارزش‌ فروش‌، به‌مبلغ‌ بيشتري‌ ارزيابي‌ گردد، هرگونه‌ افزايشي‌ از اين‌ بابت‌ در دوره‌ جاري‌ بايد به عنوان‌ درآمد يا كاهش‌ هزينه‌ دوره‌ جاري‌ (حداكثر تا حد جبران‌ كاهش‌ قبلي‌) شناسايي‌ شود.

47 .   شناخت‌ مبلغ‌ دفتري‌ موجوديهاي‌ فروش‌ رفته‌ به عنوان‌ هزينه‌، تابع‌ فرآيند تطابق‌ درآمد و هزينه‌ است‌. برخي‌ موجوديها ممكن‌ است‌ به‌ ساير حسابهاي‌ دارايي‌ تخصيص‌ يابد. براي‌ مثال‌ مي‌توان‌ از موجودي‌ مواد و کالاي‌ بكار رفته‌ در ساخت‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود توسط‌ واحد تجاري‌ نام‌ برد. موجوديهايي‌ كه‌ به‌ ساير حسابهاي‌ دارايي‌ تخصيص‌ مي‌يابد، طي‌ عمر مفيد دارايي‌ مربوط‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود.

افشا

48 .     رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ به‌ موجودي‌ مواد و کالا بايد با توجه‌ به‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1 با عنوان‌ ” نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌“، در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ تشريح‌ شود.

49 .   رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ به‌ مبالغ‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بابت‌ موجودي‌ مواد و کالا (شامل‌ روش‌ تعيين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌) بايد طي‌ يادداشتي‌ شرح‌ داده‌ شود. چنانچه‌ براي‌ انواع‌ مختلف‌ موجوديها، رويه‌هاي‌ حسابداري‌ متفاوتي‌ اتخاذ شده‌ باشد، ارائه‌ مبلغ‌ هريك‌ از انواع‌ موجودي‌، ضروري‌ است‌.

50 .   مبلغ‌ مندرج‌ در ترازنامه‌ بابت‌ موجودي‌ مواد و کالا بايد در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ به گونه‌اي‌ طبقه‌بندي‌ شود كه‌ متناسب‌ با ماهيت‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ باشد و اين‌ طبقه‌بندي‌، مبلغ‌ هر يك‌ از گروههاي‌ عمده‌ موجوديها را نشان‌ دهد.

51 .   ارائـه‌ مبالغ‌ مربوط‌ به‌ طبقات‌ مختلف‌ موجوديها و ميزان‌ تغييرات‌ آن‌ از يك‌ دوره‌ به‌ دوره‌ ديگر اطلاعات‌ مفيدي‌ دراختيار استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ قرار مي‌دهد. از اين رو موجودي‌ مواد و کالاي‌ مندرج‌ در ترازنامه‌ بايد در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ به‌گونه‌اي‌ طبقه‌بندي‌ شود كه‌ مبالغ‌ مربوط‌ به‌ هر يك‌ از طبقات‌ عمده‌ موجوديها به‌ شرح‌ زير نشان‌ داده‌ شود:

الف‌.  مواد اوليه‌،

ب‌  .  كار در جريـان‌ پيشرفت‌ (شامل‌ كـالاي‌ در جريـان‌ ساخت‌ و كارهاي‌ خدماتي‌ در جريان‌ تكميل‌)،

ج  ‌.  كالاي‌ ساخته‌ شده‌ و كالاي‌ خريداري‌ شده‌ براي‌ فروش‌ ،

د   .  مواد و کالاي‌ در راه‌ (لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ در شناخت‌ اين‌ موجوديها، مقطع‌ زماني‌ انتقال‌ مالكيت‌ آن‌ بايد ملاك‌ عمل‌ قرار گيرد) ،

ﻫ   .  ساير اقلام‌ مصرفي‌ (از قبيل‌ قطعات‌ ولوازم‌ يدكي‌ ماشين‌آلات‌ ، ملزومات‌ و مواد غير مستقيم‌)، و

و   .  اقلامي‌ كه‌ به‌ طور معمول‌ و با توجه‌ به‌ شرايط‌ ايجاد شده‌ به منظور فروش‌ نگهداري‌ مي‌شود (از قبيل‌ ضايعات‌ توليد، داراييهاي‌ ثابت‌ بركنار شده‌ و اقلام‌ اسقاطي‌).


52 .     موارد زير نيز بايد افشا شود :

الف ‌.   مبلغ‌ هزينه‌ كاهش‌ ارزش‌ موجوديها ناشي‌ از اعمال‌ قاعده‌ اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌ پس‌ از كسر هرگونه‌ افزايش‌ ناشي‌ از اعمال‌ قاعده‌ فوق‌ در مورد موجوديهاي‌ انتقالي‌ از دوره‌ قبل‌،

ب‌   .    بهاي‌ تمام‌ شده‌ موجوديهاي‌ فروش‌ رفته‌ طي‌ دوره‌، و

ج‌    .    مبلغ‌ موجوديهاي‌ مواد و کالا كه‌ در وثيقه‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ است‌ .

تاريخ‌ اجـرا

53 .    الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها از تاريخ‌ 1/1/1380 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود، لازم‌الاجراست‌.

مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌

54 .   با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، مفاد استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ 2 با عنوان‌ موجوديها نيز رعايت‌ مي‌شود.

*نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي*

مقدمـه‌
1 .    هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز مبنايي‌ براي‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به منظور حصول‌ اطمينان‌ از قابليت‌ مقايسه‌ با صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ آن‌ واحد و با صورتهاي‌ مالي‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌ مي‌باشد. براي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در اين‌ استاندارد ملاحظات‌ كلي‌ درخصوص‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌، رهنمودهايي‌ درباره‌ ساختار آنها و حداقل‌ الزامات‌ درخصوص‌ محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ شده‌ است‌. چگونگي‌ شناخت‌، اندازه‌گيري‌ و افشاي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ خاص‌ در ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌ ارائه‌ مي‌شود. دامنه‌ كاربرد
2 .     الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد در ارائه‌ كليه‌ ”صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌“ كه‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود، بكار گرفته‌ شود.
3 .    صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ پس‌ صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ استفاده‌كنندگاني‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ در موقعيت‌ دريافت‌ گزارشهاي‌ متناسب‌ با نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خاص‌ خود نيستند. صورتهاي‌ مالي‌ به طور جداگانه‌ يا همراه‌ با ساير گزارشها، جهت‌ استفاده‌ عموم‌ ارائه‌ مي‌شود. مفاد اين‌ استاندارد براي‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ نيز كاربرد دارد.
4 .    در اين‌ استاندارد واژه‌هايي‌ بكار گرفته‌ مي‌شود كه‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از خصوصي‌ يا عمومي‌ كاربرد دارد. واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ براي‌ بكارگيري‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد ممكن‌ است‌ نيازمند انجام‌ تعديلاتي‌ در عناوين‌ اقلام‌ اصلي‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود يا ارائه‌ اطلاعات‌ بيشتر باشند.
5 .    نحوه‌ ارائه‌ داراييهاي‌ جاري‌ و بدهيهاي‌ جاري‌ بخشي‌ از موضوع‌ اين‌ استاندارد است‌ ليكن‌ به طور جداگانه‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 14 مطرح‌ شده‌ است‌. هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌
6 .    هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌، ارائه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ شود. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ ايفاي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ در اختيارشان‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ مي‌دهد. به منظور دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌، در صورتهاي‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ اطلاعاتي‌ درباره‌ موارد زير ارائه‌ مي‌شود :
الف.  داراييها،
ب  .  بدهيها،
ج  .  حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌،
د   .  درآمدها،
ﻫ   .  هزينه‌ها، و
و   .  جريانهاي‌ نقدي‌.
اين‌ اطلاعات‌، همراه‌ با ساير اطلاعات‌ مندرج‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ را در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ واحد تجاري‌ و خصوصاً در زمانبندي‌ و اطمينان‌ از توانايي‌ آن‌ در ايجاد وجه‌ نقد كمك‌ مي‌كند. مسئوليت‌ صورتهاي‌ مالي‌
7 .    مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيأت‌مديره‌ يا ساير اركان‌ اداره‌كننده‌ واحد تجاري‌ است‌. اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌
8 .       مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ شامل‌ اجزاي‌ زير است‌ :
الف‌.   صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ :
1  .    ترازنامه‌،
2 .    صورت‌ سود و زيان‌،
3 .    صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌، و
4  .    صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد .
ب   .    يادداشتهاي‌ توضيحي‌. ملاحظات‌ كلي‌ ارائه‌ مطلوب‌ و رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌
9 .       صورتهاي‌ مالي‌ بايد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ را به نحو مطلوب‌ ارائه‌ كند . تقريباً در تمام‌ شرايط‌، اعمال‌ مناسب‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ همراه‌ با افشاي‌ اطلاعات‌ اضافي‌ در صورت‌ لزوم‌، منجر به‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به نحو مطلوب‌ مي‌شود .
10 .      هر واحد تجاري‌ كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ آن‌ طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود بايد اين‌ واقعيت‌ را افشا كند. در صورتهاي‌ مالي‌ نبايد ذكر كرد كه‌ اين‌ صورتها طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ شده‌ است‌، مگراينكه‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مزبور مفاد تمام‌ الزامات‌ مندرج‌ در استانداردهاي‌ مربوط‌ رعايت‌ شده‌ باشد.
11 .      بكارگيري‌ نامناسب‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌، از طريق‌ افشا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، جبران‌ نمي‌شود.
12 .     در موارد بسيار نادر، چنانچه‌ مديريت‌ واحدتجاري‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ برسد كه‌ رعايت‌ يكي‌ از الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌، صورتهاي‌ مالي‌ را گمراه‌كننده‌ مي‌سازد و بنابراين‌ انحراف‌ از آن‌ به منظور دستيابي‌ به‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به نحو مطلوب‌ ضروري‌ است‌، بايد موارد زیر را افشا كند :
الف .    اين‌ مطلب‌ كه‌ بنا به‌ اعتقاد مديريت‌ واحد تجاري‌، صورتهاي‌ مالي‌، وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ را به نحو مطلوب‌ منعكس‌ مي‌كند،
ب‌   .    تصريح‌ اينكه‌ صورتهاي‌ مالي‌ از تمام‌ جنبه‌هاي‌ با اهميت‌ مطابق‌ با استانداردهاي‌ حسابداري‌ مي‌باشد، به استثناي‌ انحراف‌ از الزامات‌ يك‌ استاندارد حسابداري‌ كه‌ به منظور ارائه‌ مطلوب‌ صورتهاي‌ مالي‌ انجام‌ گرفته‌ است‌،
 ج‌   .    استانداردي‌ كه‌ الزامات‌ آن‌ رعايت‌ نشده‌ است‌، ماهيت‌ انحراف‌ شامل‌ شيوه‌ حسابداري‌ مقرر در استاندارد، اينكه‌ چرا كاربرد شيوه‌ مقرر در استاندارد صورتهاي‌ مالي‌ را گمراه‌كننده‌ مي‌سازد و شيوه‌ حسابداري‌ بكار گرفته‌ شده‌، و
د     .    اثر مالي‌ انحراف‌ بر سود يا زيان‌ خالص‌، داراييها، بدهيها و حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ در هر يك‌ از دوره‌هاي‌ مورد گزارش‌.
13 .   براي‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به نحو مطلوب‌، رعايت‌ موارد زير الزامي‌ است‌:
الف.  انتخاب‌ و اعمال‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ طبق‌ مفاد بند 17،
ب  .  ارائه‌ اطلاعات‌ شامل‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌، به گونه‌اي‌ كه‌ اطلاعات‌، مربوط‌، قابل‌ اتكا، قابل‌ مقايسه‌ و قابل‌ فهم‌ باشد، و
ج‌  .  ارائه‌ اطلاعات‌ اضافي‌ در مواردي‌ كه‌ رعايت‌ الزامات‌ مقرر در استانداردهاي‌ حسابداري‌ براي‌ درك‌ اثر معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ خاص‌ بر وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ كافي‌ نباشد.
14 .   در موارد نادر ممكن‌ است‌ كاربرد الزامات‌ يك‌ استاندارد حسابداري‌ به‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ گمراه‌كننده‌، منجر شود. اين‌ امر تنها در مواردي‌ روي‌ مي‌دهد كه‌ شيوه‌ مقرر در استاندارد مورد نظر به وضوح‌ نامناسب‌ باشد، به گونه‌اي‌ كه‌ نتوان‌ از طريق‌ كاربرد الزامات‌ آن‌ استاندارد يا به وسيله‌ افشاي‌ اطلاعات‌ اضافي‌، به‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به نحو مطلوب‌ دست‌ يافت‌. اين‌ موضوع‌ كه‌ كاربرد شيوه‌ ديگر نيز مي‌تواند به‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به نحو مطلوب‌ منجر شود، به تنهايي‌ براي‌ توجيه‌ انحراف‌ از شيوه‌ مقرر، مناسب‌ نيست‌.
15 .   براي‌ ارزيابي‌ ضرورت‌ انحراف‌ از الزامات‌ يك‌ استاندارد حسابداري‌، ملاحظات‌ مندرج در صفحه بعد مدنظر قرار مي‌گيرد :
الف.  هدف‌ از الزام‌ مقرر و اينكه‌ چرا در شرايط‌ خاص‌ مورد نظر، هدف‌ مزبور نامربوط‌ يا دست‌ نيافتني‌ است‌.
ب  .  تفاوت‌ شرايط‌ واحد تجاري‌ با شرايط‌ ساير واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ الزام‌ مورد نظر را رعايت‌ مي‌كنند.
16 .   نظر به‌ اينكه‌ انتظار مي‌رود شرايط‌ ايجاب‌كننده‌ انحراف‌ بسيار نادر باشد و ضرورت‌ انحراف‌ نيز موضوعي‌ بحث‌انگيز و مستلزم‌ قضاوت‌ است‌، بنابراين‌ آگاهي‌ از عدم‌ رعايت‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ اهميت‌ دارد. همچنين‌ براي‌ اينكه‌ استفاده‌كنندگان‌ بتوانند در مورد انحراف‌ به طور آگاهانه‌ قضاوت‌ و تعديلات‌ لازم‌ را جهت‌ انطباق‌ با استاندارد مورد نظر محاسبه‌ كنند، اطلاعات‌ كافي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ مي‌شود. رويه‌هاي‌ حسابداري‌
17 .     مديريت‌ واحد تجاري‌ بايد رويه‌هاي‌ حسابداري‌ را به گونه‌اي‌ انتخاب‌ و اعمال‌ كند كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با تمام‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد. در صورت‌ نبود استاندارد خاص‌، مديريت‌ بايد رويه‌ها را به گونه‌اي‌ تعيين‌ كند تا اطمينان‌ يابد صورتهاي‌ مالي‌ اطلاعاتي‌ را فراهم‌ مي‌آورد كه :
الف .    به‌ نيازهاي‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ مربوط‌ است‌، و
ب‌   .    قابل‌ اتكاست‌ به گونه‌اي‌ كه‌ :
1  .    وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را صادقانه‌ بيان‌ مي‌كند،
2 .    منعكس‌ كننده‌ محتواي‌ اقتصادي‌ و نه‌ فقط‌ شكل‌ حقوقي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاست‌،
3 .    بيطرفانه‌ يعني‌ عاري‌ از تمايلات‌ جانبدارانه‌ است‌،
4  .    محتاطانه‌ است، و
5 .    از تمام‌ جنبه‌هاي‌ با اهميت‌، كامل‌ است‌.
18 .   رويه‌هاي‌ حسابداري‌ راه‌كارهاي‌ ويژه‌اي‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ براي‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ انتخاب‌ مي‌كند. راه‌كارهاي‌ مزبور كه‌ در استانداردهاي‌ حسابداري‌ مشخص‌ شده‌اند براي‌ اعمال‌ اصول‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ در مورد اقلام‌، معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مالي‌ و بويژه‌ موارد زیر ايجاد شده‌ است :
الف.  اندازه‌گيري‌ و تجديد اندازه‌گيري‌ داراييها و بدهيها در مواردي‌ كه‌ مبالغ‌ مربوط‌ از اهميت‌ نسبي‌ برخوردار است‌، و
ب‌  .  نحوه‌ و زمان‌ شناخت‌ تغييرات‌ در داراييها و بدهيها در صورتهاي‌ عملكرد مالي‌.
19 .   در صورت‌ نبود استاندارد حسابداري‌ خاص‌، مديريت‌ رويه‌هايي‌ را بكار مي‌برد كه‌ به‌ ارائه‌ مفيدترين‌ اطلاعات‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منجر شود. اين‌ امر مستلزم‌ بكارگيري‌ قضاوت‌ توسط‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ با مدنظر قرار دادن‌ ملاحظات‌ زير است‌ :
الف‌.  الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ براي‌ موضوعات‌ مشابه‌ و مربوط‌،
ب  .  تعاريف‌، معيارهاي‌ شناخت‌ و اندازه‌گيري‌ داراييها، بدهيها، درآمدها و هزينه‌ها مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي، و
ج  .  استانداردهاي‌ صادره‌ توسط‌ ساير مراجع‌ حرفه‌اي‌ معتبر و رويه‌هاي‌ پذيرفته‌ شده‌ صنعت‌ تا ميزاني‌ كه‌ با موارد الف‌ و ب‌ اين‌ بند سازگار باشد. تداوم‌ فعاليت‌
20 .    مديريت‌ در زمان‌ تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌، بايد توان‌ ادامه‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ را ارزيابي‌ كند. صورتهاي‌ مالي‌ بايد برمبناي‌ تداوم‌ فعاليت‌ تهيه‌ شود مگر اينكه‌ مديريت‌ قصد انحلال‌ يا توقف‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ را داشته‌ باشد، يا عملاً ناچار به‌ انجام‌ اين‌ امر شود . در مواردي‌ كه‌ مديريت‌ از رويدادها و شرايطي‌ آگاهي‌ يابد كه‌ ممكن‌ است‌ ابهام‌ اساسي‌ نسبت‌ به‌ توانايي‌ تداوم‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ ايجاد كند، اين‌ ابهام‌ بايد افشا شود . چنانچه‌ صورتهاي‌ مالي‌ برمبناي‌ تداوم‌ فعاليت‌ تهيه‌ نشود، اين‌ واقعيت‌ بايد همراه‌ با مبناي‌ تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ و اينكه‌ چرا واحد تجاري‌ فاقد تداوم‌ فعاليت‌ تلقي‌ شده‌ است‌، افشا شود.
21 .   تداوم‌ فعاليت‌ به‌ معناي‌ ادامه‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ در آينده‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ است‌. يعني‌ در تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌، هيچ‌ قصد يا الزامي‌ به‌ انحلال‌ واحد تجاري‌ يا كاهش‌ قابل توجه‌ در حجم‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ فرض‌ نمي‌شود.
22 .   مديريت‌ براي‌ ارزيابي‌ تداوم‌ فعاليت‌، تمام‌ اطلاعات‌ موجود در خصوص‌ آينده‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ (حداقل‌ 12 ماه‌ پس‌ از تاريخ‌ ترازنامه‌) را بررسي‌ مي‌كند. ميزان‌ اين‌ بررسي‌ به‌ واقعيات‌ موجود در هر مورد بستگي‌ دارد. در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌ داراي‌ سابقه‌ سودآوري‌ است‌ و به آساني‌ به‌ منابع‌ مالي‌ دسترسي‌ دارد، نتيجه‌گيري‌ درباره‌ مناسب‌ بودن‌ كاربرد مبناي‌ تداوم‌ فعاليت‌ براي‌ واحد تجاري‌ مي‌تواند بدون‌ تجزيه‌ و تحليل‌ تفصيلي‌، امكان‌پذير باشد. درغير اين‌ صورت‌، براي‌ ارزيابي‌ تداوم‌ فعاليت‌ ممكن‌ است‌ بررسي‌ مواردي‌ از قبيل‌ عوامل‌ مؤثر بر سودآوري‌ جاري‌ و مورد انتظار، جداول‌ زماني‌ بازپرداخت‌ بدهيها و منابع‌ بالقوه‌ تأمين‌ مالي‌ ضروري‌ باشد. مبناي‌ تعهدي‌
23 .   به استثناي‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ جريانهاي‌ نقدي‌، واحد تجاري‌ بايد صورتهاي‌ مالي‌ خود را برمبناي‌ تعهدي‌ تهيه‌ كند.
24 .   در مبناي‌ تعهدي‌، معاملات‌ و ساير رويدادها در زمان‌ وقوع‌ (و نه‌ در زمان‌ دريافت‌ يا پرداخت‌ وجه‌ نقد) شناسايي‌ و در اسناد و مدارك‌ حسابداري‌ ثبت‌ مي‌شود و در صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌هاي‌ مربوط‌ انعكاس‌ مي‌يابد. بسياري‌ از هزينه‌ها بر مبناي‌ رابطه‌ مستقيم‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ با درآمدهاي‌ تحصيل‌شده‌ در صورت‌ سود و زيان‌ شناسايي‌ مي‌شود (تطابق‌ هزينه‌ و درآمد). در هر صورت‌، كاربرد مفهوم‌ تطابق‌، شناخت‌ اقلامي‌ را در ترازنامه‌ كه‌ با تعريف‌ داراييها يا بدهيها انطباق‌ ندارد، مجاز نمي‌شمرد. ثبات‌ رويه‌ در نحوه‌ ارائه‌
25 .   نحوه‌ ارائه‌ و طبقه‌بندي‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ از يك‌ دوره‌ به‌ دوره‌ بعد نبايد تغيير كند مگر در مواردي‌ كه‌ :
الف .    تغييري‌ عمده‌ در ماهيت‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ يا تجديد نظر در نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ حاكي‌ از اين‌ باشد كه‌ تغيير مزبور به‌ ارائه‌ مناسبتر معاملات‌ يا ساير رويدادها منجر شود، يا
ب‌   .    تغييري‌ در نحوه‌ ارائه‌، به‌ موجب‌ يك‌ استاندارد حسابداري‌ الزامي‌ شود.
26 .   تحصيل‌ يا واگذاري‌ داراييهاي‌ عمده‌ يا تجديدنظر در نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ ممكن‌ است‌ مستلزم‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ شكلي‌ متفاوت‌ باشد. تنها در شرايطي‌ كه‌ ادامه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ شكل‌ جديد محتمل‌ باشد يا اينكه‌ منافع‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ شكل‌ جديد به روشني‌ مشخص‌ باشد، واحد تجاري‌ بايد نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود را تغيير دهد. در صورت‌ ايجاد تغيير در نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌، واحد تجاري‌ اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ را طبق‌ مندرجات‌ بند 39 اين‌ استاندارد تجديد طبقه‌بندي‌ مي‌كند. اهميت‌ و تجميع‌
27 .  تمام‌ اقلام‌ با اهميت‌ بايد به طور جداگانه‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ شود. مبالغ‌ كم‌ اهميت‌ بايد با مبالغ‌ داراي‌ ماهيت‌ يا كاركرد مشابه‌ جمع‌ شود و نيازي‌ به‌ ارائه‌ جداگانه‌ آنها نيست‌.
28 .   صورتهاي‌ مالي‌ حاصل‌ پردازش‌ تعداد زيادي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاست‌ كه‌ با تجميع‌ آنها در گروههاي‌ مختلف‌ براساس‌ ماهيت‌ يا كاركرد، سازمان‌ مي‌يابد. ارائه‌ اطلاعات‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌اي‌ كه‌ تشكيل‌ دهنده‌ اقلام‌ اصلي‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ است‌، آخرين‌ مرحله‌ از فرايند تجميع‌ و طبقه‌بندي‌ است‌. چنانچه‌ يك‌ قلم‌ اصلي‌ به تنهايي‌ با اهميت‌ نباشد در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، با اقلام‌ اصلي‌ ديگر جمع‌ مي‌شود. اهميت‌ يك‌ قلم‌ ممكن‌ است‌ به اندازه‌اي‌ نباشد كه‌ ارائه‌ جداگانه‌ آن‌ را در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ توجيه‌ كند، اما افشاي‌ جداگانه‌ آن‌ را در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ ايجاب‌ كند.
29 .   در اين‌ استاندارد، اطلاعاتي‌ با اهميت‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ عدم‌ افشاي‌ آن‌ بر تصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ كه‌ بر مبناي‌ صورتهاي‌ مالي‌ اتخاذ مي‌شود، مؤثر واقع‌ شود. اهميت‌ به اندازه‌ و ماهيت‌ قلمي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در شرايط‌ خاص‌ در مورد حذف‌ آن‌ قضاوت‌ مي‌شود. براي‌ اتخاذ تصميم‌ درباره‌ اهميت‌ يك‌ قلم‌ يا جمع‌ اقلام‌، هم‌ اندازه‌ و هم‌ ماهيت‌ آن‌ قلم‌ يا اقلام‌ ارزيابي‌ مي‌شود. متناسب‌ با شرايط‌، ممكن‌ است‌ يكي‌ از دو عامل‌ يادشده‌ تعيين‌ كننده‌ باشد. براي‌ مثال‌، داراييهايي‌ كه‌ ماهيت‌ و كاركرد مشابه‌ دارند با يکديگر جمع‌ مي‌شود، حتي‌ اگر مبالغ‌ تك‌ تك‌ آنها قابل توجه‌ باشد. با وجود اين‌، اقلام‌ عمده‌ كه‌ از لحاظ‌ ماهيت‌ يا كاركرد با يکديگر متفاوت‌ است‌ جداگانه‌ ارائه‌ مي‌شود.
30 .   چنانچه‌ اجراي‌ الزامات‌ افشاي‌ مندرج‌ در استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌ اطلاعات‌ بي اهميت‌ منجر شود، نيازي‌ به‌ رعايت‌ آن‌ نيست‌. تهاتـر
31 .   داراييها و بدهيها نبايد با يکديگر تهاتر شود مگر اينكه‌ تهاتر آنها طبق‌ استاندارد حسابداري‌ ديگري‌ الزامي‌ يا مجاز باشد.
32 .اقلام‌ درآمد و هزينه‌ بايد تنها زماني‌ تهاتر شود كه‌ :
الف .    يك‌ استاندارد حسابداري‌ تهاتر مزبور را الزامي‌ يا مجاز كرده‌ باشد، يا
ب‌   .    درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌ كه‌ از معاملات‌ و رويدادهاي‌ واحد يا مشابه‌ حاصل‌ مي‌شود، با اهميت‌ نباشد. چنين‌ مبالغي‌ بايد طبق‌ مفاد بند 27 اين‌ استاندارد با يکديگر جمع‌ شود.
33 .   گزارش‌ جداگانه‌ هر دو گروه‌ داراييها و بدهيها، و درآمدها و هزينه‌هاي‌ با اهميت‌، ضروري‌ است‌. تهاتر اقلام‌ در ترازنامه‌ يا صورت‌ سود و زيان‌ موجب‌ كاهش‌ توان‌ درك‌ معاملات‌ انجام‌ شده‌ و ارزيابي‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ واحد تجاري‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ مي‌شود مگر در مواردي‌ كه‌ تهاتر منعكس‌كننده‌ محتواي‌ معامله‌ يا رويداد مربوط‌ باشد. گزارش‌ خالص‌ داراييها يعني‌ داراييها پس‌ از كسر اقلام‌ كاهنده‌ مربوط‌ از قبيل‌ ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ موجوديهاي‌ مواد و كالا، ذخيره‌ مطالبات‌ مشكوك‌الوصول‌ و استهلاك‌ انباشته‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود، تهاتر نيست‌.
34 .   تهاتر دو يا چند قلم‌ دريافتني‌ و پرداختني‌ تنها زماني‌ مناسب‌ است‌ كه‌ توان‌ واحد تجاري‌ براي‌ تسويه‌ حساب‌ از طريق‌ پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌ يا عدم‌ پرداخت‌ و الزام‌ ديگري‌ به‌ پرداخت‌ مبلغ‌ خالص‌، تضمين‌ شده‌ باشد. اين‌ تضمين‌ مستلزم‌ وجود حق‌ قانوني‌ تهاتر است‌ و اينكه‌ چنين‌ حقي‌ در صورت‌ ناتواني‌ ديگري‌ در ايفاي‌ تعهد همچنان‌ برقرار باشد. در غير اين‌ صورت‌ معمولاً اين‌ امكان‌ وجود دارد كه‌ واحد تجاري‌ به‌ ايفاي‌ تعهد ملزم‌ شود، بدون‌ آنكه‌ بتواند به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ دارايي‌ دست‌ يابد.
35 .   طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 3، درآمد عملياتي‌ به‌ ارزش‌ منصفانه‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ يا دريافتني‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود. هر واحد تجاري‌، در روال‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ خود معاملات‌ ديگري‌ را نيز انجام‌ مي‌دهد كه‌ مولد درآمد عملياتي‌ نيست‌، اما براي‌ انجام‌ فعاليتهاي‌ مولد درآمد عملياتي‌ آن‌ ضروري‌ است‌. نتايج‌ اين گونه‌ معاملات‌ از طريق‌ تهاتر درآمدها و هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ارائه‌ مي‌شود، به‌ شرط‌ اين‌ كه‌ تهاتر ياد شده‌ محتواي‌ معامله‌ را منعكس‌ كند. براي‌ مثال :
الف.  درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌ حاصل‌ از فروش‌ داراييهاي‌ غيرجاري‌ (مانند سرمايه‌گذاريها و داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود)، به‌ مبلغ‌ عوايد حاصل‌ از فروش‌ دارايي‌ پس‌ از كسر مبلغ‌ دفتري‌ و هزينه‌هاي‌ فروش‌ آن‌ گزارش‌ مي‌شود.
ب‌  .  مخارج‌ قابل‌ استرداد مربوط‌ به‌ قرارداد با يك‌ شخص‌ ثالث‌ با مبالغ‌ دريافتي‌ و دريافتني‌ در اين‌ رابطه‌، تهاتر و به صورت‌ خالص‌ گزارش‌ مي‌شود.
36 .   به علاوه‌، درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌ حاصل‌ گروهي‌ از معاملات‌ مشابه‌ (از قبيل‌ سودها و زيانهاي‌ حاصل‌ از تسعير اقلام‌ ارزي‌ يا فروش‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود) به صورت‌ خالص‌ گزارش‌ مي‌شود، اما اندازه‌، ماهيت‌ يا وقوع‌ اين‌گونه‌ درآمدها و هزينه‌ها ممكن‌ است‌ به گونه‌اي‌ باشد كه‌ افشاي‌ جداگانه‌ آنها طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6 با عنوان‌ گزارش‌ عملكرد مالي‌ ضرورت‌ يابد. اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌
37 .  صورتهاي‌ مالي‌ بايد در برگيرنده‌ اقلام‌ مقايسه‌اي‌ دوره‌ قبل‌ باشد به‌ جز در مواردي‌ كه‌ يك‌ استاندارد حسابداري‌ نحوه‌ عمل‌ ديگري‌ را مجاز يا الزامي‌ كرده‌ باشد. اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ تشريحي‌ تا جايي‌ بايد افشا شود كه‌ جهت‌ درك‌ صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ جاري‌ مربوط‌ تلقي‌ گردد.
38 .   درمواردي‌، اطلاعات‌ تشريحي‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ (هاي‌) قبل‌ به‌ دوره‌ مالي‌ جاري‌ نيز مربوط‌ است‌. براي‌ نمونه‌، جزئيات‌ يك‌ دعواي‌ حقوقي‌ كه‌ نتيجه‌ آن‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ قبلي‌ مشخص‌ نبوده‌ و تاكنون‌ حل‌ و فصل‌ نشده‌ است‌، در دوره‌ جاري‌ افشا مي‌شود. ارائه‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ ابهامات‌ موجود در تاريخ‌ ترازنامه‌ قبلي‌ و اقدامات‌ انجام‌ شده‌ طي‌ دوره‌ جاري‌ جهت‌ رفع‌ ابهام‌ آنها، براي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مفيد است‌.
39 .   درمواردي‌ كه‌ نحوه‌ ارائه‌ يا طبقه‌بندي‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اصلاح‌ مي‌شود، به منظور اطمينان‌ از قابليت‌ مقايسه‌ اقلام‌ صورتهاي‌ مالي‌، مبالغ‌ مقايسه‌اي‌ بايد تجديد طبقه‌بندي‌ شود مگر اينكه‌ اين‌ امر ممكن‌ نباشد. همچنين‌ ماهيت‌، مبلغ‌ و دليل‌ تجديد طبقه‌بندي‌ بايد افشا شود . هرگاه‌ تجديد طبقه‌بندي‌ مبالغ‌ مقايسه‌اي‌ عملي‌ نباشد، واحد تجاري‌ بايد دليل‌ عدم‌ تجديد طبقه‌بندي‌ و ماهيت‌ تغييراتي‌ را كه‌ در صورت‌ تجديد طبقه‌بندي‌ ايجاد مي‌شد، افشا كند.
40 .   در برخي‌ شرايط‌ ممكن‌ است‌ تجديد طبقه‌بندي‌ اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ عملي‌ نباشد. براي‌ نمونه‌ ممكن‌ است‌ داده‌ها در دوره‌ (هاي‌) قبلي‌ به گونه‌اي‌ گردآوري‌ شده‌ باشد كه‌ تجديد طبقه‌بندي‌ امكان‌پذير نباشد. در چنين‌ شرايطي‌، ماهيت‌ تعديلات‌ مربوط‌، افشا مي‌شود. طبق الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6 با عنوان‌ گزارش‌ عملكرد مالي‌، چنانچه‌ در رويه‌ حسابداري‌ تغييري‌ صورت‌ گيرد ارقام‌ مقايسه‌اي‌ دوره‌(هاي‌) قبل‌ بايد برمبناي‌ رويه‌ جديد ارائه‌ مجدد شود. ساختار و محتوا مقدمه‌
41 .   براساس‌ اين‌ استاندارد، برخي‌ اطلاعات‌ مشخصاً در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ و برخي‌ ديگر حسب‌ مورد در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا مي‌شود. در پيوست‌ اين‌ استاندارد نمونه‌هاي‌ پيشنهادي‌ ترازنامه‌ و صورت‌ سود و زيان‌ يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را متناسب‌ با شرايط‌ خاص‌ مورد استفاده‌ قرار داد، ارائه‌ شده‌ است‌. همچنين‌ در استانداردهاي‌ حسابداري‌ شماره‌ 2 و 6 بترتيب‌ نمونه‌هايي‌ جهت‌ ارائه‌ صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
42 .   در اين‌ استاندارد واژه‌ افشا به‌ معناي‌ وسيع‌ آن‌ به‌ كار رفته‌ كه‌ دربرگيرنده‌ ارائه‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ است‌. موارد افشاي‌ مقرر شده‌ در ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌ براساس‌ الزامات‌ آن‌ استانداردها صورت‌ مي‌گيرد. تشخيص‌ صورتهاي‌ مالي‌
43 .   صورتهاي‌ مالي‌ بايد به وضوح‌ از ساير اطلاعاتي‌ كه‌ همراه‌ آن‌ در يك‌ مجموعه‌ انتشار مي‌يابد قابل‌ تشخيص‌ و متمايز باشد.
44 .   الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تنها در مورد صورتهاي‌ مالي‌ كاربرد دارد و درخصوص‌ ساير اطلاعاتي‌ كه‌ در گزارش‌ سالانه‌ يا ساير مدارك‌ يا گزارشهايي‌ از اين‌ قبيل‌ ارائه‌ مي‌شود، كاربرد ندارد. بنابراين‌، اين‌ موضوع‌ اهميت‌ دارد كه‌ استفاده‌كنندگان‌ بتوانند اطلاعاتي‌ كه‌ برمبناي‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ مي‌شود را از ساير اطلاعات‌ تميز دهند.
45 .   هر يك‌ از اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌ بايد به وضوح‌ مشخص‌ شود. به علاوه‌، اطلاعات‌ زیر بايد به گونه‌اي‌ بارز نشان‌ داده‌ شود و در صورت‌ لزوم‌ براي‌ درك‌ صحيح‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌، تكرار شود :
الف .    نام‌ واحد گزارشگر و شكل‌ حقوقي‌ آن‌،
ب   .    اينكه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مربوط‌ به‌ يك‌ واحد تجاري‌ يا مربوط‌ به‌ گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ است‌،
ج‌    .    تاريخ‌ ترازنامه‌ يا دوره‌ مالي‌ هر كدام‌ كه‌ با اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌ مناسبت‌ داشته‌ باشد،
د     .    واحد پول‌ گزارشگري‌، و
ﻫ     .    سطح‌ دقت‌ به‌ كار رفته‌ در ارائه‌ ارقام‌ صورتهاي‌ مالي‌.
46 .   الزامات‌ بند 45 معمولاً از طريق‌ ارائه‌ عناوين‌ براي‌ صفحات‌ و عناوين‌ مختصر براي‌ ستونها در تمام‌ صفحات‌ صورتهاي‌ مالي‌ تأمين‌ مي‌شود.
47 .   در اغلب‌ موارد، ارائه‌ اطلاعات‌ به صورت‌ هزار ريال‌ يا ميليون‌ ريال‌ قابليت‌ درك‌ صورتهاي‌ مالي‌ را افزايش‌ مي‌دهد. اين‌ امر تا آنجايي‌ قابل‌ قبول‌ است‌ كه‌ سطح‌ دقت‌ ارائه‌ اطلاعات‌ افشا شود و منجر به‌ حذف‌ اطلاعات‌ مربوط‌ نگردد. دوره‌ گزارشگري‌
48 .    صورتهاي‌ مالي‌ بايد حداقل‌ به طور سالانه‌ ارائه‌ شود. در شرايط‌ استثنايي‌ كه‌ تاريخ‌ ترازنامه‌ واحد تجاري‌ تغيير مي‌كند و صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ دوره‌اي‌ كوتاه‌تر از يكسال‌ ارائه‌ مي‌شود، واحد تجاري‌ بايد علاوه‌ بر دوره‌ زماني‌ تحت‌ پوشش‌ صورتهاي‌ مالي‌، موارد زير را افشا كند :
الف‌ .   دليل‌ بكار گرفتن‌ دوره‌ كمتر از يكسال‌، و
ب‌   .    اين‌ واقعيت‌ كه‌ مبالغ‌ مقايسه‌اي‌ مربوط‌ به صورت‌ سود و زيان‌، صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌، صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد و يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مربوط‌ قابل‌ مقايسه‌ نيست‌. به موقع‌ بودن‌
49 .   چنانچه‌ صورتهاي‌ مالي‌ ظرف‌ مدت‌ معقولي‌ بعد از تاريخ‌ ترازنامه‌ در اختيار استفاده‌كنندگان‌ قرار نگيرد، مفيد بودن‌ آن‌ كاهش‌ مي‌يابد. واحد تجاري‌ بايد صورتهاي‌ مالي‌ خود را حداكثر ظرف‌ مهلت‌ مقرر در قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌ منتشر كند. عواملي‌ نظير پيچيدگي‌ عمليات‌ واحد تجاري‌، دليل‌ كافي‌ براي‌ خودداري‌ از گزارشگري‌ به موقع‌ محسوب‌ نمي‌شود. ترازنامه‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود
50 .     ترازنامه‌ بايد حداقل‌ حاوي‌ اقلام‌ اصلي‌ زير باشد :
الف .    داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود،
ب‌   .    داراييهاي‌ نامشهود،
 ج‌   .    سرمايه‌گذاريها،
د     .    موجودي‌ مواد و كالا،
ﻫ     .    حسابها و اسناد دريافتني‌ تجاري‌ و ساير حسابهاو اسناد دريافتني‌،
و     .    موجودي‌ نقد،
ز     .    حسابها و اسناد پرداختني‌ تجاري‌ و ساير حسابها و اسناد پرداختني‌،
ح‌    .    ذخيره‌ ماليات‌،
ط‌    .    ذخيره‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ كاركنان‌،
ي‌    .    بدهيهاي‌ بلندمدت‌،
ك‌   .    سهم‌ اقليت‌، و
ل‌     .    سرمايه‌ و اندوخته‌ها.
51 .    علاوه‌ بر موارد مندرج‌ در بند 50، ممكن‌ است‌ به‌ موجب‌ ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌، ارائه‌ اقلام‌ اصلي‌ و جمعهاي‌ فرعي‌ ديگري‌ در ترازنامه‌ الزامي‌ باشد يا براي‌ ارائه‌ وضعيت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ به نحو مطلوب‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد.
52 .   اين‌ استاندارد ترتيب‌ يا شكل‌ ارائه‌ اقلام‌ را تعيين‌ نمي‌كند. بند 50 تنها فهرست‌ آن‌ گروه‌ از اقلام‌ اصلي‌ را ارائه‌ مي‌كند كه‌ به‌ لحاظ‌ ماهيت‌ يا كاركرد به اندازه‌اي‌ با يکديگر متفاوتند كه‌ ارائه‌ جداگانه‌ آنها در ترازنامه‌ ضرورت‌ مي‌يابد. نمونه‌هاي‌ مربوط‌ در پيوست‌ اين‌ استاندارد درج‌ شده‌ است‌. در موارد زیر اقلام‌ اصلي‌ يادشده‌ تعديل‌ مي‌شود :
الف‌.  هرگاه‌ استاندارد حسابداري‌ ديگري‌ ارائه‌ جداگانه‌ يك‌ قلم‌ را در ترازنامه‌ الزامي‌ كند، يا زماني‌ كه‌ مبلغ‌، ماهيت‌ يا كاركرد يك‌ قلم‌ به گونه‌اي‌ باشد كه‌ ارائه‌ جداگانه‌ آن‌ به‌ ارائه‌ مطلوب‌ وضعيت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ كمك‌ كند، آن‌ قلم‌ به‌ اقلام‌ اصلي‌ اضافه‌ مي‌شود، و
ب  .  شرح‌ يا ترتيب‌ درج‌ اقلام‌ ممكن‌ است‌ با توجه‌ به‌ ماهيت‌ واحد تجاري‌ و ماهيت‌ معاملات‌ آن‌ و به منظور فراهم‌ آوردن‌ اطلاعات‌ لازم‌ جهت‌ درك‌ كلي‌ وضعيت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ تعديل‌ شود.
53 .   اقلام‌ اصلي‌ مندرج‌ در بند 50 به‌ لحاظ‌ ماهيت‌ جنبه‌ عام‌ دارد. براي‌ مثال‌، اقلامي‌ از قبيل‌ سرقفلي‌ (اعم از سرقفلي‌ محل‌ كسب‌ و سرقفلي‌ ناشي‌ از تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌) و داراييهاي‌ ناشي‌ از مخارج‌ توسعه‌ كه‌ در استانداردهاي‌ جداگانه‌اي‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌اند را مي‌توان‌ در ترازنامه‌ تحت‌ قلم‌ اصلي‌ داراييهاي‌ نامشهود طبقه‌بندي‌ كرد.
54 .   قضاوت‌ نسبت‌ به‌ ارائـه‌ جداگانـه‌ اقلام‌ اصلي‌ ديگر، علاوه‌ بـر موارد منـدرج‌ در بنـد50، مبتني بر ارزيابي‌ موارد زير است‌ :
الف.  ماهيت‌ و قابليت‌ تبديل‌ به‌ وجه‌ نقد داراييها و اهميت‌ آنها در اغلب‌ موارد به‌ ارائه‌ جداگانه‌ سرقفلي‌ و داراييهاي‌ ناشي‌ از مخارج‌ توسعه‌، داراييهاي‌ پولي‌ و غيرپولي‌ و داراييهاي‌ جاري‌ و غيرجاري‌ منجر مي‌شود،
ب‌  .  كاركرد داراييها در واحد تجاري‌ براي‌ مثال‌ به‌ ارائه‌ جداگانه‌ داراييهاي‌ عملياتي‌، موجودي‌ مواد و كالا، حسابهاي‌ دريافتني‌ و وجوه‌ نقد منجر مي‌شود، و
ج  .  مبالغ‌، ماهيت‌ و زمانبندي‌ پرداخت‌ بدهيها براي‌ مثال‌ به‌ ارائه‌ جداگانه‌ بدهيهاي‌ متضمن‌ سود تضمين‌شده‌ و بدون‌ سود تضمين‌شده‌ منجر و حسب‌ مورد تحت‌ عنوان‌ بدهي‌ جاري‌ يا غيرجاري‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود. اطلاعاتي‌ كه‌ در ترازنامه‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا مي‌شود
55 .  واحد تجاري‌ بايد طبقات‌ فرعي‌ اقلام‌ اصلي‌ را كه‌ متناسب‌ با عمليات‌ واحد تجاري‌ طبقه‌بندي‌ شده‌ است‌، در ترازنامه‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا كند. در صورت‌ لزوم‌، هر قلم‌ فرعي‌ بايد برحسب‌ ماهيت‌ به‌ اقلام‌ فرعي‌تري‌ طبقه‌بندي‌ شود و مبالغ‌ پرداختني‌ به‌ / دريافتني‌ از واحد تجاري‌ اصلي‌، ساير واحدهاي‌ تجاري‌ گروه‌ و ساير اشخاص‌ وابسته‌ بايد جداگانه‌ افشا شود.
56 .   تعيين‌ طبقات‌ فرعي‌ ياد شده‌ به‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌، اندازه‌، ماهيت‌ و كاركرد اقلام‌ مورد نظر بستگي‌ دارد. در اتخاذ تصميم‌ نسبت‌ به‌ مبناي‌ طبقه‌بندي‌ فرعي‌ اقلام‌، عوامل‌ مندرج‌ در بند 54 نيز مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد. موارد افشا در خصوص‌ هر قلم‌ با اقلام‌ ديگر متفاوت‌ است‌، براي‌ مثال‌ :
الف.  داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود برحسب‌ طبقات‌ مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌11 طبقه‌بندي‌ مي‌شود.
ب‌  .  اقلام‌ دريافتني‌ به‌ سرفصلهاي‌ حسابها و اسناد دريافتني‌ تجاري‌، ساير حسابها و اسناد دريافتني‌، طلب‌ از اعضاي‌ گروه‌ و طلب‌ از ساير اشخاص‌ وابسته‌ و غيره‌ تفكيك‌ مي‌شود.
ج‌  .  موجودي‌ مواد و كالا طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 8 با عنوان‌ حسابداري‌ موجودي‌ مواد و كالا، به‌ طبقات‌ فرعي‌ از قبيل‌ مواد اوليه‌، كالاي‌ در جريان‌ ساخت‌، كالاي‌ ساخته‌ شده‌، كالاي‌ خريداري‌ شده‌ براي‌ فروش‌، مواد و كالاي‌ در راه‌ و ساير موجوديها تفكيك‌ مي‌شود.
د   .  ذخاير به نحوي‌ تفكيك‌ مي‌شود كه‌ ذخاير مرتبط‌ با مزاياي‌ كاركنان‌ و ساير اقلام‌ را متناسب‌ با عمليات‌ واحد تجاري‌، به طور جداگانه‌ نشان‌ دهد.
ﻫ   .  سرمايه‌ و اندوخته‌ها به گونه‌اي‌ تفكيك‌ مي‌شود كه‌ نمايانگر طبقات‌ مختلف‌ سرمايه‌ پرداخت‌ شده‌ و اندوخته‌ها باشد.
57 .  واحد تجاري‌ بايد موارد زير را در ترازنامه‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا كند :
الف‌ .   براي‌ هر يك‌ از طبقات‌ سهام‌ :
1   .    تعداد سهام‌ مصوب‌،
2  .    تعداد سهام‌ منتشر شده‌ و ميزان‌ سرمايه‌ پرداخت‌ شده‌،
3 .    ارزش‌ اسمي‌ هر سهم‌،
4  .    حقوق‌، مزايا و محدوديتهاي‌ مربوط‌، و
5‌ .    سهام‌ واحد تجاري‌ كه‌ در مالكيت‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ و وابسته‌ است‌.
ب‌   .    مبالغ‌ دريافتي‌ بابت‌ افزايش‌ سرمايه‌ قبل‌ از ثبت‌ قانوني‌ آن‌،
ج‌    .    صرف‌ سهام‌،
د     .    ماهيت‌ و موضوع‌ هر يك‌ از اندوخته‌ها، و
ﻫ     .    مبالغ‌ منظور شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بابت‌ سود سهام‌‌ .
واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ به‌ شكلي‌ غير از شركت‌ سهامي‌ تشكيل‌ شده‌اند، بايد اطلاعاتي‌ معادل‌ با موارد پيشگفته‌ را كه‌ نمايانگر تغييرات‌ هر طبقه‌ از حقوق‌ مالكانه‌ طي‌ دوره‌ بوده‌ و حقوق‌، مزايا و محدوديتهاي‌ منضم‌ به‌ هر طبقه‌ از حقوق‌ مالكانه‌ را افشا كند. صورت‌ سود و زيان‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در صورت‌ سود و زيان‌ ارائه‌ مي‌شود
58.  صورت‌ سود و زيان‌ بايد حداقل‌ حاوي‌ اقلام‌ اصلي‌ زير باشد :
الف‌ .    درآمدهاي‌ عملياتي‌،
ب‌   .    هزينه‌هاي‌ عملياتي‌،
ج‌    .    سود يا زيان‌ عملياتي‌،
د     .    هزينه‌هاي‌ مالي‌،
ﻫ     .    ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌،
و     .    سود یا زیان عملیات در حال تداوم قبل از مالیات،
ز     .    ماليات‌ بردرآمد،
ح    .    سود یا زیان خالص عملیات در حال تداوم،
ط    .    سود یا زیان عملیات متوقف شده،
ی    .    سهم‌ اقليت‌، و
ک‌   .    سود يا زيان‌ خالص‌.
علاوه‌ بر موارد بالا، ممكن‌ است‌ به‌ موجب‌ ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌، ارائه‌ اقلام‌ اصلي‌ و جمعهاي‌ فرعي‌ ديگري‌ در صورت‌ سود و زيان‌ الزامي‌ باشد يا براي‌ ارائه‌ عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ به نحو مطلوب‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد.
59 .   آثار ناشي‌ از فعاليتها، معاملات‌ و رويدادهاي‌ مختلف‌ واحد تجاري‌ از نظر ثبات‌، مخاطره‌ و قابليت‌ پيش‌بيني‌ متفاوت‌ است‌ و افشاي‌ عناصر عملكرد به‌ درك‌ عملكرد مالي‌ دوره‌ و ارزيابي‌ نتايج‌ آتي‌ كمك‌ مي‌كند. براين‌ اساس‌ صورت‌ سود و زيان‌ حداقل‌ دربرگيرنده‌ اقلام‌ اصلي‌ مندرج‌ در بند 58 است‌. با اين‌ حال‌ در صورت‌ نياز به‌ تشريح‌ بيشتر عناصر عملكرد يا در رعايت‌ الزامات‌ مندرج‌ در ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌ مي‌توان‌ اقلام‌ اصلي‌ ديگري‌ را در صورت‌ سود و زيان‌ ارائه‌ يا شرح‌ اقلام‌ و ترتيب‌ ارائه‌ آنها را اصلاح‌ كرد. براي‌ اين‌ منظور عواملي‌ مانند اهميت‌، ماهيت‌ و كاركرد اجزاي‌ مختلف‌ تشكيل دهنده‌ درآمدها و هزينه‌ها مدنظر قرار مي‌گيرد.
60 .    هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ بايد برحسب‌ كاركرد هزينه‌ها در واحد تجاري‌ و در موارد خاص‌ كه‌ انجام‌ اين‌ امر مفيد نباشد برحسب‌ ماهيت‌ هزينه‌ها، طبقه‌بندي‌ و در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود.
61 .   به‌منظور برجسته‌ كردن‌ اجزاي‌ عملكرد مالي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ از نظر ثبات‌ و قابليت‌ پيش‌بيني‌ با يکديگر متفاوت‌ باشد، اقلام‌ هزينه‌ عملياتي‌ به‌ طبقات‌ فرعي‌تر تفكيك‌ مي‌شود. اين‌ اطلاعات‌ به‌ طريق‌ مندرج‌ در بند 62 (براساس‌ كاركرد هزينه‌) و در موارد خاص‌ كه‌ انجام‌ آن‌ عملي‌ يا مفيد نباشد به‌ طريق‌ مندرج‌ در بند 63 (برحسب‌ ماهيت‌ هزينه‌) ارائه‌ مي‌شود.
62 .   در روش‌ طبقه‌بندي‌ برمبناي‌ كاركرد هزينه‌ كه‌ بعضاً روش‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ فروش‌ ناميده‌ مي‌شود، هزينه‌ها برحسب‌ كاركرد به‌ عنوان‌ بخشي‌ از بهاي‌ تمام‌شده‌ فروش‌، توزيع‌ يا اداري‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود. اين‌ نحوه‌ ارائه‌ در مقايسه‌ با روش‌ طبقه‌بندي‌ هزينه‌ها برحسب‌ ماهيت‌، اطلاعات‌ مربوط‌تري‌ را در دسترس‌ استفاده‌كنندگان‌ قرار مي‌دهد، ليكن‌ در اين‌ روش‌ تخصيص‌ مخارج‌ به‌ كاركردها مي‌تواند اختياري‌ و نيازمند اعمال‌ قضاوت‌ قابل‌ توجهي‌ باشد.
63 .   در روش‌ طبقه‌بندي‌ براساس‌ ماهيت‌ هزينه‌، اقلام‌ هزينه‌ برحسب‌ ماهيت‌ (نظير استهلاك‌، مواد مصرفي‌، كرايه‌ حمل‌، حقوق‌ و دستمزد، تبليغات‌) با يکديگر جمع‌ شده‌ و در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود. اطلاعاتي‌ كه‌ در صورت‌ سود و زيان‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا مي‌شود
64 .   هر واحد تجاري‌ كه‌ هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ را بر حسب‌ كاركرد طبقه‌بندي‌ كند بايد اطلاعات‌ اضافي‌ را درباره‌ ماهيت‌ هزينه‌ها شامل‌ هزينه‌ استهلاك‌ و هزينه‌هاي‌ پرسنلي‌، افشا كند.
65 .   از آنجا كه‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ ماهيت‌ هزينه‌ها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ مفيد است‌، چنانچه‌ از روش‌ طبقه‌بندي‌ بر مبناي‌ كاركرد هزينه‌ استفاده‌ شود، اقلام‌ تشكيل‌ دهنده‌ هزينه‌ها برحسب‌ ماهيت‌ نيز افشا مي‌شود.
66 -67 .   حذف شده است. صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ و تغييرات‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌
68 .   الزامات‌ مربوط‌ به نحوه‌ ارائه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ و تغييرات‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ و موارد افشاي‌ مربوط‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6 با عنوان‌ گزارش‌ عملكرد مالي‌تشريح‌ شده‌ است‌. صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد
69 .   الزامات‌ مربوط‌ به نحوه‌ ارائه‌ صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد و موارد افشاي‌ مربوط‌، در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 2 با عنوان‌ صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد تشريح‌ شده‌ است‌. طبق‌ استاندارد مذكور، اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ جريانهاي‌ نقدي‌، مبنايي‌ را براي‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ در ايجاد وجه‌ نقد و نياز واحد تجاري‌ در استفاده‌ بهينه‌ از جريانهاي‌ نقدي‌ فراهم‌ مي‌آورد كه‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مفيد است‌. يادداشتهاي‌ توضيحي‌ ساختار
70 .   اطلاعات‌ زير بايد در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ واحد تجاري‌ افشا شود :
الف‌ .   تصريح‌ اينكه‌ صورتهاي‌ مالي‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ شده‌ است‌،
ب‌   .    رويه‌هاي‌ حسابداري‌ اعمال‌ شده‌ درخصوص‌ معاملات‌ و رويدادهاي‌ با اهميت‌،
ج‌    .    مواردي‌ كه‌ افشاي‌ آنها طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ الزامي‌ شده‌ و در بخش‌ ديگري‌ از صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، و
د     .    موارد ديگري‌ كه‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، ليكن‌ افشاي‌ آنها براي‌ ارائه‌ مطلوب‌ ضرورت‌ دارد.
71 .   يادداشتهاي‌ توضيحي‌ بايد به نحوي‌ منظم‌ ارائه‌ شود. هر قلم‌ مندرج‌ در ترازنامه‌، صورت‌ سود و زيان‌، صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد بايد به‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مربوط‌ عطف‌ داده‌ شود.
72 .   يادداشتهاي‌ توضيحي‌ شامل‌ اطلاعات‌ تشريحي‌ و جزئيات‌ بيشتري‌ از اقلام‌ منعكس‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ است‌ ضمن‌ اينكه‌ اطلاعات‌ ديگري‌ از قبيل‌ بدهيهاي‌ احتمالي‌ و تعهدات‌ را ارائه‌ مي‌كند. اين‌ يادداشتها شامل‌ موارد افشاي‌ الزامي‌ يا توصيه‌ شده‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ يا ساير موارد افشاست‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ ارائه‌ مطلوب‌ ضرورت‌ دارد.
73 .   براي‌ كمك‌ به‌ درك‌ صورتهاي‌ مالي‌ و مقايسه‌ آن‌ با صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ديگر، يادداشتهاي‌ توضيحي‌ عموماً به ترتيب‌ زیر ارائه‌ مي‌شود :
الف.  تصريح‌ اينكه‌ صورتهاي‌ مالي‌ طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ تهيه‌شده‌ است‌،
ب‌  .  مبنا يا مباني‌ اندازه‌گيري‌ و رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مورد استفاده‌،
ج‌  .  اطلاعات‌ تكميلي‌ درباره‌ اقلام‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ به ترتيب‌ صورتهاي‌ مالي‌ و به ترتيب‌ اقلام‌ اصلي‌ ارائه‌ شده‌ در آنها، و
د   .  ساير موارد افشا، شامل‌ :
1 .  بدهيهاي‌ احتمالي‌، تعهدات‌ و ساير اطلاعات‌ مالي‌، و
2 . اطلاعات‌ غيرمالي‌. افشاي‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌
74 .   موارد زير بايد در بخش‌ اهم‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ تشريح‌ شود :
الف‌ .    مبنا يا مباني‌ اندازه‌گيري‌ مورد استفاده‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌، و
ب‌  .    كليه‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ لازم‌ براي‌ درك‌ مناسب‌ صورتهاي‌ مالي‌.
75 .   علاوه‌ بر رويه‌هاي‌ حسابداري‌ خاص‌ بكار رفته‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌، آگاهي‌ از مبنا يا مباني‌ اندازه‌گيري‌ مورد استفاده‌ در تهيه‌ اين‌ صورتها (بهاي‌ تمام‌ شده‌ يا ارزش‌ جاري‌) براي‌ استفاده‌كنندگان‌ مهم‌ است‌. چنانچه‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ بيش‌ از يك‌ مبناي‌ اندازه‌گيري‌ بكار گرفته‌ شود (براي‌ مثال‌ در مواردي‌ كه‌ برخي‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود تجديد ارزيابي‌ مي‌شود) مشخص‌ كردن‌ آن‌ دسته‌ از داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ هر يك‌ از مباني‌ اندازه‌گيري‌ در مورد آنها بكار رفته‌ است‌، كفايت‌ مي‌كند.
76 .   افشاي‌ يك‌ رويه‌ حسابداري‌، بستگي‌ به‌ اين‌ دارد كه‌ آيا افشاي‌ آن‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ جهت‌ درك‌ نحوه‌ انعكاس‌ معاملات‌ و ساير رويدادها در عملكرد مالي‌ و وضعيت‌ مالي‌ كمك‌ مي‌كند يا خير. رويه‌هاي‌ حسابداري‌ كه‌ ممكن‌ است‌ واحد تجاري‌ ارائه‌ آنها را مد نظر قرار دهد، شامل‌ موارد مندرج در زیر است‌، اما محدود به‌ آنها نيست‌ :
الف.  شناخت‌ درآمد عملياتي‌،
ب‌  .  اصول‌ تلفيق‌ صورتهاي‌ مالي‌، شامل‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ و وابسته‌،
ج  .  تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌،
د   .  مشاركتهاي‌ خاص‌،
ﻫ   .  داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و داراييهاي‌ نامشهود،
و   .  احتساب‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ و ساير مخارج‌ به‌ عنوان‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ دارايي‌،
ز   .  پيمانهاي‌ بلندمدت‌،
ح‌  .  سرمايه‌گذاري‌ در املاك‌،
ط  .  سرمايه‌گذاريها،
ي‌  .  اجاره‌ها،
ك‌  .  مخارج‌ تحقيق‌ و توسعه‌،
ل‌   .  موجودي‌ مواد و كالا،
م‌   .  مالياتها،
ن   .  ذخاير،
س .  مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ كاركنان‌،
ع‌   .  تسعير ارز، و
ف  .  كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌.
ساير استانداردهاي‌ حسابداري‌، افشاي‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ بسياري‌ از اين‌ موضوعات‌ را الزامي‌ كرده‌ است‌.
77 .   حتي‌ اگر مبالغ‌ منعكس‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ جاري‌ و دوره‌(هاي‌) قبل‌ در رابطه با اعمال‌ يك‌ رويه‌ حسابداري‌ خاص‌ فاقد اهميت‌ كافي‌ باشد، ممكن‌ است‌ افشاي‌ رويه‌ حسابداري‌ مربوط‌ از اهميت‌ برخودار باشد. همچنين‌ لازم‌ است‌ در مواردي‌ كه‌ در رابطه با يك‌ موضوع‌، راه‌ كار خاصي‌ در استانداردهاي‌ حسابداري‌ ارائه‌ نشده‌ ليكن‌ بر اساس‌ مفاد بند 19 يك‌ رويه‌ حسابداري‌ انتخاب‌ و بكار گرفته‌ شده‌ است‌، رويه‌ مزبور افشا شود. ساير موارد افشا
78 .  واحد تجاري‌ بايد موارد زير را نيز در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا كند :
الف‌ .    اقامتگاه‌ و شكل‌ حقوقي‌ واحد تجاري‌، كشور محل‌ فعاليت‌ آن‌ و نشاني‌ مركز ثبت‌ شده‌ (يا محل‌ اصلي‌ فعاليت‌ چنانچه‌ متفاوت‌ از كشور محل‌ ثبت‌ باشد)،
ب   .    شرحي‌ از ماهيت‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ و فعاليتهاي‌ اصلي‌ آن‌،
ج‌   .    نام‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ و واحد تجاري‌ اصلي‌ نهايي‌ گروه‌، و
د     .    تعداد كاركنان‌ در پايان‌ دوره‌ يا ميانگين‌ تعداد آنها طي‌ دوره‌. تاريخ‌ اجرا
79 .   الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها از تاريخ‌ 1/1/1380 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود، لازم‌ الاجراست‌. مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌
80 .   با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، مفاد استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ 1 با عنوان‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ نيز رعايت‌ مي‌شود.
 

*درآمد و هزینه*

بسمه تعالي

مقدمه

از انجائيكه دفاتر اسناد رسمي به موجب بند ب ماده 95 قانون مالياتهاي مستقيم مكلف به ثبت فعاليتهاي شغلي در دفتر درآمد و هزينه ميباشند و هدف سازمان امور مالياتي از در اختيار گذاردن دفاتر درآمد و هزينه اين است كه مشخص شود اولاً چه درآمدهائي توسط صاحبان دفاتر اسناد رسمي  تحصيل گرديده است و ثانياً روابط مالي بين دفتر اسناد رسمي با ساير اشخاص  از چه قرار است و ثالثاً نتيجه درآمد و هزينه يك دفتر براي يك مدت يا دوره معين چه بوده است لذا ضروري است قبل از تحرير دفتر و ثبت هرگونه فعاليت مالي از برخي مقررات و قوانين مرتبط اطلاع حاصل گردد بدين منظور آئين نامه تحرير دفاتر ذيلاً مورد بررسي قرار داده ميشود .

بخش اول : كليات

منشاء الزام قانوني بر نگاهداري دفتر درآمد و هزينه بند ب ماده 95 قانون مالياتهاي مستقيم مي باشد .

با توجه به بند ب ماده 95 قانون مالياتهاي ـ صاحبان مشاغل موضوع اين فصل مكلفند اسناد و مدارك مثبته كافي براي تشخيص درآمد مشمول ماليات خود نگاهداري كنند. صاحبان‌مشاغل از لحاظ تشخيص درآمد مشمول ماليات به گروه‌هاي زير تقسيم مي‌شوند:

‌الف ـصاحبان مشاغلي كه به موجب اين قانون مكلف به ثبت فعاليت‌هاي شغلي خود در دفاتر روزنامه و كل موضوع قانون تجارت هستند و بايد دفاتر‌و اسناد و مدارك مربوط را با رعايت اصول و موازين و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري نگاهداري كنند.

ب ـ صاحبان مشاغلي كه بر حسب اين قانون مكلف به ثبت فعاليت‌هاي شغلي خود در دفاتر درآمد و هزينه مي‌باشند. نمونه‌هاي دفاتر مذكور توسط‌سازمان امور مالياتي كشور تهيه مي‌گردد و در دسترس قرار مي‌گيرد.

‌و بموجب تبصره دو همان ماده آيين‌نامه مربوط به روش‌هاي نگهداري دفاتر و اسناد و مدارك و نحوه ثبت وقايع مالي و چگونگي تنظيم صورت‌هاي مالي نهايي براساس‌نوع فعاليت و همچنين رعايت اصول و موازين و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري توسط سازمان امور مالياتي كشور با كسب نظر از جامعه‌حسابداران رسمي تهيه و به تصويب وزير امور اقتصادي و دارايي خواهد رسيد.

بنابر اين :

مشمولين بند الف  بايد دفاتر‌  و اسناد و مدارك مربوط را با رعايت اصول و موازين و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري نگاهداري كنند. ولي مشمولين بند ب فقط مكلف به ثبت فعاليتهاي شغلي خود در دفاتر درآمد و هزينه ميباشند .

 

تفاوت ميان مشمولين بند الف و ب باعث تفاوت تعداد و نوع دفاتري شده است که هريك حسب مورد استفاده مينمايند و رعايت اصول حسابداري  توسط مشمولين بند ب مورد نظر قانونگذار نبوده است علاوه بر اين بموجب بند 11 مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌ از آنجا كه‌ شرط‌ اوليه‌ مفيد بودن‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اهميت‌ آنهاست‌، لذا الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در موارد كم‌ اهميت‌ كاربرد ندارد. و بموجب بند 8 همان مقدمه  در مورد موضوعاتي‌ كه‌ استاندارد حسابداري‌ مربوط‌ به‌ آن‌ صادر نشده‌ است‌، صورتهاي‌ مالي‌ بايد برمبناي‌ يكي‌ از رويه‌هاي‌ متداول‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ گردد كه‌ با معيارهاي‌ كلي‌ ارائه‌ شده‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ نزديك‌ترين‌ انطباق‌ را دارد و فراهم‌كننده‌ تصوير مطلوبي‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌. و لي در هرصورت مشمولين بند الف و ب مكلفند اسناد و مدارك مثبته كافي براي تشخيص درآمد مشمول ماليات خود نگاهداري كنند .

 

اسناد و مدارك مثبته : در حسابداري به اسناد و مداركي كه دلالت بر وقوع يك معادله يا رويداد مالي مشخص دارد اسناد و مدارك مثبته گفته مي شود .

اسناد و مدارك مثبته نشان دهنده تاريخ ، مبلغ و ماهيت رويداد مالي است و بايد روشن ، واضح و معتبر باشد تا قابليت اتكا داشته باشد مانند : فاكتور فروش ، رسيد بانكي ، قبض آب ، رسيد صندوق

درآمد : مبلغي است كه بابت ارائه خدمات به مشتريان دريافت شده و يا در آينده دريافت خواهد شد. كه در دفاتر اسناد رسمي از سه بخش درآمد حق التحرير اسناد ، درآمد حق التحرير گواهي امضاء و درآمد ساير خدمات ميباشد

در حسابداري درآمدها به محض ارائه خدمت به مشتري حتي اگر وجه نقد آن دريافت نشده باشد ، درآمد تحقق يافته است .

هزينه : عبارت است از مخارجي كه يك موسسه براي ارائه خدمت به مشتريان و كسب درآمد متحمل مي شود . و  نقدي يا غير نقدي ميباشد .

1- هزينه نقدي : در زمان دريافت خدمت از ديگران بصورت نقدي پرداخت گردد ، در اين صورت هزينه محقق شده مثل : پرداخت قبض آب

2- هزينه غير نقدي : خدمت دريافت و قرار است وجه آن در آينده پرداخت شود ، در اين صورت هزينه به وقوع پيوسته است .

تمامي پرداخت ها هزينه به شمار نمي آيد مثلاً خريد اثاثيه يا بازپرداخت بدهي ها هزينه تلقي نمي شود                                                                                                                                              

کلاً ملاك ثبت هزينه ها وقوع آن ها است و در حسابداري براي ثبت رويدادهاي مالي و مرتبط با درآمد و هزينه دو روش وجود دارد :

1- مبناي نقدي : درآمد و هزينه در زمان دريافت و پرداخت شناسايي و ثبت مي شود

كه سود خالص عبارت است از وجوه نقد دريافتي بابت درآمدهامنهاي وجوه نقد پرداختي بابت هزينه ها

2- مبناي تعهدي : كه درآمد ها به هنگام تحقق و هزينه ها در زمان وقوع شناسايي و در دفاتر ثبت مي شوند . (براي ثبت فعاليت هاي مالي موسسات انتفاعي بايد از اين مبناي تعهدي استفاده كرد . )

اين دو روش بر مبناي دو اصل حسابداري ‌‌‌تحقق درآمد و تطابق مبتني است .

اصل تحقق درآمد :

درآمد بايد به محض ارائه خدمت به مشتري شناسايي و ثبت شود اعم از اينكه بهاي آن نقداً دريافت شده باشد يا نشده باشد .

اصل تطابق :

هزينه هاي هر دوره مالي بايد از درآمدهاي همان دوره مالي كه در ايجاد آنها موثر بوده كسر گردد .

 

هزينه هاي قابل قبول وفق مواد 147 به بعد قانون مالياتهاي مستقيم  هزينه هائي است كه در حدود متعارف متكي به مدارك بوده و منحصراً مربوط به تحصيل درآمد موسسه در دوره مالي مربوط با رعايت حد نصابهاي مقرر باشد  كه تعدادي از آنها  بشرح ذيل ميباشند : قيمت خريد مواد مصرفي ، هزينه هاي استخدامي ،حقوق و دستمزد و مزاياي غيرمستمر ، هزينه هاي بهداشتي و درماني ، حق سنوات ، خسارت اخراج ، حق بيمه كاركنان سهم كارفرما ،كرايه محل موسسه درصورتيكه اجاري باشد ،مال الاجاره پرداختي طبق سند رسمي و در غير اينصورت در حدود متعارف ،اجاره بهاي ماشين الات و ادوات ،مخارج سوخت ،برق ، روشنائي ، آب ، مخابرات و ارتباطات ،حق الامتياز پرداختي و حقوق و عوارض ،هزينه هاي مربوط به جبران خسارت وارده مربوط به فعاليت و دارائي موسسه ،هزينه هاي جزئي مربوط به محل موسسه كه عرفاً به عهده مستاجر است ،هزينه نرم افزار مورد استفاده دفتر ،بهاي ملزومات اداري و لوازمي كه معمولاً ظرف يكسال از بين ميرود ،مخارج تعميير و نگاهداري لوازم ، هزينه هاي مربوط به حق عضويت و حق اشتراك مربوط به فعاليت موسسه ،

بخش دوم بررسي آئين نامه مربوط به روش هاي نگهداري دفاتر واسناد ومدارک و نحوه ثبت وقايع مالي و چگونگي تنظيم صورتهاي مالي نهائي موضوع تبصره 2 ماده 95اصلاحي مصوب 27/11/1380 قانون مالياتهاي مستقيم

کليات:

وفق ماده1 مقررات اين آئين نامه شامل مؤدياني است که در موعد مقرر در قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 3/12/1366 و اصلاحيه هاي بعدي آن ترازنامه و حساب سود وزيان و يا حسب مورد حساب درآمد و هزينه و حساب سود وزيان خود را با رعايت مقررات مربوط تسليم مي نمايند .

 

بنابر اين درصورتيكه دفتري تا پايان تير ماه حساب درآمد و هزينه سال قبل خود را  كه به همراه اظهارنامه مالياتي تسليم ميشود   به اداره امور مالياتي مربوطه ويا اداره امور مالياتي محل سكونت و يا پست تسليم ننمايد مشمول مقررات اين آئين نامه نخواهد بود و علاوه بر تعلق جرائم ماليات بصورت علي الرآس تشخيص داده خواهد شد .

 

وفق تبصره ماده 1 مؤديان در انتخاب يکي از رويه هاي حسابداري بر اساس استانداردهاي پذيرفته شده مجازند و در سالهاي بعد بايد همان رويه را اعمال نمايند. در صورتي که به جهات مشخصي تغيير رويه داده باشند مکلفند اثرات حاصل از تغيير رويه با بر صورتهاي مالي مشخص و طي يادداشتي جداگانه به امور مالياتي تسليم نمايند .

قبلاً متذكر شديم براي ثبت فعاليت هاي مالي موسسات انتفاعي بايد از مبناي تعهدي استفاده كرد بنابراين  درآمد ها به هنگام تحقق و هزينه ها در زمان وقوع شناسايي و در دفاتر ثبت مي شوند براي مثال چنانچه هزينه حق بيمه كاركنان سهم كارفرما مربوط به فروردين در ماه ارديبهشت پرداخت گردد به عنوان هزينه ماه فروردين محاسبه و در دفتر ثبت ميشود .

وفق ماده 2 دفتر مشمول اين آئين نامه عبارت است از دفتر مشاغل (دفتر درآمد و هرينه) که قبل از ثبت هرگونه عمليات حسابداري درآن از طرف ادارات امور مالياتي ذيربط حسب مورد امضاء، پلمب و ثبت گرديده و به فارسي تحرير شده باشد.

و وفق تبصره 1 ماده 2 اشتباه در شماره گذاري صفحات و همچنين اشتباهات ناشي از پلمب دفاتر در مراجع مذکور موجب بي اعتباري دفاتر نخواهد بود.

و وفق تبصره 2 آن نوشتن دفاتر با وسايلي که به سهولت قابل محو است (مانند مواد گرافيت) ممنوع است.

 

وفق  ماده 3 مؤديان مشمول آئين نامه مرقوم مکلفند براي هر سال مالي، فقط از دفاتر امضاء، پلمب وثبت شده ظرف يک سال قبل استفاده نمايند، مگر اينکه در اثناء سال بعلت تمام شدن دفاتر نياز به دفاتر جديد باشد که در اينصورت مجاز هستند دفاتر جديد امضا، ، پلمب و ثبت نمايند و با رعايت مقررات ماده 16 آئين نامه ادامه عمليات مالي را در دفاتر جديد ثبت کنند. درج تعداد ومشخصات دفاتر ماخوذه براي استفاده در هر سال مالي، در اظهارنامه مالياتي مربوط به آن سال الزامي است.

 

وفق ماده 7 دفتر مشاغل (دفتر درآمد و هزينه) دفتري است که حداقل داراي ستون هائي براي درج تاريخ، شرح معاملات، درآمد، هزينه و دارائي هاي قابل استهلاک باشد و معاملات مذکور به ترتيب تاريخ وقوع در آن ثبت گردد به طوري که در پايان سال تعيين جمع درآمد و هزينه شغلي مودي و تنظيم حساب سود زيان از آن امکان پذير باشد

 

دفتر مصوب براي دفاتر اسناد رسمي دفتر درآمد و هزينه ميباشد كه مطابق نمونه ذيل ميباشد و سردفتر مكلف است در طول سال مالي قبل براي سال آينده ان را تهيه و با مراجعه به اداره امور مالياتي مربوطه نسبت به پلمپ ان اقدام نمايد و حق استفاده از دفتر ديگري را ندارد حتي اگر از دفاتر سالهاي قبل دفتر سفيد و نانويس هم باشد اجازه استفاده از ان را ندارد و بايد دفتر جديد تهيه و پلمپ نمايد و در ثبت ان حتي در جمع صفحات كه به صفحه بعد انتقال مينمايد بايد با خودكار ، خودنويس و از اين قبيل وسائل نوشته شود و  بطور كلي با وسائلي كه به آساني پاك ميشود مانند مداد نوشته نشود .

 

 

وفق ماده 10  مدارک حساب عبارت از مستنداتي است که بيانگر وقوع يک يا چند فعاليت يا رويداد مالي يا محاسباتي بوده و اسناد حسابداري و دفاتر بر مبناي آنها تنظيم و تحرير مي گردد.

با توجه به اينكه اكثر دفاتر اسناد رسمي از سيستم هاي الكترونيكي براي ثبت درآمد و هزينه استفاده مينمايند و درآمد و هزينه خود را بصورت ماهانه ثبت مينمايند لذا سند حسابداري به شكلي كه در شركتها استفاده ميشود براي اين دفاتر كاربرد ندارد بلكه به جاي آن ميتوانند از نمونه ذيل كه صورت خلاصه هزينه و درامد ميباشد استفاده نمايند ولي دقت شود اين برگه فقط براي سهولت در ثبت دفتر و بايگاني مدارك حساب ميباشد كه مستندات درامد و هزينه به ان پيوست  و نگاهداري ميشود.

 

 

 

وفق ماده 11  مؤديان مجاز به نگهداري دفاتر مشاغل (دفتر درآمد وهزينه) بايد هرگونه درآمد و هزينه و خريد و فروش دارائي هاي قابل استهلاک خود را طبق مقررات اين آئين نامه حسب مورد در دفاتر مربوط ثبت کنند ولو آنکه براي نگهداري حساب ها از ماشين هاي الکترونيکي و کارت هاي حساب استفاده شود.

نکته قابل توجه در دفاتر فعلي اضافه شدن دو ستون خريد و دارائي هاي استهلاک پذير ميباشد منظور از خريد ،خريد کالاهابي است که براي کسب درآمد و فروش مجدد خريداري ميشود که براي دفاتر اسناد رسمي به لحاظ اينکه فقط خدمات ارائه مي نمايند موضوعيت ندارد

دارائي هاي استهلاک پذير

سرشکن کردن و تخصيص دادن بهاي تمام شده دارايي ثابت را به طريقي معقول و منظم به دوره هاي استفاده از آن را استهلاک گويند.

بهاي تمام شده معمولا در طول مدت استفاده از دارايي ، ثابت مي ماند، بطوريكه در پايان عمر مفيد دارايي، مجموع اقلام استهلاک دوره هاي استفاده از آن برابر مي شود با بهاي اوليه منهاي ارزشي که براي دارايي اسقاط در نظر گرفته شده است و هدف استهلاک، سرشکن کردن بهاي تمام شده است و نه تعيين ارزش دارايي.

به تدريج که از عمر مفيد اقتصادي دارايي کاسته مي گردد، استهلاک آن منظماً به صورت هزينه به عمليات واحد اقتصادي تخصيص مي يابد. (مانند هزينه استهلاک دستگاه کپي که و به شکل هزينه استهلاک  انعکاس پيدا مي کند و بر صورت سود و زيان اثر مي گذارد.)

مقررات مربوط به طرز محاسبه استهلاك  در  مواد 150 و 151 قانون مالياتهاي مستقيم آمده است و هزينه استهلاك داراي جدول قانوني مي باشد كه در مجموعه قوانين مالياتي درج شده است براي مثال مدت استهلاك تلفن و امو ال و اثاثه اداري و دستگاه كپي و سخت افزار سيستم هاي رايانه اي  ده سال و براي سخت افزار رايانه اي شخصي سه سال ميباشد .

وفق تبصره ماده 11 اشتباهات حسابداري در صورتيکه بعداً در اثناء عمليات سال مربوط مورد توجه واقع و بر پايه استانداردهاي حسابداري در دفاتر همان سال اصلاح و مستندات آن ارائه شود ، به اعتبار دفاتر خللي وارد نخواهد کرد .

دراين خصوص لازم است متذکر شود در صورت وقوع اشتباه در ثبت دفاتر از پاک کردن , لاک گرفتن ويا خط زدن خوداري شود و جهت تصحيح ان از روش هاي  حسابداري و با مشورت با حسابدار خبره اقدام شود .

  

وفق ماده 12 موديان مجاز به نگهداري دفاتر مشاغل مي توانند تمام يا قسمتي از درآمد و هزينه هاي مشابه روزانه را تحت يک شماره رديف در دفتر ثبت نمايند . مشروط بر اينکه در ستون شرح دفتر ، نوع و تعـداد آنها را قيـد و اگر متـکي به اسنـاد و مدارک باشـد مشخصات آن را نيز در ستون مذکور درج نمايند در صورتيکه اقلام درآمد و هزينه و خريد و فروش دارائيهاي قابل استهلاک متکي به اسناد و مدارک باشد ، موديان مذکور مي بايست پس از ثبت موارد در دفتـر مشـاغل ، اسنـاد و مدارک مربوط را به ترتيب شماره رديف دفتر و به نحوي که براي رسيدگي به ماموران مالياتي قابل استفاده باشند نگاهداري نمايند .

انچه از اين ماده استفاده ميشود اين است که ميتوان هريک از درآمدهاي ويا هزينه هاي مشابه را تحت يک شماره ثبت نمود مثلاً جمع درامد حق التحرير اسناد تنظيمي در يک روز را تحت يک شماره و حق التحرير گواهي امضا هاي انجام شده در يک روز را نحت شماره ديگر و براي جمع ساير درامدهاي ثبتي رديف ديگري منظور نمود و يا اگر در يک روز چند فقره قبوض تلفن و  اب و برق پرداخت گردد جمع آن را در يک رديف ثبت نمود با اين توضيح که لازم است در ستون شرح نوع و تعداد انها قيد گردد و اسناد و مدارک مربوط به انها را به ترتيب شماره ثبت در دفتر , نگهداري شود تا در صورت لزوم به مامورين رسيدگي ارائه شود . که ذيلاً نمونه ان قابل ملاحظه است لازم به ذکر است که اين نمونه مناسب دفاتري است که فافد سيستم الکنرونيکي ميباشند

 

وفق ماده 13 در موارد نگهداري دفاتر مشاغل، درآمد ها و هزينه ها و خريد و فروش دارائي هاي قابل استهلاک بايد در همان روز انجام و در دفتر مشاغل ثبت گردد.

و وفق تبصره 1 ماده13 تاريخ مذکور در مدارک يا فاکتور فروش يا خريد و غيره ملاک قطعي تاخير تحرير شناخته نمي شود و هرگاه انجام و ختم اين گونه اعمال با توجه به روش و طرز کار موسسه تابع تشريفات و طي مراحلي باشد تا موضوع آماده براي ثبت در دفتر مربوط شود، فاصله بين تاريخ فاکتور يا مدارک و روز آماده شدن آن براي ثبت در دفتر تاخير ثبت تلقي نخواهد شد.

و وفق  تبصره 2 همان ماده  تاخير در تحرير عمليات در صورتي که به منظور سوء استفاده نباشد تا 15 روز به تشخيص اداره امور مالياتي و بيش از آن به تشخيص هيات 3 نفري موضوع بند 3 ماده 97قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 3/12/66 و اصلاحيه هاي بعدي به قانوني بودن دفاتر خللي وارد نخواهد کرد.

 

و وفق  تبصره 3 همان ماده در مواردي که دفاتر موضوع اين آئين نامه توسط مقامات قضائي يا ساير مراجع قانوني از دسترس مودي خارج شود و صاحب دفتر از تاريخ وقوع اين امر حداکثر ظرف سي روز دفاتر جديد امضاء، پلمب و عمليات آن مدت را در دفاتر جديد ثبت کند، تاخير ثبت عمليات در اين مدت به اعتبار دفاتر خللي وارد نخواهد کرد.

 

و وفق تبصره 4 تاخير ثبت دفاتر در مورد اشخاص حقوقي جديد التاسيس از تاريخ ثبت شخص حقوقي و در مورد ساير اشخاص از تاريخ شروع فعاليت تا سي روز مجاز خواهد بود.

 

وفق ماده 16 امضاء و پلمپ دفاتر ضمن سال مالي مشروط بر اينکه تا تاريخ امضاء و پلمب هيچگونه عمل مالي و پولي صورت نگرفته باشد و همچنين تاخير امضاء پلمب تا حد مجاز مقرر در تبصره هاي 3 و4 ماده 13 اين آئين نامه در مورد دفتر مشاغل به اعتبار دفاتر خللي وارد نخواهد کرد .

 

وفق ماده 17 مودياني که از سيستمهاي الکترونيـکي استفاده مي نمايند موظفنـد حداقل مـاهـي يک بار خـلاصه عمليـات داده شده به ماشينهاي الکترونيکي را در دفتر مشاغل ثبت نمايند . علاوه بر اين به منظور تسهيل رسيدگي بايد آئين نامه ها يا دستور العمل هاي کار ماشين و برنامه هاي آن و نحوه کار با نرم افزارهاي مالي مورد استفاده را در اختيار ماموران رسيدگي قرار دهند.

 

بنابراين با توجه به اينكه بيشتر دفاتر اسناد رسمي از سيستمهاي الكترونيكي استفاده مينمايند لذا به جاي ثبت روزانه درآمد و هزينه خلاصه عمليات مالي خود را بصورت ماهانه در دفتر درامد و هزينه ثبت مينمايند .مهلت ثبت اين خلاصه تا پانزدهم ماه بعد ميباشد

 

وفق تبصره ماده 18 در موردي که فرم اظهار نامه تدوين شده توسط سازمان امور مالياتي کشور که در اختيـار موديـان گذارده مي شود حاوي فرم صورتهاي مالي نيز باشد ، اشخاص موضوع اين ماده با تنظيم و تصويب اين فرمهــا به تسليم صورتهاي مالي جداگـانه که خود براي موسسه متبوع تهيه نموده اند نخواهد بود ليکن مي توانند به منظور رفع ابهام احتمالي و يا ارائه اطلاعات بيشتر علاوه بر تنظيم و تسليم اظهار نامه مذبور نسخه اي از صورتهاي مالي و ضمائم مربوط را نيز همراه اظهار نامه به اداره امور مالياتي ذير بـط تسليـم نمايند.

وفق ماده 19 از اشخاص مشمول بند ب ماده 96 قانون مالياتهاي مستقيم هر يک که در امور توليد و خريد و فروش کالا فعـاليت ندارند و فعاليت آنها به طور مشخص محدود به دريافت بهاي خدمات و پرداخت هزينه هاست ، بايستي صورت خلاصه درآمد و هزينه ها را حتـي المقـدور با تفکيـک انواع آنهـا تهيـه نمايند.

 

وفق تبصره ماده 19 چنانچه فرم اظهار نامه تدوين شده توسط سازمان امور مالياتي کشور که در اختيار موديان گذارده مي شود از حيث لــزوم ارائه اطلاعات مذکور در اين ماده کفايت امر را بنمايد موديان مزبور ملزم به تهيه و تسليم صورتهاي جداگـانه نخواهند بود ليکن ميتوانند به منظور رفع ابهام احتمالي ويا ارائه ي اطلاعات بيشتر علاوه بر اظهارنامه نسخه اي از حساب درآمد و هزينـه و يـا حساب سود و زيان خود را نيز که به شرح فوق تنظيم نموده اند به انضمام ساير يادداشت ها و مدارک موجود همراه اظهـار نامه به اداره امور مالياتي ذير بط تسليم نمايند .

 

 

 موارد رد دفاتر

وفق ماده 20 تخلف از تکاليف مقرر در اين آئين نامه در موارد زير موجب رد دفاتر ميباشد :

 

1-در صورتي که دفاتر ارائه شده از پلمب خارج شده و يا فاقد يک يا چند برگ باشد.

از انجائيكه تمامي اوراق دفتر داراي شماره ميباشد لذا چنانچه برگي از انها كم شود قابل ملاحظه است و قبل از پلمپ دفتر بايد دقت شود اشتباه چاپي رخ نداده باشد و شماره اي از صفحات كم نباشد .

 

2-عدم ثبت يک يا چند فعاليت مالي در دفاتر به شرط احراز.

در مورد دفاتري كه فاقد سيستم ميباشند و بايد درامد و هزينه خود را بصورت روزانه ثبت نمايند ثبت تمام فعاليتها ضروري است فقط ميتوانند درامدهاي مشابه ويا هزينه هاي مشابه هريك را تحت يك رديف ثبت نمايند و دفاتري كه داراي سيستم ميباشند ميتوانند آنها را بصورت ماهيانه ثبت نمايند .

3-ثبت تمام يا قسمتي از يك فعاليت در حاشيه

4-ثبت تمام يا قسمتي از يك فعاليت (آرتيكل)بين سطور

 ثبت در حاشيه و حتي بين سطور مجاز نميباشد و بايد تمام نوشته ها بر روي خطوط ثبت شده و در انتهاي سطر هر ستون براي ادامه ثبت از سطر بعدي همان ستون استفاده نمود                                                                         

5-تراشيدن، پاک کردن و محو کردن مندرجات دفاتر به منظور سوء استفاده.

6- جاي سفيد گذاشتن بيش از حد معمول در صفحات و سفيد ماندن تمام صفحه در دفتر مشاغل به منظور سوء استفاده .

به منظور جلوگيري از هرگونه شائبه سوء استفاده در ثبت دفاتر حتماً از شماره رديف براي هر ثبت استفاده ميشود و معمولاً چنانچه نوشته تا انتهاي سطر نرود بقيه سطر را خالي ميگذارند و ثيت بعدي را از از اول سطر آغاز مينمايند .

7-تاخير تحرير دفتر مشاغل زايد بر حد مجاز مندرج در تبصره هاي 2 الي 4 ماده 13 و تاخير تحرير زايد بر حد مقرر در ماده 17اين آئين نامه.

8- اشتباه حساب حاصل از ثبت عمليات موسسه در صورتي که نسبت به اصلاح آن طبق مقررات تبصره ماده 11 اين آئين نامه اقدام نشده باشد.

چنانچه اشتباه رخ داده در ثبت دفاتر ً در اثناء عمليات سال مربوط مورد توجه واقع و بر پايه استانداردهاي حسابداري در دفاتر همان سال اصلاح و مستندات آن ارائه شود ، به اعتبار دفاتر خللي وارد نخواهد کرد .

 

9- در صورتيکه مؤديان مالياتي حسب مورد از اوراق مخصوص ماده 169 قانون مالياتهاي مستقيم استفاده ننمايد.

در حال حاضر  فرم هاي بخصوصي در اين خصوص آگهي نشده است

 

10- عـدم ارائـه آيين نامه ها يا دستور العمل هاي نحوه كار با نرم افـزارهـاي مـالي مـورد استفـاده در مورد اشخاصي که از سيستم هاي الکترونيکي استفاده مي نمايند.

اين دستورالعمل ها معمولاً تحت عنوان راهنما توسط شركت توليد كننده نرم افزار تهيه ودر اختيار بهره بردار قرار داده ميشود .

11- عدم ارائه يک يا چند جلد از دفاتر ثبت و پلمب شده (ولونانويس.)

 

باتوجه به حجم عمليات مربوط به دفاتر اسناد رسمي به نظر نميرسد دفتري نياز به جلد اضافي داشته باشد و لي در هرصورت چنانچه دفتر اقدام به پلمپ بيش از يك جلد در سال مالي مربوطه نموده باشد بايد هنگام ارائه دفتر نوشته شده ، دفتر نانويس را نيز به اداره امور مالياتي تسليم نمايد .

 

12- استفاده از دفاتر ثبت و پلمب شده سالهاي قبل (با توجه به مقررات ماده 3 اين آيين نامه).

چنانچه دفاتر سالهاي قبل نانويس و بدون استفاده مانده باشد مودي حق استفاده از آنها را ندارد و  به  دلايلي از قبيل اينكه اسراف نشود و غيره نميتوان استفاده نمود خصوصاً اينكه تعداد دفاتر پلمپ شده توسط ادارات امور مالياتي ثبت ميشود .

 

13- عدم تطبيق مندرجات دفاتر با اطلاعات موجود در سيستم هاي الکترونيکي، در مورد اشخاصي که از  سيستم هاي مذکور استفاده مي نمايند.

در صورتيكه دفتر از سيستم الكترونيكي استفاده مينمايد بايد خلاصه عمليات را در دفتر ثبت نمايد اين خلاصه بايد از حيث مبلغ و تعداد عمليات با سيستم مطابقت داشته باشد و عدم تطابق موجب رد دفتر ميباشد .

14-ـ ثبت هزينه‌ها و درآمدها و هر نوع اعمال و اقلام مالي غيرواقع در دفاتر بشرط احراز (توضيـح آنكـه ثبت هزينـه‌هائي‌كه وقـوع آن محقـق بوده اما به‌دلايل خاص قانوني قابل قبول از حيث مالياتي نيست و برگشت داده مي‌شود، بمنزله ثبت هزينه‌هاي غيرواقع تلقي نمي‌شود.)

هدف از ثبت درامد و هزينه در دفاتر  احراز درامد و هزينه واقعي مودي ميباشد و بديهي است ثبت غير واقعي درامد ويا هزينه موجب رد دفتر گردد و لي برخي از هزينه ها علي رغم اينكه واقعي است با توجه به ساير مصوبات و دلايل قانوني هزينه قابل قبول تلقي نميگردد در اين موارد فقط هزينه برگشت داده شده ولي دفتر رد نميشود و ماليات درآمد حاصل شده ناشي از اين برگشت محاسبه و بايد پرداخت گردد .


تبصره ـ در مورد بند6 اين ماده چنانچه سفيد ماندن جهت ثبت تراز افتتاحي باشد موجب رد دفاتر نخواهدبود و همچنين سفيد ماندن ذيل صفحات دفتر در آخر هر روز يا هر هفته يا هر ماه بشرطي كه اسناد داراي شماره رديف بوده و قسمت سفيد مانده با خط بسته شود، به اعتبار دفتر خللي وارد نمي‌آورد.

 

وفق ماده 21 هيات سه نفري حسابرسان موضوع بند 3 ماده 97قانون مالياتهاي مستقيم، در صورتيکه با توجه به دلايل توجيهي مؤدي و نحوه تحرير دفاتر و رعايت استانداردهاي حسابداري و درجه اهميت ايرادات مطروحه از سوي اداره امور مالياتي و رعايت واقعيت امر، احراز نمايند که ايرادات مزبور به اعتبار دفاتر خللي وارد نمينمايد، ميتوانند نظر خود را مبني بر قبولي دفاتر و اسناد ومدارک اعلام نمايند .

 

 

پايان

*حــــــــســـــــابـــــداري مـــــالــــــي*

حسابداری مالی گونه‌ای از حسابداری است، که اطلاعات مالی را در قالب گزارشات مالی نظیر ترازنامه‌ها و صورت‌های سود و زیان برای استفاده داخلی سازمان، کارکنان شرکت، همچنین برای گزارش‌دهی به استفاده کنندگان برون سازمانی نظیر سهام‌داران، سازمان‌های دولتی و ناظران جمع‌آوری، تحلیل و ارائه می‌کنند.

دانلود جزوه دست نویس حسابداری مالی در قالب یک فایل پی دی اف

*آشــــــــــنایــــی مختــــــــــصــر بــــــــــا چـــند نرم افزار حــــــسابـــــــداری*

امروزه بیشتر موسسات مالی در سطح کوچک و متوسط از انواع مختلفی از نرم افزارهای حسابداری به منظور مدیریت عملیاتهای مالی خود استفاده می کنند.این امر به عنوان تضمینی است برای این که سطوح در آمد ، هزینه و سرمایه آنها به طور موثر نظارت و ثبت شده باشد . در این راستا نرم افزارهای حسابداری و مالی یک ابزار جدید در حسابداری هستند .
با توجه به رشد روز افزون معاملات در سطوح وسیع و با ورود رایانه به عنوان یک جزء لاینفک در زندگی انسانها نمی توان حسابداری را بدون این ابزار تصور کرد . سیستم های مالی و نرم افزارهای حسابداری غیر از آنکه مشکلات و موانع حسابداری به شیوه سنتی را از بین برده است امکانات جانبی دیگری را نیز در اختیار استفاد کنندگان از اطلاعات مالی قرار می دهد.

مزایایی که میتوان از استفاده از سیستم های مالی بدست آورد می تواند شامل موارد زیر باشد :

صرفه جویی در وقت،محاسبه و ثبت دقیق اطلاعات مربوط به موجودی کالا ، پرسنل و مشتریان ،کاربری آسان ،ارزیابی و تخمین ،حداقل کردن اشتباهات ،گرفتن گزارش در فواصل زمانی معین

بدین دلیل و با توجه ب اهمیت این مطلب  در ادامه مطلب آموزش چند نرم افزار را در قالب فایل pdf قرار داده ایم:

 

دانلود آموزش نرم افزار هلو

 

دانلود آموزش نرم افزار سپیدار

 

دانلود آموزش نرم افزار رافع 6

 

دانلود آموزش نرم افزار رافع 7

 

دانلود آموزش نرم افزار همکاران سیستم

 

مرجع کامل اکسل

 

اکسل برای حسابداران و حسابرسان

 

دانلود آموزش اولیه نرم افزار سپیدار همکاران سیستم

 

دانلودطریقه نصب نرم افزار رافع

 

دانلود راهنمای کاربری نرم افزار سهام

هزارتوهای اکسل

*تــــــصـــــحـیـح اشــتـــــبــــــاه*

لوکا پاچیولی پدر حسابداری نوین می گوید:

کسی که هیچ کاری نمی کند، هیچ اشتباهی نمی کند.

کسی که هیچ اشتباهی نمی کند، هیچ چیز یاد نمی گیرد.

خطای انسانی و اشتباه در بیشتر رشته ها و مشاغل  وجود دارد،مسئله ای که به نظر من مهم است پی بردن و کشف اشتباه و تصحیح و اصلاح آن است در ادامه مطلب میتوانید با برخی از اشتباهات حسابداری و نحوه اصلاح آن آشنا شوید:

وقوع اشتباه در حسابداری امری اجتناب ناپذیر است و عواملی چون تنوع وپیچیدگی موضوعات، حجم زیاد کار، خستگی، کسالت،بی اطلاعی،بی دقتی وعملیات تکراری احتمال اشتباه را افزایش می دهد. اغلب اشتباهاتی که در حسابداری رخ می دهد غیر عمدی است. با این حال ممکن است به قصد سوء استفاده، مخفی کردن ویا ارائه نادرست اطلاعات مالی نیز اشتباهاتی صورت بگیرد.

اشتباهات اعم از عمدی یا غیر عمد ممکن است در موارد زیر روی دهد.

1: در تجزیه و تحلیل معاملات

2:در ثبت معاملات در دفتر روزنامه ویا ثبت نکردن آنها

3:در نقل اقلام از دفتر روزنامه به دفتر کل

4:در مانده گیری حسابها

5:در نقل مانده حسابهای دفتر کل از یک صفحه به صفحه دیگر

6:در انتقال مانده ها به تراز آزمایشی

7:در جمع زدن ستونهای تراز آزمایشی

8:در اصلاح حسابها

طبقه بندی اشتباهات

اشباهات دفتر داری را از لحاظ امکان کشف در جریان عادی عملیات حسابداری می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد:

الف: اشتباهاتی که موجب عدم توازن تراز آزمایشی می شوند

ب:اشتباهاتی که موجب عدم توازن تراز آزمایشی نمی شوند

الف: اشتباهاتی که موجب عدم توازن تراز آزمایشی می شوند: اشتباهات زیر باعث می شود تراز آزمایشی دو ستونی ویا دوستون آخر تراز آزمایشی چهار ستونی توازن نداشته باشد.

1:جمع زدن غلط ستونهای مانده حسابه در تراز آزمایشی

2: انتقال ندادن یک طرف ثبت روزنامه به حسابهای دفتر کل.(مثال: در فروش  نقدی ممکن است،طرف بدهکار معامله به درستی به حساب صندوق یا بانک نقل شود. اما طرف بستانکار به حساب فروش نقل شود).

3:انتقال دادن هر دو طرف یک ثبت روزنامه به ستون بدهکار یا ستون بستانکار حسابهای دفتر کل:(مثال: در نقل ثبت روزنامه مربوط به خرید نقدی 100000 ریال کالا ممکن است حساب خرید به درستی بدهکار اما در نقل طرف بستانکار اشتباه شود و مبلغ مزبور به جای ستون بستانکار حساب صندوق به ستون بدهکار صندوق نقل شود).

4: نقل مبلغ نادرست به حسابهای دفتر کل:(مثال: ممکن است یک طرف ثبت روزنامه ای به مبلغ 100000 ریال اشتباها به مبلغ 10000 ریال به حساب مربوط در دفتر کل وارد شود).

5: نوشتن رقم بدهکار وبستانکار نامساوی برای یک معامله در دفتر روزنامه.(مثال:ممکن است طرف بدهکار یک ثبت روزنامه،20000 ریال وطرف بستانکار آن اشتباها 200000 ریال نوشته شود)احتمال این نوع اشتباه در ثبتهای مرکب بیشتر است.

ب: اشتباهاتی که موجب عدم  توازن تراز آزمایشی چهار ستونی   می شود:اشتباهات زیر بدون آن که بر توازن تراز آزمایشی اثر بگذارند موجب عدم تطابق رقم گردش عملیات دفتر روزنامه و دفتر کل می شوند.

1: عدم انتقال دو طرف یک ثبت روزنامه به حسابهای مربوط در دفتر کل

2:انتقال دو طرف یک ثبت روزنامه با مبلغ کمتر یا بیشتر، به حسابهای مربوط در دفتر کل

3:وقوع اشتباهات خنثی کننده(مثال:در صورتی که جمع ستون بدهکار یکی از حسابهای دارایی و جمع ستون بستانکار یک از حسابهای بدهی به یک میزان کمتر یا بیشتر از واقع قلمداد شود).

کشف اشتباهات:

معمولا برای کشف اشتباه یا اشتباهاتی که موجب عدم توازن تراز آزمایشی شده است. روشهای زیر بکار می رود.

1:جمع زدن مجدد ستونهای تراز آزمایشی به ترتیب عکس. یعنی اگر ستونها ابتدا از بالا به پایین جمع زده شده است بار دوم،از پایین به بالا جمع زده می شود.

2:مقابله مانده حسابهای دفتر کل با اقلام مندرج در تراز آزمایشی

3:کنترل نقل مانده حسابها از یک صفحه به صفحه بعد دفتر کل

4:کنترل محاسبات مربوط به مانده گیری حسابهای دفتر کل

5:بررسی ستون عطف دفتر روزنامه برای پیدا کردن اقلامی که احتمالا به دفتر کل نقل نشده اند

6: بررسی صحت انتقال اقلام از دفتر  روزنامه به حسابهای دفتر کل از طریق مقابله یکایک مبالغ ثبت شده در دفتر روزنامه با مبالغ نقل شده به حسابهای دفتر کل.

 

شیوه های کشف بعضی اشتباهات:

در موردی که تراز آزمایشی توازن ندارد،گاه حسابداران برای صرفه جویی در کار و کاهش زمان کشف اشتباه، ابتدا مبلغ اختلاف جمع ستونهای تراز آزمایشی را تعیین وسپس آزمونهای زیر را انجام می دهند.

1:اگر مبلغ اختلاف مضربی از 9 ویا به عبارت دیگر، بر 9 قابل تقسیم باشد، اشتباه ممکن است ناشی از مقلوب شدن ویا به عبارت دیگر پس وپیش نوشتن ارقام باشد (مثال: اگر مانده حساب صندوق، 10152 باشد اما در انتقال به تراز آزمایشی رقم مقلوب و10125 ریال نوشته شده باشد، میلغ اشتباه 27 ریال ومضربی از 9 باشد). آگاهی از چنین احتمالی می تواند در پیدا کردن اشتباه موثر افتد.

2:اگر مبلغ اختلاف بر عدد 2 قابل تقسیم ویا به عبارت دیگر زوج باشد، اشتباه ممکن است ناشی از ثبت مبلغ بدهکار در ستون بستانکار ویا عکس آن باشد(مثال: اگر مانده حساب اثاثه اداری 420000 ریال واشتباها در ستون بستانکار تراز آزمایشی نوشته شده باشد،تفاوت جمع ستون بدهکار وبستانکار تراز آزمایشی،دو برابر مبلغ 420000 ریال یعنی 840000 ریال خواهد بود).

در چنین حالتی حسابداران برای کشف اشتباه رقمی معادل 420000 ریال را جستجو خواهند کرد.

3:اگر اختلاف دو ستون تراز آزمایشی مضربی از 10 باشد نظیر 10و100و1000، احتمال اشتباه در جمع زدن ستونها است، در چنین حالتی، حسابداران در وهله اول جمعها را کنترل می کنند.

4: تعیین اختلاف بین گردش عملیات در تراز آزمایشی چهار ستونی و گردش عملیات دفتر روزنامه می تواند در جستجوی اشتباه ویافتن اشتباهاتی نظیر عدم ثبت کامل یک معامله موثر افتد.

ب: اشتباهاتی که موجب عدم توازن تراز آزمایشی نمی شود.

1:تجزیه وتحلیل غلط یک معامله: در تجزیه وتحلیل یک معامله ممکن است حسابهایی که باید بدهکار یا بستانکار شوند، به درستی تعیین نشود ویک قلم به حساب نامناسبی منتقل گردد. (مثال: هزینه تعمیرات یک ماشین اشتباها به حساب دارائی مربوط نقل شود. این گونه اشتباهات را اشتباه اصولی نیز می نامند.

2: از قلم افتادگی:این اشتباه زمانی رخ می دهد که یک یا چند معامله به دلایلی نظیر گم شدن اسناد و مدارک اولیه در دفتر روزنامه ثبت نگردد.(مثال: فروش کالا به یکی از مشتریان در دفتر روزنامه ثبت نشود و در نتیجه، به حسابهی مربوط در دفتر کل نیز انتقال نیابد.

3: ثبت کردن یک معامله به مبلغی کمتر یا بیشتر در دفتر روزنامه:(مثال : ممکن است در ثبت خریدی به مبلغ 100000 ریال  پس از کسر 10% تخفیف تجاری به جای آن که معامله به مبلغ 90000 ریال در دفتر روزنامه ثبت شود، رقم 100000 ریال ملاک ثبت قرار گیرد.

4: نقل نکردن دو طرف یک ثبت روزنامه به حسابهای دفتر کل: این اشتباه اگر چه بر توازن تراز آزمایشی اثر ندارد ولی بطوری که قبلا گفته شد، در صورت تهیه تراز آزمایشی چهار ستونی ، رقم گردش عملیات دفتر روزنامه با رقم گردش عملیات حسابهای دفتر کل یکسان نخواهد بود.

5: اشتباه در نقل اقلام: این اشتباه زمانی رخ می دهد که معامله به درستی در دفتر روزنامه ثبت ولی مبلغ صحیح بدهکار یا بستانکار، اشتباها به بدهکار یا بستانکار حساب یا حسابهای دیگری نقل شود. (مثال: ممکن است در نقل یک قلم که در دفتر روزنامه به درستی به حساب صندوق بدهکار شده است اشتباها به جای حساب صندوق، حساب بانک بدهکار شود.

6: اشتباهات متقابل و خنثی کننده: گاه اثر یک اشتباه با وقوع اشتباه دیگری دقیقا به همان مبلغ ،خنثی می شود.(مثال: مانده یک حساب دارائی در دفتر کل اشتباها معادل 10000 ریال بیش از واقع محاسبه شود و در عین حال، مانده یک حساب بدهی نیز به همین مبلغ اضافه تر منظور گردد واین دو اشتباه یکدیگر را خنثی کنند.

 

نحوه کشف این گونه اشتباهات:

بسیاری از اشتباهات مذکور در جریان کار و در ا ثر دریافتها و پرداختها، مقابله اسناد و مدارک با حسابها و در رسیدگی به حسابها کشف می شوند. ولی این احتمال وجود دارد که اشتباهاتی مدتها کشف نشده باقی بماند.

تصحیح اشتباهات:

 

اشتباهات دفتر داری را می توان به دو دسته اصلی زیر طبقه بندی کرد:

الف) اشتباه در ثبت روزنامه

ب)اشتباه در نقل اقلام از دفتر روزنامه به دفتر کل

<<<<الف>>>>

اشتباه درثبت دفتر روزنامه:

1- ثبت کردن بد هکار وبستانکار نامساوی برای یک معامله.

2- ثبت کردن یک معامله به مبلغی بیشتریا کمتراز واقع.

3-تجزیه وتحلیل نادرست یک معامله و بدهکار و بستانکار کردن حسابهای نادرست.

 

کشف اشتباه در ثبت دفتر روزنامه قبل از نقل به دفتر کل:  اشتباهاتی که قبل ازنقل به دفتر کل کشف می شوند معمولاً با کشیدن خط روی مبلغ یا عنوان حساب غلط و نوشتن مبلغ یا نام حساب صحیح در بالای آن تصحیح می شود. حسابداری که این تصحیح را انجام می دهد معمولاًحاشیه دفتر را پاراف می کند.

 

مثال: در تاریخ15/8/1387دریافت مبلغ 12125ریال از یک مشتری اشتباها ًبه مبلغ 12152ریال به ترتیب زیر در دفتر روزنامه ثبت شده است

 

اصلاح ثبت اشتباه:

 

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

15/8

صندوق

                

                 حساب دریافتنی

دریافت از آقای البرزی بابت فاکتور شماره 820

12152

 

 

12152

 

 

 

 

مثال 2: در تاریخ 20/5/1387دریافت مبلغ 14125ریال ازیک مشتری اشتباها ً به حساب بانک ثبت شده است.

 

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

20/5

بانک

                

                 حساب دریافتنی

دریافت از شرکت نیرو بابت فاکتور شماره 740

14125

 

 

14125

 

 

 

کشف اشتباه در ثبت دفتر روزنامه پس از نقل به دفتر کل: اشتباهاتی که پس از نقل به دفتر کل کشف می شوند با تهیه سند اصلاحی و ثبت آن در دفتر روزنامه تصحیح می شوند.

 

مثال1: در تاریخ20/9/1388فروشگاه البرز یک عدد فایل کابینت به مبلغ350000ریال

خریداری کرد حسابداری خرید فایل کابینت را اشتباهاً به ترتیب زیر در دفتر روزنامه ثبت و سپس به حسابهای دفتر کل نقل شده است.

 

با کشف این اشتباه در تاریخ 28/9/88 متوجه می شویم که حساب ملزومات 350000 ریال بیشتر از واقع وحساب  اثاثه اداری معادل همین مبلغ از واقع بدهکار شده است. بنابراین با تهیه سند اصلاحی و ثبت آن در دفتر روزنامه و نقل به حسابهای دفتر کل اشتباه مزبور تصحیح می شود.

 

تاريخ

شرح

بدهکار

بستانکار

28/9

اثاثه اداری

                

      ملزومات اداری

تصحیح ثبت مورخ 20/9 که در آن خرید یک عدد فایل کابینت به جای حساب اثاثه اداری به حساب ملزومات اداری بدهکار شده است

350000

 

 

350000

 

راه دیگر:تصحیح اشتباه مزبور برگرداندن ثبت اولیه غلط و نوشتن ثبت صحیح است که به ترتیب زیر انجام می شود.

 

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

28/9

صندوق

                      ملزومات اداری

برگشت دادن ثبت 20/ 9 که طبق آن خرید یک عدد فایل کابینت اشتباها به حساب ملزومات اداری منظور شده

 

350000

 

350000

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

28/9

اثاثه اداری

                   صندوق

ثبت صحیح خرید یک عدد فایل کابینت خریداری شده در تاریخ 20/9

350000

 

350000

 

مثال دوم:اگر در مثال فوق اشتباه ناشی از ثبت غلط مبلغ معامله باشد یعنی مثلاً فایل کابینت خریداری شده به جای 350000ریال به35000ریال در دفتر روزنامه ثبت و به حسابهای دفتر کل نقل شده باشد، با تهیه سند اصلاحی وثبت آن در دفتر روزنامه و نقل به حساب های دفتر کل اشتباه مزبور تصحیح می شود.

 

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

28/9

اثاثه اداری

             صندوق

تصحیح ثبت اشتباه مورخ 20/9/1388 که خرید یک عدد فایل کابینت به جای مبلغ 350000 ریال اشتباهاً به مبلغ 35000 ریال ثبت شده است.

 

315000

 

315000

 

 

ب> اشتباه در نقل اقلام از دفتر روزنامه به دفتر کل:در مواردی که ثبت اولیه معاملات و عملیات مالی در دفتر روزنامه به درستی انجام گرفته ممکن است یک قلم به مبلغ غلط به طف نادرست حساب و یا به حساب نامربوط نقل شود اشتباهاتی که در نقل اقلام رخ میدهد میتوان به دو دسته کل زیر تقسیم و برای تصحیح آنها راه حل مناسب ارائه کرد.

 

 

1: اشتباه درنقل اقلام که موجب عدم توازن تراز آزمایشی می شود: اشتباهاتی نظیر انتقال یک قلم به مبلغ غلط یا به طرف نادرست حساب موجب عدم توازن تراز آزمایشی می شود این گونه اشتباهات را می توان به یکی از دو روش زیر تصحیح کرد

 

روش اول: کشیدن خط روی مبلغ غلط و نوشتن مبلغ صحیح در بالای آن و یا در ستون مناسب حساب مربوط در دفتر کل.

روش دوم: تعیین تفاوت مبلغ غلط ومبلغ صحیح و ثبت آن در حساب مربوط در دفتر کل به نحوی که اثر اشتباه خنثی و مانده حساب اصلاح شود.

در تصحیح اشتباه به یکی از دو روش بالا : حسابداری که اصلاح را انجام

می دهد باید در ستون شرح حساب مربوط در دفتر کل یا در حاشیه دفتر توضیح مختصری بنویسید ودفتر را پاراف کند.

 

مثال: خرید نقدی به مبلغ  73000 ریال ملزومات بطور صحیح در دفتر روزنامه ثبت شده اما به جای 73000 ریال اشتباهاً مبلغ37000 ریال به حساب ملزومات در دفتر کل نقل شده است در نتیجه مانده حساب ملزومات معادل 36000 ریال کمتر از واقع است. تصحیح این اشتباه به هر یک از دو روش گفته شده شرح زیر است.

روش اول: در این روش روی مبلغ37000 ریال در دفتر کل خط کشیده می شود و مبلغ 73000 ریال در بالای آن نوشته می شود.

روش دوم: در این روش مبلغ  36000 ریال تفاوت مبلغ صحیح و مبلغ غلط ذیل آخرین رقم ثبت شده در حساب ملزومات دفتر کل نوشته و در مقابل آن در ستون شرح دفتر کل جمله تفاوت ناشی از نقل غلط مبلغ خرید ملزومات در تاریخ........نوشته می شود.

 

(2)اشتباه درنقل اقلام که موجب عدم توازن آزمایشی

نمی شود: اشتباهاتی نظیر نقل یک قلم به حساب نامربوط موجب عدم توازن تراز آزمایشی نمی شود. این گونه اشتباهات معمولاً در جریان تطبیق حساب ها نظیر تطبیق حساب بانک دردفترکل با صورتحساب ارسالی بانک، بررسی حساب مشتریان، شمارش موجودی ملزومات وکالا کشف و با تهیه سند اصلاحی و ثبت آن در دفتر روزنامه ونقل به دفترکل تصحیح می شود.

 

مثال:در تاریخ25/10/1388به مبلغ100000 ریال بابت خرید قطعات یدکی برای تعمیر وسائل نقلیه پرداخت ودر دفتر روزنامه به درستی به حساب هزینه تعمیر وسائل نقلیه بدهکار وحساب بانک بستانکار شده است، اما در نقل این معامله به حساب های دفتر کل اشتباهاً مبلغ100000  ریال بجای حساب هزینه تعمیرات وسائل نقلیه به حساب وسائل نقلیه بدهکار شده است.

 برای تصحیح این اشتباه ابتدا اثر اشتباه بر حساب های هزینه تعمیرات وسائل نقلیه دقیقاً تعیین و سپس با تهیه سند اصلاحی ثبت زیر در دفتر روزنامه نوشته می شود.                                  

 

تاریخ

شرح

بدهکار

بستانکار

25/10

هزینه تعمیرات وسایل نقلیه

                       وسایل نقلیه

تصحیح نقل مربوط به خرید قطعات یدکی در 25/10 که بدرستی در دفتر روزنامه ثبت اما در نقل به دفتر کل اشتباها حساب وسایل نقلیه بدهکار شده است

100000

 

100000